شبانگاهان (آلبوم بوي گل ـ عبدالحسين مختاباد)ترانه را
اينجا بشنويد
شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم
شرر ریزد بیامان به دل ساکنان فلک نالهي سازم
دل شیدا حلقه را شکند تا برآید و راه سفر گیرد
مگر یک دم گرم و شعلهفشان تا به بام جهان بال و پر گیرد
خوشا ای دل بال و پر زدنت شعلهور شدنت در شبانگاهی
به بزم غم دیدگان تری جان پرشرری شعله آهی
بیا ساقی تا به دست طلب
گیرم از کف تو جام پیدرپی
به داد دل ای قرار دلم
نو بهار دلم میرسی پس کی
چو آن ابر نوبهارم من
به دل شور گریه دارم من
میتوانم آیا نبارم من
نه تنها از من قرار دل میرباید این شور شیدایی
جهانی را دیدهام یکسر دیده ام یکسر
غرق دریای ناشکیبایی
بیا در جان مشتاقان
گلافشان کن، گل افشان کن
به روی خود شب ما را
چراغان کن، چراغان کن
چو آن ابر نوبهارم من
به دل شور گریه دارم من
میتوانم آیا نبارم من
ــــــــــــــــــــــــ
پست مرتبط در وبلاگ اصلی: بعضي روزها...
22:55
آشپزباشی.....