<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435</id><updated>2011-07-08T02:37:42.692+02:00</updated><title type='text'>طبّاخ</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://lecuisinier.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>42</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-5905032187396359761</id><published>2009-07-01T21:50:00.000+02:00</published><updated>2009-07-01T21:51:06.790+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;بیانیه آیت الله طاهری بعد از تایید نتیجه انتخابات&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سلام خدا و رسول برگزیده او بر همه شهدا اسلام و دفاع مقدس و شهدای اخیر راه آزادی و حریت که خون پاک خود را برای دفاع از حقیقت و امانت و صیانت از آراء ملت نثار کردند تا انقلاب اسلامی که برای تکریم انسان و آزادی و استقلال و اجرای احکام اصولی اسلام به رهبری قائد راحل حضرت امام خمینی(ره) شکل گرفت از انحراف و کجروی مصون بماند. اینجانب شهادت فرزندان پاک نهاد ملت ایران و متابعان اسلام محمدی را به خانواده های داغدار و عموم مردم عزیز تسلیت عرض می نمایم و از خداوند تبارک و تعالی صبر جمیل و اجر جزیل برای آنان و آزادی دستگیرشدگان و شفای مجروحین حوادث اخیر مسئلت می نمایم.&lt;br /&gt;انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد از چند جهت حادثه تاریخی و حائز اهمیت است اول آنکه ملت بزرگ، بصورت یکپارچه و بانشاط و امیدوار به تغییر سرنوشت کشور به پای صندوق های رای حاضر شدند و این بهترین هدیه ای بود که می توانست کشور و انقلاب را از بسیاری خطرات بیرونی و درونی مصون داشته و در مسیر امید و رشد و شکوفایی و عدالت حقیقی به تعالی برساند اما هیهات که چگونه با قدرت پرستی و بی تدبیری و اقدامات غیرقانونی و خلاف عدالت که از قبل از انتخابات شروع گردید طرح مسائلی از قبیل تهمت پراکنی به یاران امام، شبهه افکنی در سلامت دولت های گذشته و زیرسوال بردن امام(ره) و دفاع مقدس و مصادره همه دست آوردهای دوران قبل که از افتخارات این نظام محسوب می گردد به نفع این دولت و سواستفاده وسیع از امکانات ملی چون رادیوتلویزیون و مطبوعات دولتی و توزیع وسیع ثروت های ملی در روزهای قبل از انتخابات برای جلب آرا به نفع دولت و نهایتاً پس از اخذ آرا، تقلیب بسیاری از برگهای رای به نفع خودشان و تائید عجولانه، این فرصت طلایی و بسیار گران بها در معرض تاراج قرار گرفت و در انظار جهانیان و مردم آنچه ماند، آبروی ریخته نظام و خون های بناحق ریخته و جوانان مضروب و مجروح و مردان و زنان زندانی و اموال تخریب شده و در یک کلام، مشروعیت نظام مقدس جمهوری اسلامی و شهدای عزیز ایران بود.&lt;br /&gt;هرچند ممکن است سرکوبگران با امکانات وسیع بتوانند معترضان را موقتاً سرکوب نمایند در حالیکه باید حافظ جان و مال و ناموس همه ملت و حامی مظلوم باشند اما حکومت با چالش هایی سنگین از قبیل اصل بیطرفی شورای نگهبان و نهادهای قضایی و اجرایی در برگزاری انتخابات و دیگر امور مهمه نظام مواجه است که یا به انفعال ملّت از مشارکت در تعیین سرنوشت خود و یا به بی اعتمادی و مبارزه با اصل نظام خواهد انجامید و دایره این یاس و تردید ممکن است خدای ناکرده به اصل اسلام که ابزار حکومت برای توجیه ظلم و بی عدالتی گردیده بینجامد.&lt;br /&gt;من به عنوان فرد کوچکی که عمر خود را به طلبگی و مبارزه و عواقب آن و خانه نشینی در این ایام گذرانده ام، خاضعانه و از سر درد به همه مراجع معظّم و روحانیّت محترم میگویم " کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً" من با دیده گریان و قلبی اندوه بار به عینه می بینم که کهنه دشمنان و مخالفان امام راحل که او را برای مبارزه و تاسیس جمهوری اسلامی تخطئه می کردند، امروز با تمام قوّت و با همان دشمنی تئوری پردازان قدرتمندان شده و از درون به هدم و نابودی عقاید حکومتی مرحوم امام و به موزه فرستادن عملی آن فعالانه مشغول هستند. من مطمئن هستم که روح بلند او و شهدا و سرداران بزرگ ما از این انحرافات اساسی که بر سر اصول مردم سالارانه جمهوری اسلامی آمده است نگرانند. اگر مردم را به استناد "الناس مسلطّون علی اموالهم و انفسهم" مسلّط بر سرنوشت خود بدانیم، اگر این تسلط را با آرا خود به دولت و حکومت تفویض نمودند، وظیفه آنها است بحکم امانتداری در رعایت حقوق آنان کوشا بوده و در صیانت آن امین باشند. "لا تنظروا الی طول ركوع الرجل و سجوده، فان ذلك شیء اعتاده؛ فلو تركه استوحش لذلك و لكن انظروا الی صدق حدیثه و اداء الامانته" که در این روایت ملاک تقوی و صلاحیت، راست گویی و امانتداری است نه طول رکوع و سجود و تظاهر به دین داری کما اینکه در آیه شریفه "ولایجرمنکم شنان قوم علی ان لاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی" مقصود عدالت ورزی با مخالفان و دشمنان است و اگر مردم و امام جمهوری اسلامی را با آزادی و استقلال تعریف کردند، آزادی و استقلال موافقان در هرکاری که اراده کنند نیست بلکه آزادی مردم بر اساس قانون و استقلال کشور و قوانین از سلطه زورمندان است.&lt;br /&gt;اینروزها مشاهده می شود که با تقطیع بعضی از فرمایشات امام که به نفع اقدامات و برنامه های خود تشخیص می دهند، سعی دارند پشت این چهره ملکوتی سنگر گرفته و اعمال و رفتار خود را با معترضان توجیه نمایند. من برای تنویر افکار عمومی به صراحت اعلام می کنم این روش ها ادامه همان استفاده ابزاری از دین و مقدسات و تطهیر خودشان در هاله های مقدس و خارج کردن مخالفان از دائره امام و بدبین کردن جوانان به دین و امام اتفاق می افتد. آیا امام معتقد بود کسانی که باید در انتخابات بی طرف باشند، رسما وارد حمایت علنی از کاندیدای خاصی بشوند؟ آیا شورای نگهبان که بعضی از افراد موثر آن از رقیب جناب آقای میرحسین موسوی علناً حمایت کرده و می کنند، می تواند ملجا و مرجع برای شکایت شکاة باشد؟ چرا نامه توبیخیّه امام و هشدارهای ایشان به بعضی از تخلفات آقایان را منتشر و نقل نمی کنید؟ آیا امام اجازه می داد امکانات عمومی و بیت المال مسلمین برای یک کاندیدا بدون هیچ محدودیتی استفاده شود؟ آیا امام هتاکی ها و تهمت های شخص رییس دولت و منسوبینش را به یارانش تحمّل می کرد؟ آیا امام اچازه می داد حیثیت و آبروی افراد این گونه در معرض و منظر مردم ملعبه بازیگران قدرت و رای بازان حرفه ای قرار گیرد؟ و آیا دین چنین اجازه ای به شما داده است؟ چرا چتر حمایت قانون فقط برای شما و دوستان شما است و تنها هنگامی دین، قانون و امام عزیز می شوند که بتوانید منفعتی از آن ببرید؟ آیا این مصداق "نومن ببعض و نکفر ببعض" نیست؟ آیا این از مصادیق عدالت است که سیّد شریف و مظلومی چون میرحیسن موسوی که در سخت ترین دوران های این کشور مسئولیّت اداره دولت را با وجود جنگ هشت ساله و محاصره اقتصادی و گروه های محارب و تثبیت انقلاب با موفقیت تمام طی نمود و تا آخرین لحظات عمر امام، عزیز و محبوب این رادمرد بزرگ بود، اکنون عامل استکبار، اغتشاشگر و مستوجب کیفر باشد و باید حقوقش پایمال گردد؟ حد و حدود تمامیّت خواهی شما کجا پایان می گیرد؟ بدرستی که دشمن شماره یک انسان نفس اوست(اعدی عدوک نفسک التی بین جنبک).&lt;br /&gt;اینجانب احتمال می دادم که شاید توجّه به مصالح درازمدّت و تاریخی انقلاب و نظام و ایجاد وحدت ملّی، موجب شود تا آقایان دست اندر کار کشور نسبت به تخلّفات وسیعی که در قبل و بعد از انتخابات واقع شد با دید معقول و عادلانه قضاوت کنند، امّا اکنون شواهد و قرائن نشان می دهد که قصد دارند نتایج از قبل اعلام شده را تثبیت نمایند و شرایط نظامی و امنیّتی برای دستگیری و سرکوب معترضان و زنده کردن کینه های قدیمی و انتقام از یاران وفادار امام و جوانان و دانشگاهیان را تشدید کنند. بنده به عنوان یک روحانی کوچک، همصدا با اکثریّت مردم ِ رای باخته، این انتخابات را مخدوش و آن را باطل و تصدّی مجدّد رئیس دولت را برای دور بعد نامشروع و غاصبانه می دانم.&lt;br /&gt;از عموم مردم و جوانان عزیز می خواهم ضمن حفظ آرامش فعّال، مراقب رخنه عناصر مشکوک برای بهانه دادن به سرکوب و تشدید ظلم باشند و بدانند خداوند سنّت خود را حمایت از مظلوم و هدم ظالم قرار داده است.&lt;br /&gt;"و سیعلم الّذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;والسّلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته&lt;br /&gt;خادم شما مردم شریف ایران اسلامی&lt;br /&gt;سید جلال الدّین طاهری&lt;br /&gt;7 تیر 1388&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-5905032187396359761?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/5905032187396359761'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/5905032187396359761'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/07/blog-post_3032.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-8878361529344624011</id><published>2009-07-01T21:48:00.000+02:00</published><updated>2009-07-01T21:49:22.708+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;بیانیه کروبی بعد از تایید نتیجه انتخابات&lt;br /&gt;سه شنبه 9 تیر ماه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;بسمه تعالی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انا لله و انا الیه راجعون&lt;br /&gt;ملت بزرگ و فهیم ایران!&lt;br /&gt;لازم می دانم ابتدا از مردم ایران عذرخواهی کنم؛ هم به خاطر چندین ماه اصرار و ابرام برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری و هم به خاطر همه آن عزیزانی که در این مدت زحمات زیادی را برای آنها موجب شدم و با لطف و عنایت خود مسیر انتخابات را هموار و زمینه حضور عظیم و بی سابقه ای را فراهم کردند.&lt;br /&gt;پیش از همه اذعان می کنم که بسیاری از شما پیشتر و دقیق تر می دانستید که چه خواهد شد و متوجه شده بودید،همان گاه که می پرسیدید «چه تضمینی برای آرای ما وجود دارد»، یا زمانی که می گفتید «نتیجه انتخابات معلوم است و شما آب در هاون می کوبید.»&lt;br /&gt;با این همه می خواهم بگویم از کرده خود پشیمان نیستم و شما هم از این تلاش عظیم و حضور یکپارچه ضرر نکرده اید.حرکت ما در جهت تحکیم مبانی جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت بود و ماه ها با کمک دوستانمان تلاش بی وقفه ای داشتیم که «مطالبه محوری» را در صحنه انتخابات به یک اصل تبدیل کنیم و با توجه به اوضاع و شرایط کشور آنچه به عنوان برنامه و راه برون رفت از شرایط فعلی می توان انجام داد را برای حل مشکلات مردم و تحکیم پایه های استقلال و آزادی در کشور عنوان کنیم.&lt;br /&gt;ما برای تغییر آمده بودیم،گرچه نیروهای غیبی و ظاهری مانع از تغییر در قوه مجریه شدند. با این همه فراتر از این تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و آگاهی مردم بیش از آنچه تصور می شد، صورت گرفت و اذعان می کنم که این تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.&lt;br /&gt;آمدنم در صحنه انتخابات به یاد و عشق امام راحل بود، به یاد روزهای فداکاری و از خودگذشتگی، قدم نهادن در مسیر مسوولیت پذیری و نه جاه پرستی ، خودخواهی و تحقیر دیگران.&lt;br /&gt;آمدن برای گفت و گوهای بالنده تر اجتماعی و نه طرد هر کسی که غیر از سخن من کلمه ای به زبان می راند؛&lt;br /&gt;آمدن برای گفت و گو و شکستن فضای یکسویه حاکم بر اوضاع کشور عمومی؛&lt;br /&gt;آمدن برای دیدن بهتر و کامل تر جریان اداره کشور؛&lt;br /&gt;آمدن برای روشن کردن چرخه ناکارآمد مدیریت اجتماعی کشور؛&lt;br /&gt;آمدن برای تغییر در سیاست های تحکم آمیز و تحجرمآبانه داخلی؛&lt;br /&gt;آمدن برای گفتن از موضع استقلال، شجاعت وحریت ؛&lt;br /&gt;آمدن برای غبار روبی از چهره جوان و نوجوان ، دانشگاه و اصحاب فکر و اندیشه؛&lt;br /&gt;آمدن برای تعامل با همسایگان و دولت های خارجی؛&lt;br /&gt;آمدن برای بازداری از شکل گیری فرهنگ و ادبیات مستبدانه در عرصه جامعه؛&lt;br /&gt;آمدن برای شفاف سازی امور اجرایی و ارتباط بخش های گوناگون اقتصادی و برنامه محوری؛&lt;br /&gt;آمدن برای همه این ها و همه آنچه گفته شد و غیر از این ها همه برای تغییر بود و تغییر برای ایران. حاصل این همه آمدن ها که زمان وسیعی را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم فضای یخ زده کشور را شکستیم ، مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع سپیدی نزدیک تر سازیم ، جرات گفتن و شنیدن را برای مسوولان و نامزدها به اوج رساندیم ، شجاعت دیدن واقعیت ها را در همه زمینه ها ارتقا بخشیدیم ، گفت و گو با همسایگان ، آمریکا ، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی نزدیک ساختیم و با ارائه برنامه ها ، بیانیه ها ، اعلام مواضع و دیدگاه ها ، ناگفته های بزرگی را با عظمت گفتیم و جامعه را از ترس های غیر منطقی دور کردیم و همگان را این سو و آن سوی مرزها ایران به گفت و گو ترغیب کردیم و شما در همه این لحظات و برداشتن این گام ها همراه و یاور من بودید و چگونه می توان فراموش کرد شکوه شب های پیش از 22 خرداد را که همه ایران یکپارچه شور سیاسی و شوق انتخابات شده بود و دنیا با همه بزرگی خیره بر این عظمت و آزادگی حاصل از انقلاب اسلامی. چه تصاویر به یاد ماندنی از آن همه شب ها و شورها و جوان ها که ایران را یکپارچه غرق در مردمسالاری و حضور سیاسی ساخته بود. چقدر دنیا از آن شب ها و انقلاب و عظمت ایران یاد کرد و چه باورنکردنی که یک هفته بعد تصاویر آن شکوه به فریاد اعتراض و الله و اکبر شبانه تبدیل شد و خون به سنگفرش خیابان پاشید و با ضرب باتوم ها و گاز اشک آور به جان زن و مرد و پیر و جوان .... و چه سقوط آزادی از اوج قله عظمت در تصویر جهانی به حاکمیت شلاق و زندان گلوله ...&lt;br /&gt;با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با یونیفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی هایی که در کلام در حق آنها روا داشتند. ده ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و وا اسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه زندان ها و سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند!&lt;br /&gt;این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده ترین و با سابقه ترین یاران امامند و مورد تایید شورای نگهبان و رهبری برای حضور در انتخابات و حداقل 15 میلیون نفر(بر اساس شمارش خود طرف) به آنها رای داده اند ؟&lt;br /&gt;رویای انقلاب مخملی در ذهن این ها بوده یا آنها که کابوس آن را می دیدند و نیرو به همسایه شمالی گسیل داشتند که آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه مهیب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرات حضور آرام و در صحنه اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش های تبلیغاتی و در بوق کردن حرف های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش ، انقلاب مخملی ، تخریب و ده ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند!&lt;br /&gt;به راستی که این انتخابات در عین اینکه پرشور ترین ، سیاسی ترین و با شکوه ترین انتخابات در این سی سال بود ، پر مساله ترین نیز بود که با اعتراض های گسترده مردم ، شخصیت های سیاسی و گروه ها مواجه شد و متاسفانه نهادهای مسوول به جای پاسخگویی و رفع شبهات درباره تردید های جدی و تخلفات اساسی خواستند با طرح ادعاهای مضحک همه چیز را تحت تاثیر قرار دهند. شما مردم حق دارید که لااقل این سوال را از نظام بپرسید که چگونه دو تن از یاران انقلاب که مورد تایید و با صلاحیت و نیز همه گروه های اطرافشان یک شبه به عاملان انقلاب مخملی و هواداران گروه های اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبدیل شدند ؟&lt;br /&gt;چگونه می توان این همه را به مصاف سیاسی و انتخابات خواند و ناگهان در پایان یا میانه راه چنگ و دندان نشان داد و از همه امکانات و ابزارها و صدا و سیما و تریبون های مذهبی و نيروهاي انتظامي و امنيتي و باتوم و گاز اشک آور و زندان و شکنجه و تیر و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه این ها تقصیر «خود شما» است ! صدا و سیما را با بودجه ملی به خدمت گرفت، برنامه پشیمان سازی به راه انداخت و در همین حال خود را به حمایت 40 میلیون رای دهنده در انتخابات مفتخر دانست ؟! این همان شعار پر مغز راهپیمایی مردم از انقلاب تا آزادی است که می گفتند: «رای ما را دزدیدند ، دارند باهاش پز می دهند.»&lt;br /&gt;لازم می دانم در این مقطع که به ظاهر سیر اداری انتخابات را پایان یافته تلقی کردند ، مواردی را به عرض شما ملت شریف برسانم :&lt;br /&gt;1. کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نه تنها ذهن جامعه را پر کرده و توجه جامعه جهانی را متوجه ایران و مسوولین اجرا و نظارت و همه تصمیم سازان نموده که برای همیشه در یادها و خاطره جامعه و تاریخ باقی خواهد ماند. در یک طرف مردمی که نظام و کشورشان را می خواستند و مجد و عظمت آن را آرزو داشتند و به کیان آن فکر می کردند و در ظلمات یاس و ناباوری روح امید را در خود احیا نموده و برای تغییر و ساختن ایرانی از نو آمدند ولی با عبور از میدان های مین و موانع ، ناباورانه با کمین به اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که برای آنان و به نام آنان و بی شباهت به انتخاب و رای آنان ، انتخاباتی را مهندسی نموده بود. در حقیقت هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور بودیم که هنوز کفگیر منافع مادی به ته دیگ امانت داری و دیانت و اخلاق اجتماعی نخورده و ته مانده ای از پاکی و صداقت می تواند از رای مردم صیانت وآن را همان گونه که بود اعلام کند. در اینجا باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می شناختند و به کرات بی حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسوولین از مردم عذرخواهی می کنم.&lt;br /&gt;2. برای همه شهدای این ماجراهای انتخاباتی از خداوند رحمان آمرزش طلب می کنم و آرزو می کنم در سلسله شهدا محسوب شوند. به تک تک خانواده هایشان تسلیت می گویم و ضمن ابراز تاسف از اینکه حتی امکانات تجلیل و بزرگداشت مناسبی هم برای تشییع و دفن و فاتحه فرزندانشان فراهم نشده ، با آنها همدردی می کنم. برای همه عزیزان ، مجروحان و آسیب دیدگان بهبود و شفای عاجل طلب می کنم و مقصر همه این شهادت ها ، جرح و تخریب ها و اغتشاش ها را کسانی می دانم که حقوق مردم را زیر پا گذاشتند ، حتی به آنها اجازه راهپیمایی آرام ندادند و نه تنها امنیت آنها را تامین نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب و شتم و توهین و تحقیر قرار دادند.&lt;br /&gt;3. فضای امنیتی که پس از انتخابات در کشور ایجاد شده مولود افکار معیوب و توهم توطئه های خود ساخته ای است که متاسفانه تلاش می شود با تبلیغات و استفاده یک طرفه از صدا و سیما آن را یک طرفه به اثبات رسانند. هیچ یک از گروه های سیاسی شناخته شده و شخصیت های سیاسی شناخته شده و شخصیت های عزیز سیاسی و میلیون ها نفر مردمی که در راهپیمایی های آرام و مدنی حضور داشتند هیچ مطالبه ای نداشتند جز اینکه رایشان چه شد. آنها جز در فکر حق آزادی و انتخابشان نبودند و توهم توطئه انقلاب مخملی ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سیاسی جریان حاکم است. اصولا انقلاب های مخملی در کشورهای اقمار شوروی سابق رخ داده ، شرایط خاص خود را دارد و در هیج جای دیگری نیز نمونه ندارد. مگر ما جز اقمار شوروی سابق بوده یا شده ایم ؟ انقلاب مخملی با حضور افراد وابسته به انقلابی چون آقای موسوی و اینجانب و ده ها میلیون ها نفری که به آنها رای نداده اند، معنی ندارد. دستگیری و زندانی کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله چهره های سیاسی ، اجتماعی ، دانشگاهی و مطبوعاتی و نگران داشتن خانواده هایشان بدون هیچ اتهامی و بعضا به صورت آدم ربایی، خلاف قانون و مصالح نظام و کشور است ، اینان باید هر چه سریعتر آزاد و از آنها اعاده حیثیت شود.&lt;br /&gt;4. با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه اجرای انتخابات و دخالت های دولت و نمایش شکایت پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می دانم و بر همین اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی دانم و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد.&lt;br /&gt;5. به عنوان خدمتگزار کوچک مردم ، انقلاب و نظام اسلامی و شاگر بی ادعای امام راحل از همه مردمی که در انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نیز نسبت به پیگیری نتایج صحیح آن حساس بوده و هزینه ها پرداختند، قدردانی می کنم و به پیشگاه همه آنها سر تعظیم فرو می آورم، هر چند که با قدر ناشناسی بی سابقه ای مواجه شدند و مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملی ، ترور ، خس و خاشاک ، ده ها توهین دیگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصیه می کنم که راه انقلاب و امام و مصلحت کشور را با این ناملایمات رها نکنید، روحیه انقلابی و اسلامی و شعور سیاسی خود را پاس دارید ، همچنان به مانند امام که از «جمهوریت» همپای«اسلامیت» ارزش می داد، در مقابل تحجر ، واپس گرایی و تغییرات بدعت گونه دفاع کنید و بدانید که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل دیکتاتوری ، سرکوب ، واپس گرایی و اسلام طالبانی است. گرچه این انتخابات و حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسیب جدی وارد کرد اما مطمئن باشید که رای و اراده مردم پیروز نهایی این تحولات خواهد بود.&lt;br /&gt;6. بیشتر از گذشته به همه آنچه به عنوان برنامه انتخاباتی برای کشور مطرح کردم ، باور دارم و از همکاران می خواهم به آنچه مطرح کرده ام ، فکر کنند :به لزوم برنامه محوری در اداره کشور، احیای حقوق شهروندی،احیای آزادی های سیاسی و اجتماعی، پرداختن به حقوق اقلیت های مذهبی و قومی و توجه جدی به مطالبات اقشار گوناگون، ارزش های فرهنگی و زبانی متنوع ایران ، توجه به حقوق زنان و برابری های مورد توجه و مطالبه آنان، استفاده از ظرفیت های به فراموشی سپرده شده قانون اساسی و چنانچه لازم باشد تغییر و بازنگری قانون اساسی به ویژه در ارتباط با قانون شوراها ، اداره مناطق مختلف کشور،مسایل مربوط به انتخابات و نظارت شورای نگهبان و موارد دیگر.&lt;br /&gt;7. در جریان انتخابات و پس از اعلام نتیجه حیرت آور و اعجاب انگیز آن از هیچ اقدامی ولو مخاطره آمیز دریغ نکرده ام که مواردی از آن حسب اقتضا از طریق بیانیه هایی به استحضار شما ملت بزرگ رسیده و طبعا بعضی از اقدامات دیگر در وقت مناسب اعلام خواهد ولی اجمالا یادآوری می کنم از هیچ فرصت متصوری همچون تماس، رایزنی، مکاتبه محرمانه با مراجع دینی و شخص رهبری و هر شخص حقیقی و حقوقی تاثیرگذار دیگر غفلت نکرده ام و صادقانه به شما می گویم که آنچه در توانم بوده است را انجام داده ام، هرچند که در مواردی قرین توفیق نبوده است.&lt;br /&gt;8. ضروری ترین مساله در شرایط کنونی حفظ روحیه انقلابی و سیاسی در برابر کسانی است که می خواهند مردم نا امید شده و از صحنه انتخابات خارج شوند.همه باید وحدت انقلابی و روحیه سیاسی را حفظ کرده و با جریان عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به تشکیل و تقویت تشکل های مدنی و حضور در احزاب و گروه های سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه و امیدوار به آینده بپردازند. من به سهم خود برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است، دست همکاری و تشکیل جلسه واحد تحول خواهی و حرکت و تغییر را دراز می کنم و از همه شخصیت ها و گروه های مختلف که به اندیشه امام وفادارند، دعوت می کنم به این امر عظیم اقدام کنند.&lt;br /&gt;مهدی کروبی تا آخر عمر پای این مردم و انقلاب اسلامی ایستاده است و تمامی مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه های اعلام شده به هر نحو ممکن پیگیری می کنم و در هر شرایطی با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه این راه تاکید می نمایم که راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ایستادگی و هوشیاری و حفظ آرامش و اجتناب از هر گونه پراکنده کاری نیاز دارد. از علمای اسلام و بزرگان نیز دعوت می کنم که در صحنه سیاسی کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط باشند و به راهنمایی آنها مثل گذشته همت گمارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهدی کروبی&lt;br /&gt;۹ تیر ۱۳۸۸&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-8878361529344624011?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/8878361529344624011'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/8878361529344624011'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/07/9.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-3365969361603140016</id><published>2009-07-01T21:45:00.002+02:00</published><updated>2009-07-01T21:47:47.979+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;بیانیه جبهه مشارکت پس از تایید انتخابات توسط شورای نگهبان&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با اعلام نظر رسمی شورای نگهبان درباره دهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران دوره جدیدی در تاریخ سیاسی ایران آغاز می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سی سال پس از تاسیس جمهوری اسلامی که با شعار آزادی، استقلال و حاکمیت ملی استقرار یافت، شاهد برآمدن دولتی هستیم که از دل انتخابات مهندسی شده بیرون آمد و اکنون رئیس آن به جای آنکه نماینده اراده ملی باشد، برآیند خواست از پیش تعیین شده عده قلیلی است که بارها و بارها با گفتار و رفتار خود، جمهوریت نظام و اصل همراهی و سازگاری دین و مردم سالاری را زیر سئوال برده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای پیروان امام (ره)، معتقدان به جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد و دلسوزان ایران، لحظات سختی است که جز با توکل به خداوند بزرگ، ایمان به پیروزی حقیقت و صبر و بردباری و فروخوردن خشم مقدس ناشی از زخم بزرگ بی عدالتی، تحمل آن ممکن نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انا لله و انا الیه راجعون&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این اولین بار است که کودتاگران علیه جمهوریت نظام، با بدترین و خشن ترین شیوه ها مهمترین رکن جمهوریت یعنی ریاست جمهوری را هدف قرار می دهند مقامی که اگر بر آمده از آرای واقعی ملت نباشد می تواند سر آغاز استبدادی بزرگ باشد و آنچه در سالهای قبل گوشه هایی از آن را نشان داده بودند، ناچیز و بی مقدار جلوه می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیش از این در انتخابات فرمایشی مجلس هفتم و انتخابات دستکاری شده مجلس هشتم نشانه های روشنی از عزم کسانی که به جمهوری اسلامی اعتقادی ندارند هویدا شد که در صدد بلا موضوع کردن انتخابات بودند، متاسفانه این روند مخرب جدی گرفته نشد و ما امروز شاهد وضعیتی هستیم که عملا انتخابات در کشور بی معنا شده است و به تبع اولی مردمسالاری هویت خود را از دست داده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه کودتاگران در یکسال منتهی به خرداد 88 انجام دادند به قیمت خدشه دار شدن اعتماد مردم به اصل نظام و ازبین رفتن سرمایه های اجتماعی و از دست رفتن مشروعیت داخلی و بین المللی بسیاری از ارکان نظام تمام شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جبران این خسارت عظیم، کاری بس دشوار و شاید محال باشد و آثار آن هر چند امروز بخوبی روشن شده است ولی درک عمق فاجعه نیازمند گذشت زمان و بازخوانی تاریخی ای حادثه است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جبهه مشارکت ایران اسلامی با ابراز تاسف عمیق و محکوم کردن این بدعت عجیب و باور نکردنی، صریحا نتایج این انتخابات را غیر قابل قبول می داند و آثار و تبعات بی توجهی به هنجارها و روندهای قانونی و تلاشهای خیر خواهانه ای را که برای از میان نرفتن فرصت انتخابات و مشارکت خوب مردم به وجود آمده بود را متوجه کسانی می داند که در این روند مخرب نقش داشته اند یا با آگاهی در برابر آن سکوت کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرچند از دیدگاه ما هنوز فرصت برای جبران این بی اعتمادسازی بزرگ باقی است و می توان با استفاده از محدود راهکارهای قانونی موجود مانع از آن شد تا مشروعیت نظام دستمایه بازی کودکانه کسانی شود که سوار بر اسب بی مهار قدرت، سرنوشت همه چیز و همه کس را با سرنوشت خود گره می زنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جبهه مشارکت ایران اسلامی، وظیفه ملی و قانونی خود می داند، از همه قشرهای مردم که با شور و شوق و امید تغییر در عرصه انتخابات حاضر شدند تشکر و قدردانی کند و از سوی دیگر از اینکه میلیونها رای این مردم نادیده انگاشته شده است و تنها صرف تفاخر کسانی شده است که عامل این نابسامانیها هستند اظهار تاسف کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما همچنان مصر بر ادامه راهی هستیم که در یک کلمه آن را اصلاحات می خوانند؛ ما همچنان مصر بر عمل در چارچول قانون هستیم؛ تمام تلاش ما آن خواهد بود که نشان دهیم آنچه این روزها به نام دین، انقلاب و نظام برما رفته است، نسبتی با گوهردین ، آرمانهای بلند امام و خواسته های شهیدان و مطالبات بر حق ملت و موازین قانون اساسی ندارد؛ ما در این راه از تمام توان خود با رعایت مصالح ملی و حرکت در چارچوب قانون بهره خواهیم گرفت تا از این انحراف عظیم جلوگیری کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما به عنوان یک حزب قانونی وظیفه خود می دانیم در کنار ملت، با حفظ آرامش و از راههای مدنی و مسالمت آمیز، مانع تحقق خواسته های مخالفان جمهوریت و اسلامیت نظام و مشوه کنندگان چهره دین و انقلاب و کشور شویم و از همه مردم، احزاب و گروهها و نهادهای مدنی می خواهیم از هر حرکتی که بهانه به دست خشونت جویان بدهد و زمینه را برای استبداد فراهم می کند بپرهیزد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما از مسئولین می خواهیم علیرغم اینکه بسیاری از نصایح و خیر خواهی ها را نادیده گرفته اند و با تحلیلها و روشهای غلط و مخرب و با امنیتی و نظامی کردن جامعه، بر بحرانهای جاری افزوده اند، اکنون حداقل پس از استقرار و تثبیت آنچه می خواسته اند، انبوه بیگناهانی را که تنها جرم آنها شورآفرینی در انتخابات بوده است آزاد کنند و از پرونده سازیهای بی حاصل و دروغ دست بردارند و اجازه دهند نهادهای مدنی و مستقل از حکومت دوباره کارخود را هرچند با محدودیتهای فراوان آغاز کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جبهه مشارکت ایران اسلامی ضمن درود به روان پاک شهیدان مظلوم حوادث اخیر و تسلیت به خانواده معظم آنها، بر عهد همیشگی خود با ملت بر سر ایستادگی بر حق و پایداری در منافع ملت و پیگیری آرمان دیر پای ایرانیان یعنی آزادی و حکومت قانون، پافشاری خواهد کرد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-3365969361603140016?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/3365969361603140016'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/3365969361603140016'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/07/blog-post_01.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-3447907441283051906</id><published>2009-07-01T21:42:00.000+02:00</published><updated>2009-07-01T21:44:27.822+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;بیانیه میرحسین موسوی چهارشنبه 10 تیر ماه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هموطنان عزیز&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران این ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند، ما نیز با منکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش می‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است. فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرۀ خود می‌آورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مردم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سال‌ها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به این خاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید. به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیر پا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میر حسین موسوی&lt;br /&gt;10 تير 1388&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-3447907441283051906?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/3447907441283051906'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/3447907441283051906'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/07/10.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-8321202935541722143</id><published>2009-07-01T21:39:00.002+02:00</published><updated>2009-07-01T21:42:28.354+02:00</updated><title type='text'>سید محمد خاتمی در دیدار با خانواده های دستگیر شدگان</title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;سید محمد خاتمی در دیدار با خانواده های دستگیر شدگان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع: سايت رسمي خاتمي - اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته است&lt;br /&gt;اعتراض مردم سرکوب شده، کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام زده می شود؟!&lt;br /&gt;سید محمد خاتمی در دیدار با خانواده های دستگیر شدگان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: علاقمند بودم امروز می توانستم همه خانواده هایی که در سراسر کشور عزیزانشان در بند هستند و هیچ فریادرسی ندارند را از نزدیک در یک جمع ببینم و ضمن تشکر از نجابت و صبوری آنها و تلاشهای عزیزانشان که به طور قطع در جهت آرمانهای انقلاب و ارزش های تحریف نشده نظام بوده به یکایک آنها عرض ادب و احترام کنم و مراتب همدلی خود را با آنها ابزار کنم. همانطور که وظیفه داشتم با خانواده هایی که عزیزانشان در جریان اعتراضات آرام مردمی بی رحمانه به شهادت رسیدند و حتی از برگزاری مجلس بزرگداشت هم محروم شدند دیدار کنم و حضورا تسلیت بگویم. تعداد این عزیزان کم نیست، این را آمارهای رسمی و غیررسمی می گویند.&lt;br /&gt;نظام جمهوری اسلامی باید حتی نسبت به ریختن یک قطره خون هم حساس باشد و با دوراندیشی و احساس مسؤولیت به مسأله رسیدگی کند، نه اینکه با ایجاد فضای تبلیغاتی مسموم حرکت آرام و هوشمندانه مردم را اغتشاشی که توسط چند نفر از بیرون نظام هدایت می شود بخواند. این توهین به شعور و بلوغ سیاسی مردمی است که با رأی خود برای تغییر ساز و کارهای غلط به عرصه آمدند، نه برای تغییر نظام و اعتراضشان هم به این بود که سرنوشت رأیشان چه شده است؟&lt;br /&gt;تلاش ما در تمام این مدت دعوت مردم به حضور در صحنه انتخابات بود و احساسمان این بود که ما هم جزئی از نظامیم؛ البته با تعریفی که از نظام داشتیم و هنوز هم اعتقاد داریم هر خودسری نباید به نام نظام انجام شود.&lt;br /&gt;تعریف ما از نظام جمهوری اسلامی نظامی است که مردم در آن محور و مدارند و بزرگترین سرمایه آن اعتماد مردم است و وظیفه خطیر حاکمیت صیانت از آراء‌ مردم است.&lt;br /&gt;در سفرهای مختلفی که در جریان انتخابات داشتم مردم از من می پرسیدند تضمین شما برای صیانت از آراء ما چیست؟&lt;br /&gt;بخش قابل توجهی از مردم به دعوت ما به صحنه آمدند اما با این نتیجه و این برخوردها مطمئن باشید دیگر نه ما می توانیم با اطمینان کسی را به حضور در صحنه دعوت کنیم و نه دیگر کسی حرف ما را خواهد پذیرفت.&lt;br /&gt;اگرچه من هم مانند شما نگران عزیزانی که دستگیر شده اند هستم و از مرگ تعداد زیادی از هموطنانمان داغدار، اما نگرانی اصلی همه ما از میان رفتن اعتماد مردم به عنوان بزرگترین پشتوانه و سرمایه نظام است.&lt;br /&gt;پیشنهاد مشخص ما برای برون رفت از این وضعیت تشکیل یک هیأت کاملا بی طرف برای بررسی تمامی جوانب این انتخابات بود تا پس از بررسی دقیق و موشکافانه اگر به تخلفی پی برد نظام با شجاعت به آن اعتراف کند و اگر مسأله ای در میان نبود با استدلال منطقی اذهان مردم اقناع شود.&lt;br /&gt;فلسفه انتخابات با همه هزینه هایش این است که نماینده مردم بر مسند امور گماشته شود، اما زمانی که ذهن جامعه از نتایج انتخابات اقناع نشده است فلسفه اصلی انتخابات زیر سؤال خواهد رفت و نظام شکست خواهد خورد.&lt;br /&gt;متأسفم از اینکه اعلام کنم جرم شما و عزیزانتان این است که در ایران ماندید و برای تقویت نظام و تأمین حقوق مسلم مردم تلاش کردید و اینک باید مورد بی مهری و کم لطفی قرار گیرید.&lt;br /&gt;کسانی که لب به اعتراض گشودند دلسوز ایران بودند، دلسوز نظام بودند. خیرخواهان هم متفق بودند که برای داوری درباره انتخابات به مرجعی که بی طرف نیست اکتفا نکنید.&lt;br /&gt;تشکلهای رسمی و ریشه دار انقلاب از وزارت کشور برای برگزاری تجمعی قانونی در اعتراض به نتایج انتخابات درخواست مجوز کردند. اما عدم صدور مجوز از یک سو و بستن تمام راههای ارتباطی خیرخواهان و بزرگان با مردم باعث شد آن حضور میلیونی که از حیث جمعیت از بزرگترین راهپیمایی های انقلاب چیزی کم نداشت اتفاق بیافتد، در کمال آرامش، بدون شعار و تنها با این پیام که سرنوشت رأی ما چه شد؟&lt;br /&gt;و پاسخ حکومت به این حرکت بزرگ مردمی چه بود؟! ریختن خون مردم، امنیتی کردن فضای جامعه و اتهام زنی به خیرخواهان نظام.&lt;br /&gt;واقعا جای تعجب دارد که موسوی عزیز که از سرمایه های نظام است و در ایمان و تدین و پایبندی او به راه امام شکی نیست، امروز با ایجاد فضایی کاملا یک طرفه و با بستن تمامی راههای قانونی ارتباطی بر روی جامعه و در فضای تبلیغاتی مسموم صدا و سیما و روزنامه های دولتی که از طریق آن ها فقط سم در جامعه پراکنده می شود با انواع اتهامات بی اساس آماج حمله قرار گرفته است! مگر ایران چند نفر مانند مهندس موسوی و آقای کروبی دارد؟&lt;br /&gt;امکانات مخابراتی، اینترنت و مطبوعات را به شدت محدود کرده اند و در فضایی کاملا بسته و امنیتی که هر روز دهها نفر در کمال بی خبری دستگیر می شوند رسانه به اصطلاح ملی بارها و بارها صحنه های خاصی را نشان می دهد تا از آن برای تحریک احساسات بخشی از جامعه بهره برداری کند و آنگاه انگشت اتهام را به سوی مردم نشانه می گیرند که چرا برای دریافت اخبار و اطلاعات به منابع دیگر رجوع کرده اند!&lt;br /&gt;میلیون ها نفر از مردمی که صدا و سیما مرتب از حماسه آنان دم می زند به نشانه اعتراض و در حالی که تمام راههای قانونی به روی آنها بسته شده به صحنه آمده اند، دهها نفر کشته شده اند و صدها نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند! کجاست صدا و سیما که این ها را به جامعه نشان دهد؟ مسلم است که در این فضا افراد معدودی هم سوء استفاده خواهند کرد، اما نه زن و مرد و پیر و جوانی که برای نشان دادن اعتراض خود با سکوت به خیابان آمده اند.&lt;br /&gt;من با تمام احترام و علاقه ای که به آیت الله شاهرودی دارم به صراحت می گویم آنچه امروز شاهد آن هستیم خلاف بند بند بخشنامه ای است که خود شما تحت عنوان حقوق شهروندی صادر کردید و مجلس ششم آن را به عنوان قانون تصویب کرد. وظیفه قانونی و شرعی شما بود که به عنوان رئیس قوه قضائیه از ابتدای بروز این حوادث با جدیت اعمال مسؤولیت می کردید و در مورد نحوه بازداشتها، اختیار وکیل، شرایط زندانیان و بازجوییها قانون شکنان خشونت گرا را موظف به رعایت قانون و شرع می فرمودید. اگرچه تشکیل هیأتی برای رسیدگی به این موضوع پس از یک هفته جای امیدواری است ولی اعمال مسؤولیت شما یعنی آزادی این جمع کثیر، رسیدگی به تمام افتراهایی که به شخصیتها و سرمایه های نظام زده شده،‌ توهین هایی که به مردم شده.&lt;br /&gt;من هرگز چه در زمان مسؤولیتم و چه حالا از عمل مجرمانه دفاع نکرده ام، ولی شما مسؤولید به حکم وظیفه پیگیری کنید تا این نگرانی رفع شود.&lt;br /&gt;مگر هرکس می تواند به هر صورت خواست مردم را بازداشت کند، بعد آنها را بازجویی کند و بدون اینکه کسی اطلاع از نحوه برخوردها و فشارهای وارده به آنها داشته باشد تواب سازی و اعتراف گیری کند و پیش از اینکه در دادگاهی صالح این اعترافات بی اساس و بی ارزش به قضاوت گذاشته شود آنها را در سطح جامعه منتشر کند و دستگاه قضایی اظهار بی اطلاعی کند؟!&lt;br /&gt;اگر اینچنین است تکلیف بر همه ما روشن است.&lt;br /&gt;اگر معتقدید جرمی واقع شده مکلفید به صراحت قانون متهم را با رعایت تمام حقوق شهروندی و با ارائه حکم قضایی که دال بر طرح شکایت حقیقی یا حقوقی از وی باشد بازداشت کنید، به او حق انتخاب وکیل بدهید، و آنچه قانون اساسی به عنوان حقوق یک شهروند برشمرده برای او فراهم آورید و در دادگاهی صالح به جرمی که ادعا شده رسیدگی کنید، نه اینکه به این شکل فله ای علاقمندان به نظام و ایران توسط عده ای که هیچ کس مسؤولیت کارشان را به عهده نمی گیرد دستگیر شده، تحت فشار قرار گیرند و دستگاه قضایی و اطلاعاتی کشور رسما اظهار بی اطلاعی کند؟&lt;br /&gt;دلسوزان نظام از هر دو جناح در مورد نتایج اعلام شده انتخابات یک صدا گفتند اعتراض مردم باید مورد توجه قرار گیرد و با اکتفا به قضاوت مرجعی که بی طرفی اش با جانبداری چند تن از اعضاء سرشناس آن از یک طرف این ماجرا به کلی زیر سؤال رفته جامعه اقناع نخواهد شد و نشد و مرحمی بر این زخم نخواهد گذاشت و نگذاشت.&lt;br /&gt;حالا همه از فضای آرام سخن می گویند.&lt;br /&gt;فضا چگونه باید آرام شود؟ با ادامه این دستگیریها، با امنیتی کردن بیشتر فضا؟! آشتی ملی به این ترتیب؟!&lt;br /&gt;واقعیت این است که جامعه از نتیجه ای که اعلام شده اقناع نشده است.&lt;br /&gt;اگر خواهان آرامش در جامعه ایم، باید مسببین این خشونتها و دستگیریهای غیرقانونی به سرعت شناسایی و به مردم و مراجع قضایی معرفی شوند و این فضای زشت امنیتی برداشته شود.&lt;br /&gt;بعد در آرامش همه چیز را بسنجیم و ببینیم که چه کسانی شرایط برد برد را برای نظام به باخت باخت تبدیل کردند.&lt;br /&gt;در فضایی که خشونت حاکم شد عقل رخت بر می بندد و مسبب تمام این خساراتی که متوجه ایران و جمهوری اسلامی شد بانیان این خشونت هستند.&lt;br /&gt;آنانکه اعتراض مردم را سرکوب می کنند بزرگترین پشتوانه نظام را از بین برده، فرصت را برای سوء استفاده بیگانگان و مغرضان فراهم می کنند، نه کسانی که مردم را به صحنه فراخوانده و خواهان رسیدگی به اعتراض مردم در فضایی بی طرف و مورد اعتماد جامعه هستند.&lt;br /&gt;کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و با به کار بردن الفاظی سخیف و عجیب احساسات بخشی از جامعه را تحریک کرده اند و بزرگترین تهمت ها و اهانت ها را به چهره هایی که هر یک سرمایه نظام هستند روا داشته اند مجرم اند، نه عزیزان شما که جرمشان دفاع از حق مردم برای تعیین سرنوشت خود بوده و از آراء مردم دفاع کرده اند.&lt;br /&gt;در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند، با اعمال روشهای غیرقانونی و غیرشرعی دستگیر می شوند و هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و شاهد رفتارهای زشتی هستیم که سالها پیش ریشه آن لااقل در وزارت اطلاعات کنده شد و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام می زنیم؟!&lt;br /&gt;این حرفهای بی اساس یعنی چه؟ براندازی و انقلاب رنگی یعنی چه؟&lt;br /&gt;اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند، با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته.&lt;br /&gt;با وضعی که ایجاد شده اگر اعتماد عمومی به جامعه بازنگردد هیچ کس دیگر دعوتی از سوی خیرخواهان برای حضور در صحنه را نخواهد پذیرفت. حتی اگر فقط ده درصد از جامعه به حاکمیت بی اعتماد شده باشد فاجعه است، در حالی که هر نگاه واقع بینی می بیند که دامنه بی اعتمادی بسیار گسترده تر است.&lt;br /&gt;فضای آرام زمانی ایجاد می شود که اعتماد مردم جلب شود و بدانند بر سر آرائشان چه آمده، ضاربین و قاتلین مردم بی گناه شناسایی و محاکمه شوند و خسارت های مادی و معنوی جبران شود.&lt;br /&gt;همه شما را که مؤمن، معتقد و دلسوز ایران و جمهوری اسلامی هستید به صبر دعوت می کنم.&lt;br /&gt;هیچ کار درستی به نتیجه نمی رسد مگر با صبر و تحمل. به خدا توکل کنید و با تمام توان از مسیرهای قانونی حق مسلم خود را مطالبه نمایید.&lt;br /&gt;مطمئن باشید من هم همانطور که تا به حال اقداماتی کرده ام باز هم از هیچ کوششی فروگذار نخواهم کرد و امیدوارم مجموعه نیروهای نظام با تدبیر و دلسوزی و عقلانیت این اعتمادسازی را جدی بگیرند و امیدوارم آیت الله شاهرودی در ماههای آخر مسؤولیتشان در قوه قضائیه با اعمال مسؤولیت سریع و قاطع زمینه آزادی عزیزانتان و جلوگیری از ادامه این خشونت ها را فراهم آورده و باقیات الصالحاتی برای خود به جای گذارند.&lt;br /&gt;نباید تصور کرد که با سرکوب اعتراضات مردم اقناع می شوند، اعتراضی که سرکوب شود ادامه خواهد یافت اگرچه ممکن است شکل آن تغییر یابد. ابراز نظر و اعتراض حق مردم است و حکومت موظف است آن را پاس دارد.&lt;br /&gt;در آغاز این دیدار خانواده دستگیرشدگان که اکثرا فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلا هستند پس از شرح چگونگی و زمان دستگیری آنها، ضمن ابراز نگرانی از وضعیت نگهداری عزیزانشان و با اعلام بی خبری کامل از شرایط روحی و جسمی آنها که تنها با یک تماس تلفنی کوتاه حیات خود را اعلام کرده اند خواستار آزادی هرچه سریعتر عزیزانشان شدند که با تلاش و کوشش شبانه روزی و تشویق مردم برای حضور در صحنه انتخابات، حماسه ای بزرگ را در تاریخ آفریدند و اینک در کمال ناباوری به عنوان عوامل بیگانه تحت فشار قرار گرفته اند تا در نمایشهای تبلیغاتی به گناه های ناکرده اعتراف کنند و پاسخ مسؤولان دستگاه قضایی به دادخواهی به حق آنها تنها اظهار بی اطلاعی و بعضا جملاتی است که با نوعی تحقیر شکننده همراه است.&lt;br /&gt;خانواده های فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلای دستگیر شده، ضمن محفوظ دانستن حق اعتراض خود به آنچه امروز شاهد آن هستند، از ایجاد شکافی عمیق میان راه و اندیشه های حضرت امام و مسیری که جمهوری اسلامی در صورت ادامه این روند در آن قرار می گیرد ابراز نگرانی جدی نموده، خواستار ورود خیرخواهان و عقلای جامعه و به ویژه یاران و نزدیکان حضرت امام به صحنه و جلوگیری از بروز انحرافی شدند که می تواند انقلاب و اسلام را با خطرات جدی روبرو کند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-8321202935541722143?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/8321202935541722143'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/8321202935541722143'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/07/blog-post.html' title='سید محمد خاتمی در دیدار با خانواده های دستگیر شدگان'/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-1564639106964646719</id><published>2009-06-28T01:32:00.002+02:00</published><updated>2009-06-28T01:35:39.628+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>(نوشته ای از یک روحانی طرفدار ولایت فقیه که نشان می دهد در آن جبهه همه مثل هم فکر نمی کنند:)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;این صدا را باید شنید...&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رویدادهای جاری کشور بسیار مهم هستند و هر موضعی که داشته باشیم نمی‌توانیم اهمیت آنها را نادیده بگیریم و نتایج و پیامدهای متنوع و گسترده‌ای هم خواهند داشت. ضربه بزرگی به جمهوری‌اسلامی و به‌طور خاص ولایت‌فقیه وارد شده است و حمله و تخریب هیأت‌های مذهبی و مجالس اهل‌بیت و تقدس‌زدائی از علایق مذهبی مردم نیز پس از این شدت خواهد گرفت (این دو محور سال‌هاست در دستور کار دشمن قرار داشته و دارد.)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در این شرایط مهم‌ترین مساله حفظ اساس نظام و تایید ولایت‌فقیه است. گرچه در کیفیت این موضوع اختلاف‌نظر وجود دارد. برخی معتقدند باید نظام را حفظ کرد ولو با گلوله و برخی دیگر می‌گویند باید طوری عمل کرد که نیازی به گلوله نباشد. اگر چنین بود امیرمؤمنان دست به شمشیر می‌برد و مسیر تاریخ را عوض می‌کرد و مسلم‌ابن‌عقیل دشمن را غافلگیر نموده و جلوی حادثه کربلا را می‌گرفت!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از این اتفاقات مختلف و متنوعی در فضای فرهنگی و اجتماعی ما خودنمایی خواهد کرد که نیاز به توجه جدی دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو خط قوی در کشور در اثر این حوادث قدرت گرفته و رونق می‌یابند، یکی دینداری غیرسیاسی و سنتی و دیگری بی‌دینی و سکولاریسم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جریان بی‌اعتمادی به مسئولان نظام تقویت شده و موج مهاجرت جوانان به خارج از ایران تشدید می‌شود و بی‌تردید باید به‌جای شعارهای حماسی و برخورد جاهلانه به مطالعه عمیق و بررسی و تحلیل شرایط آینده کشور پرداخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعضی از دوستان در این موقعیت با خونسردی می‌گویند: «اسلام از این مشکلات و دشمنی‌ها زیاد دیده، خدا خودش حفظ می‌کند.» و من پاسخ می‌دهم: «بله، شک نداریم، اما به هزینه قتل امیرمؤمنان و شهادت امام‌ حسین علیه‌السلام!... خدا حفظ می‌کند اما ضربه دشمن و خطر هم به اجازه همان خدا رخ می‌دهد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آنچه رخ داد مسلماً نمی‌تواند فقط ‌و فقط حاصل نارضایتی از نتیجه انتخابات باشد، واضح است آزردگی‌ها و زخم‌دیدگی‌ها و مشکلات متراکم مردم در طی سال‌های گذشته فرصت برای سوءاستفاده تخریب‌گران ایجاد کرده است. نمی‌توان انکار کرد که اعتراض موجود متعلق به بخشی از مردم همین جامعه است و گرچه اخلال‌گران و اغتشاش‌گرانی هم در صفوف مردم وارد شدند اما اساس اعتراض از دل بخشی از همین جامعه شکل گرفته. طبیعی است مسائل مختلف از برخوردهای نیروی‌انتظامی به‌عنوان مبارزه با بدحجابی گرفته تا ادبیات توهین‌آمیز بعضی مسئولان قوه‌مجریه و عملکرد صداوسیما تا وضعیت قوه‌قضائیه و... همه به مرور بر حرارت این  آتش زیر خاکستر بیافزاید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مشکل این است که با سرعت تحولات اجتماعی و فرهنگی در سال‌های اخیر نسل جدید بسیار تغییر کرده و مخاطبان خیلی عوض شده‌اند اما مدیران جامعه همچنان با تفکر و روش و روحیه سی سال پیش تصمیم می‌گیرند و حرف می‌زنند و حکومت می‌کنند. مخاطب با اینترنت و موبایل و ماهواره و... زندگی می‌کند و مدیر در فضای جوانی خود به‌ سر می‌برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سال‌ها از جیب و کیسه دین و عقاید و قرآن و کربلا و... خرج کرده‌ایم و دیگر حالا تقریباً چیزی در این کیسه و جیب نمانده و حالا وقتش است که خودمان یک کاری بکنیم و تکانی بخوریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بخشی از اعتراضات موجود سوءاستفاده دشمن و اغتشاش و آشوب بود... قبول، اما بخشی دیگر اعتراضات و پرسش‌ها و مطالبات مردمی است. این وضعیت را هوشمندان و صاحب‌نظران از سال‌ها پیش تشخیص می‌دادند و می‌گفتند اما... حال این مریض را پزشکان حاذق با اولین نگاه می‌فهمیدند اما مدیران بیمارستان جامعه که تجربه و دانش کمتری داشتند باید خونریزی و حمله قلبی را می‌دیدند تا باورشان شود. این مریض حالا وضع خود را به خوبی نشان داده. اگر تا پیش از این هرگونه اعلام خطر به حساب سیاه‌نمایی و توطئه گذاشته می‌شد حالا دیگر باید این صدا را شنید و برای حل مشکلات فکری کرد. گرچه ضربات سنگین و خطرات گسترده‌ای وجود دارد اما همچنان هم برای نجات این مریض وقت هست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته طبیعی است رهبرمعظم‌انقلاب موضع قدرتمند و قاطع بگیرند و جز این هم انتظار نمی‌رود اما آنچه تأسف‌بار است برخورد و رفتار سایر مسئولان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر رهبر انقلاب در برابر چشم جهان و پیش دوربین‌های خبری بین‌المللی اقتدار نظام را به نمایش می‌گذارند، باید دیگران پس از آن به دلجویی از مردم بپردازند و به مشکلات رسیدگی کنند. در یک خانواده هم وقتی مشکلی پیش می‌آید پدر و مادر هماهنگ با هم چشمکی می‌زنند و اشاره‌ای می‌کنند و اگر پدر فریاد کشیده مادر ناز می‌کند و می‌بوسد و اگر مادر عصبانیت نشان داده پدر مهربانی می‌کند... اگر قرار باشد پدر و مادر و خواهر و برادر بزرگتر همه با هم فریاد بکشند که خانواده از هم می‌پاشد و فرزند کوچک سر از کوچه و خیابان درمی‌آورد...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه برخی از مسئولان ما تبعیت از رهبری را در شکل و ظاهر می‌بینند نه در مقصد و مفهوم... (یادم هست در تشییع جنازه شهید صیاد، رهبر انقلاب خم شدند و تابوت را بوسیدند، این حرکت نمادین از ولی‌فقیه نسبت به تابوت یک سردار بسیار بااهمیت بود، معنی داشت و باید به‌عنوان یک سمبل حفظ می‌شد... اما در همان‌حال آقای [...] هم خم شد و تابوت را بوسید، لابد در تبعیت از رهبری اما نمی‌فهمید که اتفاقا تبعیت از رهبری در آن لحظه اصلاً این نیست...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این روزها منتظر بودیم تا مسئولان مختلف با هماهنگی و تدبیر از مواضع مختلف رفتارهای متناسب و هوشمندانه داشته باشند اما برعکس می‌بینیم رفتارها و واکنش‌ها و ادبیات مسئولان همچنان همان است که بوده... انگار خبرهای صداوسیما را باور کرده‌اند و گویی راستی‌راستی هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد. سبحان‌الله... اسم این روش و رفتار تبعیت از رهبری نیست بلکه نامی دیگر دارد و این‌گونه کشورداری به سرانجامی خطرناک می‌رسد. اگر هشدار هجده تیر را جدی نگرفتیم و به شرایط امروز رسیدیم اقلاً باید انفجار فعلی را ببینیم و منکر نشویم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای واردشدن به این بحث خاطره و نقلی از امام‌خمینی رضوان‌الله‌علیه را نقل می‌کنم (هر دو فقط با یک واسطه و نقل به‌مضمون) برای تاکید بر اعتدال و رفتار میانه در برخورد با شرایط فعلی، نه تندروی و تصور اینکه دوران روحانیت و دین به‌سرآمده و نه کندروی و خوش‌خیالی و گمان اینکه ما هر چه خطا کنیم خدا تعهد دارد باز هم ناشی‌گری و جرم ما را بپوشاند:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نخست از استاد عزیز و نازنینم حضرت آقای عبدالحسین حائری حفظه‌الله (نوه شیخ مؤسس حائری یزدی بزرگ) شنیدم که فرمود:  «زمانی‌که خواستم به تهران بروم و حوزه قم را ترک کنم برای خداحافظی به نزد آقای خمینی رفتم، ایشان پرسید: چرا؟ گفتم: دیگر شرایط عوض شده، مردم دیگر آن اقبال سابق را به روحانیت ندارند و اگر بخواهیم کاری بکنیم دیگر در لباس روحانیت موقعیت چندانی وجود ندارد. ایشان گفت: نه، این‌طور نیست، این ظاهر قضیه است... مردم در عمق وجودشان به روحانیت عقیده دارند و نباید این ظواهر باعث شود که فکر کنید اساس مذهبی و دینی مردم از دست رفته است»، ایشان می‌گفت سال‌ها بعد معلوم شد این تیزبینی و آینده‌نگری ایشان چه‌قدر دقیق بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و دیگر نکته‌ای که از استاد بزرگوارم حضرت آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی زیدعزه (از مهم‌ترین و نزدیک‌ترین شاگردان حضرت امام و مرجع تقلید ساکن تهران) شنیدم که فرمود: زمانی‌که می‌خواستم از نجف برگردم خدمت امام رسیدم و در ضمن صحبت ایشان به وضع بحرانی ایران در آستانه انقلاب اشاره کرده و فرمودند: «فلانی، رضاخان هر چه کرد نتوانست روحانیت و دین را نابود کند، پسرش و غیر او هم نمی‌توانند، اما اگر قرار باشد کسی بتواند این خود روحانیت است! اگر قرار باشد کسی دین و روحانیت را نابود کند خود ما هستیم نه کسی دیگر، خطر از خودمان است» و اشاره داشتند به اینکه خود عمامه‌به‌سرها نگران‌کننده‌تر هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینک در این شرایط نه باید بیهوده امیدوار بود و بی‌خیال شد و به خبرهای صداوسیما دل خوش کرد مثل همیشه، و نه باید ترسید و دستپاچه شد. باید نگران بود آن‌قدر که تکان بخوریم و نباید آن‌قدر بترسیم که از آینده ناامید شویم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حالا چه باید کرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;   اما چه باید کرد؟ جواب کوتاهش این است که: نخست باید برای ایجاد فضای آرام و طبیعی در کشور کوشید و برای حاکمیت قانون و تقویت جایگاه رهبری تلاش کرد . من نیز بسیار حرف و شکایت دارم اما در تمام این روزها فکر می کردم گفتنش به سود کیست ؟ مطالبی که در تظاهرات اخیر مطرح می شد بسیارش چیزهایی بود که سالهای گذشته نوشته و فریاد کرده بودم و اگر این شرایط نبود خود در صف اول تظاهرات  فریاد می زدم اما می دیدم  در این شرایط " کلمة حق یراد بها الباطل " می شود و نتیجه ای جز خوشنودی دشمن ندارد .به طور خلاصه ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باید کار را به کاردان سپرد و زمام مدیریت امور گوناگون را به دست حضرت عاقلان داد (نقل کلام مبارک امیرمؤمنان است علیه‌السلام در غُرر که؛ یستدل علی ادبار الدول باربع...)و مگر مبنای اساسی ولایت فقیه و تقلید از مراجع غیر از علم و آگاهی است و کاش بر این اساس درخشان و بی نظیر و این تمرکز ارزشمند اسلام بر علم  و فهم تامل می شد و شرح می گردید و فهمیده می شد ... و جواب مفصلش از دید من این‌که:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;    در کوتاه مدت :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                      برکناری بعضی مسئولان میانی مانند آقای [...] و مهندس [...]&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                      تغییر اعضای [...]و حضور چهره های جوان و فقهای نواندیش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                      تغییر بعضی از ائمه جمعه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                      بازگرداندن بعضی مدیران صالح و خوشنام دهه های گذشته&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                      تغییر روش جدی صدا و سیما&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                      تغییر ادبیات و مشی دکتر احمدی نژاد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                      ارائه خدمات عینی و ملموس و سریع در حوزه های اجتماعی و اقتصادی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;   در میان مدت :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                      بستر سازی برای آزادی های گسترده اجتماعی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                      اجرای بعضی مطالبات که در برنامه های کاندیداها ذکر شده بود مثل توجه بیشتر به اقوام و اقلیت ها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                       برنامه ریزی وسیع برای تفاهم و محبت ملی و تصحیح تصوری که از رهبری و روحانیت و بسیج برای برخی ایجاد شده از یک طرف و تصوری که به عنوان آشوبگران و اوباش و اخلالگران از کلیت معترضین به وجود آمده و در نتیجه نوعی فضای دوقطبی خطرناک و مسموم را شکل داده است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                     &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;   در دراز مدت :&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                    برنامه ریزی برای تربیت نیروی انسانی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                    سرمایه گذاری در حوزه های تربیت رسانه ای و تربیت آموزشی و توجه جدی به آموزش و پرورش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;        &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;     طبیعی است که بخشی از فکر ها و راه حل ها را هم به دلایل [...] ذکر نکرده ام و البته معلوم است که گفتن و نگفتنش فایده ای ندارد .متاسفانه معمولا کسانی که کاری به دست دارند اساسا معتقدند مشکلی وجود ندارد که حل بخواهد و کسانی هم که مشکل را درک می کنند دستشان به جای نمی رسد ، پس قصه همان است که گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست ...آنچه البته به جایی نرسد فریاد است ...&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-1564639106964646719?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/1564639106964646719'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/1564639106964646719'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/06/blog-post_28.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-404551649382856375</id><published>2009-06-24T00:35:00.000+02:00</published><updated>2009-06-24T00:36:00.432+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;نامه سرگشاده کروبی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جناب آقاي مهندس ضرغامي&lt;br /&gt;رئيس محترم سازمان صداوسيما&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با سلام&lt;br /&gt;عملكرد صداوسيما در چگونگي انعكاس موج عظيم اعتراضات آرام مردم در سطح كشور به‌خصوص مردم شريف و قهرمان تهران پس از انتخابات بي‌نظير 22 خردادماه هر بيننده و شنونده منصف و علاقه‌مند به امام و نظام جمهوري اسلامي را به تحير واداشت آيا آنچه كه مردم شريف ايران در اين چند روز خواستار آن بوده و هستند جزو احقاق حق و صيانت از آراي خود بوده است.&lt;br /&gt;عدم اطلاع‌رساني مناسب از خواست واقعي ملت و انتشار اخبار تجمعات آرام ميليوني به‌خصوص در روز دوشنبه 25 خردادماه كه همگان آن را با راهپيمايي ايام انقلاب مقايسه نموده و حتي قابل قياس با راهپيمايي‌هاي مرسوم 22 بهمن نبوده با رسالت رسانه ملي سازگار است؟&lt;br /&gt;آيا ضرب و شتم و كشتار مردم بي‌گناه كه غالبا توسط نيروهاي لباس شخصي انجام مي‌شود و انعكاس وارونه آن در صداوسيما جزو رسالت رسانه ملي است؟&lt;br /&gt;آيا حمله به كوي دانشگاه توسط لباس شخصي‌ها كه نمايندگان مجلس و مراجع رسمي و حتي مقام معظم رهبري نيز بر آن تعريض داشته‌اند و نسبت دادن اين خشونت‌ها به انبوه جمعيت معترض به نتيجه انتخابات و تشبيه آنها به منافقين سال‌هاي 60 جزو رسالت رسانه ملي است؟ ‌آيا نسبت دادن آتش‌سوزي‌ها و آتش‌زدن مساجد و تخريب اموال ملت كه حسب اطلاعات واصله غالبا از سوي لباس شخصي‌هاست و البته ممكن است بعضا تعدادي عناصر نفوذي هم سوءاستفاده كنند جزو رسالت رسانه ملي است؟ آيا مردمي كه الله‌اكبرهاي شبانه سر مي‌دهند مسجد آتش مي‌زنند؟&lt;br /&gt;آيا اين صداوسيما همان صداوسيمايي است كه حسب فرمايش امام بايد كارخانه آدم‌سازي باشد؟&lt;br /&gt;آيا نمايش اينگونه‌اي اعتراضات مردمي به نوعي تطهير منافقين سال‌هاي 60 نخواهد شد.&lt;br /&gt;شماهيچگاه فراموش نكنيد اكثريت قاطع كساني كه اكنون نسبت به روند برگزاري انتخابات معترض هستند و خواستار ابطال ان مي باشند همان كساني هستند كه سالها براي استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران مبارزه كرده و در كنار ديگر نيروهاي انقلابي در راستاي پيشبرداهداف بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران حركت كرده اند . شما در حالي به مقايسه معترضان به روند فعلي با بني صدر و منافقين مي پردازيد كه اين افراد خوداز مخالفان بني صدر و منافقين بوده اند . امروز كساني كه نسبت به روند فعلي معترضند ، معتقد و پايبند به نظام جمهوري اسلامي هستند درحالي كه بني صدر و منافقين از محالفان نظام و به دنبال براندازي ان بودند . معترضان امروز همان كساني هستند كه پدران و يا فرزندانشان در مبارزه با منافقين و رژيم بعثي عراق به درجه شهادت و جانبازي نائل شده اند . بنابراين جاي بسي تاسف است كه رسانه ملي به چنين مقايسه اي مي پردازد و وفاداران به نظام جمهوري اسلامي را به عنوان مخالفان ان معرفي مي كند .&lt;br /&gt;آيا عملكرد صداوسيما، بي‌اعتمادي مردم را به نظام جمهوري اسلامي افزايش نخواهد داد. نشان دادن صحنه‌هاي ضرب و شتم وحتي كشتار رقت‌انگيز جمعي از مردم دل اينجانب را به شدت آزرده كرده است و به گمان من در صورت عدم دخالت نيروهاي لباس شخصي و انتظامي و فرضا نيروهاي نفوذي و اغتشاشگر اين صحنه‌هاي دلخراش به‌وجود نمي‌آمد اما آيا انعكاس آن در صداوسيما و نسبت دادن آن به جمعيت ميليوني جزو رسالت رسانه ملي است.&lt;br /&gt;جناب آقاي ضرغامي، به خوبي مي‌دانيد كه آناني كه امروز از دولت آقاي احمدي‌نژاد حمايت مي‌كنند كساني هستند كه مروج اسلام تحجر و اسلام طالباني هستند كه نقطه مقابل تفكر حضرت امام قرار دارند و مردمي كه معترض به نتايج انتخابات هستند به نتيجه انتخاباتي معترضند كه در يك فرايند مهندسي شده و تقلب‌هاي فراوان، فردي را به عنوان رئيس‌جمهور آينده اعلام كرده است كه بتواند مجري تفكر متحجرانه و تفكر نشات گرفته از مكتب کسانی است که مخالف اندیشه های امام راحل بودند.&lt;br /&gt;جناب آقاي ضرغامي عملكرد رسانه ملي قبل از انتخابات كه ترويج دروغگويي، هتك حرمت،‌اتهام‌زني، استفاده نادرست از رسانه ملي براي يك كانديداست جاي بحث طولاني دارد كه در يك فرصت مقتضي بايد به آن پرداخت. از شما به عنوان رئيس اين رسانه ملي اكيدا مي‌خواهم پيام اين مردم عزيز و شريف را دريابيد و رويكرد رسانه ملي را در چگونگي انعكاس اعتراضات آرام مردمي اصلاح نماييد و بيش از اين مردم را براي كسب اطلاعات و اخبار به سمت رسانه‌هاي خارجي سوق ندهيد.&lt;br /&gt;مهدی کروبی&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-404551649382856375?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/404551649382856375'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/404551649382856375'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/06/22.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-8688538462607292116</id><published>2009-06-24T00:25:00.000+02:00</published><updated>2009-06-24T00:26:02.715+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;این چهارده میلیون نفر&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کلامی با آقای ضرغامی ریاست صدا و سیمای ایران،&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیشاپیش بگویم که آگاهم که درخواست اجرای عدل و قانون از مجری قانون گریز و سر سپرده قدرت مصداق آب در هاون کوبیدن است، و این گفتنم نه برای قانع کردن شما که برای ثبت یکی از صدها قانون شکنی است که کمتر در اوضاع بحرانی فعلی به آن توجه شده وای بسا که اگر توجه می شد اوضاع به اینجا ختم نمی شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای ضرغامی، اگر شمارش آرای وزارت کشور را درست و قانونی و بدون خدشه بدانیم، چهارده میلیون ایرانی به آقای موسوی رای داده اند. این چهارده میلیون به درست یا غلط به نتیجه انتخابات معترضند. و خواهان آن هستند که صدای اعتراضشان شنیده شود. این چهارده میلیون نفر همه ایرانی هستند. همه یا اکثر آنها در ایران زندگی می کنند. همه یا در اداره ای و سازمانی کار می کنند و یا کسب و کاری دارند و مالیات می پردازند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای ضرغامی، شما بهتر از من واقفید که صدا سیما یک رسانه ملی است. می دانیم و می دانید که بودجه این سازمان از سه راه تامین می شود؛ مالیات مستقیم، در آمد حاصل از فروش نفت و آگهی های تجارتی. می دانیم که اولی از جیب ملت، دومی از خزانه ملت، و سومی از کسب و کار ملت به جیب صدا سیمای شما ریخته می شود و به همین دلیل هم آن را رسانه ملی می نامیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای ضرغامی، حالا سوال اینجا است که آیا این حق را برای این چهارده میلیون نفر ملت ایران قائلیم که از مجموع شش کانال داخلی و چندین کانال برون مرزی و صدها ساعت برنامه روزانهٔ، چند ساعتی هم برای شنیدن صدای آنها اختصاص پیدا کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای ضرغامی، آیا بهتر نبود که این چهارده میلیون نفر به جای اینکه اعتراضشان را هر روز در کوچه و خیابان و بالای پشت بام فریاد کنند در رسانه ای که متعلق به خود آن هاست با زبانی آرامتر و بدون این همه خشونت و خونریزی و برادرکشی بیان می کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای ضرغامی، اگر به فرض خانواده شما همه به آقای موسوی رای داده بودند و شما به احمدی نژاد آیا می پسندیدید که شما را به جرم رای به اقلیت به خانه راه ندهند. آیا بعد از دو روز صدای اعتراضتان بلند نبود که چرا منی که نان آور این خانهام به خانه راهی ندارم. مگر نه این است که صدا سیما خانه تمام ایرانی هست حتا این چهارده میلیون نفر.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-8688538462607292116?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/8688538462607292116'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/8688538462607292116'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/06/blog-post_24.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-4213505814807752709</id><published>2009-06-24T00:13:00.000+02:00</published><updated>2009-06-24T00:15:04.620+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;بيانيه عبدالله نوري - دوشنبه شب&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ألَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و حقّ خاشع گردد؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقایع روزهای گذشته اينجانب را به حكم وظيفه ديني، اخلاقي و ملي بر آن داشت تا نكاتي را يادآور شوم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- اعلام نتيجه انتخابات اينجانب را همچون انبوهی از ملت هوشمند ایران شگفت زده و نگران ساخت. شگفت زده از آن جهت كه چگونه سرمايه عظيم اعتماد ملت به تاراج رفت و نگران از اين بابت كه چرا پس از گذشت سه دهه از پيروزي انقلابي كه آزادي يكي از اساسي ترين شعارهاي آن بود و به بهاي ريخته شدن خون عزيزان اين وطن به پيروزي رسيد، شهروندان اين کشور از حداقل ميزان آزادي سياسي، يعني برخورداري از انتخاباتي سالم، محرومند؟ هرچند در طول ساليان گذشته با نگراني عمیق، ويراني بسیاری از دستاوردهاي اسلام و انقلاب را شاهد بودم، ولي اميد آن داشتم تا اين انتخابات بتواند تضميني بر حداقلي از آزادي ها باشد و از خسارات بيشتر جلوگيري كند. ملت سرفراز و آگاه ايران نيز براي پاسداري از همين آزادي حداقلي با وجود همه تضييقاتي كه بر سر تحقق خواسته آنان بود بیشترین همکاری را با حکومت داشتند و حتی به فیلتر شورای نگهبان تمکین کردند و به یکی از 4 کاندیدای مورد تأیید شورای نگهبان رأی دادند و صادقانه تمامي سرمايه خود را در طبق اخلاص نهادند و با حضور حماسي خود خواستند از خسارت و زوال بيشتر ایران عزیز جلوگيري كنند.اما افسوس که امروز بسیاری از رأی دهندگان احساس می کنند همان رأی هم نادیده گرفته شده است و فریبی به بهای از بین رفتن آبرو و صداقت حکومت، خورده اند. انتظار مي رفت مسئولین مربوطه با وجود تمامي محدوديتهايي كه در انتخابات ايجاد كرده بودند به آراي مردم احترام گذاشته از آن حفاظت نمایند، آن هم در نظامی كه با عناويني همچون مردم سالاري ديني همواره خود را بر آمده از ملت معرفي مي كند، ولي پاسداشت حضور حماسي ملت اعلام نتيجه اي بود كه نه تنها هيچيك از رقباي انتخاباتی آن را نپذيرفتند، بلكه احساسات کثیری از رأی دهندگان را جريحه دار كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- امروز میلیون ها رأی دهنده ایرانی در داخل و خارج کشور معتقد هستند که بزرگترین گناهان که دروغ است، آن هم دروغی به بزرگی ایران و نیز گناه خیانت در امانت را مجریان امر! مرتکب شده اند و گویا قرار است کسی سخنی نگوید تا با مرور زمان همه چیز حل شود. راستی چه منکری عظیم تر از دروغ و خیانت در امانت آنهم نسبت به ملتی به عظمت ملت ایران؟ مگر راستگويي چه زياني براي صاحبان قدرت دارد كه از آن گريزانند و دروغ گويي جز از بين بردن مشروعيت نظام و سلب اعتماد عمومي چه سودي در پي دارد كه اين همه بر آن اصرار مي ورزند؟ در انتخابات ریاست جمهوری 4 سال قبل هم برخی از کاندیداها مدعی تقلب و تخلف گسترده بودند، لکن در این انتخابات افزون بر سه کاندیدا عدهء کثیری از مردم نتیجه انتخابات را نپذیرفته اند؟ چنانچه این باور اصلاح نشود و اعتماد جمهور مردم جلب نگردد بازنده اصلی نظام است. مهمترين سرمايه اجتماعي و ملي همه نظام ها اعتماد عمومی است و حداقل خسران وضعيت کنونی از بين رفتن آن است. آیا در چنین شرائطی نباید برای باز گرداندن اعتماد مردم تلاش کرد؟ آیا روشی که در پیش گرفته شده برای جلب اعتماد مردم مناسب است؟ ابطال انتخابات یک روال سابقه دار بوده و به هیچ عنوان بدعت نیست و بدیهی است تکرار انتخابات هم نه تنها باعث تغییر در آراء واقعی ملت نمی شود بلکه تمامی رأی دهندگان را بر رأی خود ثابت قدم تر می کند. چنانچه شورای نگهبان هم نظر قطعی خود را مبنی بر صحت انتخابات صادر نماید، رهبر می تواند به عنوان معضل پیش آمده از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام دستور اقدام دهد تا رییس جمهور برآمده از انتخاباتی سالم و شفاف بتواند با قدرت و اعتماد به نفسی بیشتر مسئولیت اجرائی کشور را بر عهده گیرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال اگر کسی مدعی تقلب و تخلف در انتخابات باشد چگونه می تواند آن را بیان کند؟ در حالی که مطبوعات تحت فشار و تهدید و سانسور قرار دارند و به نحو بی سابقه ای تمامی رسانه ها تحت کنترل است و هر گونه اطلاع رسانی از طریق رسانه های داخلی و خارجی و اینترنت و تمامی سایت های خبر رسانی و حتی تلفن شخصی شهروندان دچار اختلال قرار می گیرد و سیستم پیام کوتاه تعطیل می گردد تا حداقل های ارتباطی و خبررسانی مردم از بین برود و صدا و سیما هم که متعلق به مردم و جزء اموال عمومی است یک طرفه هر آنچه می خواهد می گوید بدون اینکه اشخاص و صاحب نظرانی که مانند آنها فکر نمی کنند و یا اعتقاد به تخلف و تقلب آشکار در انتخابات دارند را در بحث ها شرکت دهد، دیگر چه راهی برای اعتراض می ماند؟ مگر امر به معروف و نهي از منكر از مهمترین ارکان اسلام نیست؟ و در آیات متعدد قرآن بر آن تاکید نگردیده است؟ حال چنانچه مردم منکری را از حکومت مشاهده کردند آیا در قبال آن وظیفه ندارند؟ آیا امر به معروف و نهي از منكر براي جلوگیری از انحراف حكومت ها نیست؟ حکومتی که مدعی آزادی است و در گفتگو با رسانه های داخلی و خارجی ادعا می کند در ایران آزادی مطلق! وجود دارد، اعلام نمايد مردم چگونه می توانند انتخابات را نقد کنند؟ چرا پس از تبريك رهبری هيچ يك از رقيبان اين نتيجه را نپذيرفته اند؟ چرا نخست وزیر 8 ساله نظام در دوران دفاع مقدس، جناب آقای مهندس میر حسین موسوی و نیز حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی رییس دو دورهء مجلس نظام که هر دو مورد تایید صریح امام خمینی (ره) بوده اند و آشکارا خود را در چهارچوب نظام ولایت فقیه تعریف می کنند و به تازگی از فیلتر شورای نگهبان عبور کرده اند و مجدداً در نماز جمعه اخیر هم مورد تایید رهبری قرار گرفتند و به تعبیری خودی به حساب آمدند، نظر رهبری را نمی پذیرند و صراحتا انتخابات را شعبده بازی و مضحک می نامند؟ امروز هم مردم به دنبال رأی خود می گردند و حکومت نباید از این خواست تعبیر دیگری بکند که تعبیری غیر از این بیش از همه به ضرر حاکمیت است. همیشه حکومت ها اعتراضات سنگین و خواست های بزرگ را تقلیل می دهند و بسیار تعجب آور است که چرا در این نظام خواست های معقول و قابل دسترس را به انقلاب مخملی و امثال آن و یا تأثیر پذیری از القائات خارجی ارتقاء میدهند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۳- حال چرا تیر اندازی به مردم؟ چرا دستگیری های کور و حبس و زندان؟ چرا ضرب و شتم و هتک حیثیت مردم؟ چرا حمله به دانشجویان و دانشگاه ها؟ چرا اتهام های واهی؟ چرا برخورد با مالباخته به جای دزد؟ زندانی کردن ده ها اصلاح طلب و روشنفکر، نخبگان سیاسی و فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران و تعداد کثیری از جوانان و دانشجويان و فعالان جنبش مدني كه در راستاي احقاق حقوق ملت و دفاع از آزادي بيان تلاش مي كرده اند و بسياري از آنان چه در جريان انقلاب و چه پس از آن خدمات بسياري به اين ملت كرده اند و در راه دفاع از حقوق ملت همچون برادر گرانقدر و عزیزم جناب دکتر سعید حجاریان هزينه های سنگینی چون ترور و جانبازی را پرداخته اند، چه مشکلی را حل می کند؟ آیا این دستگیری ها خود برمشکلات حکومت و انحرافش از جاده حقیقت و صواب نمی افزاید؟ به فرض که حکومت عزیزان زندانی ما را وادار به اعترافات دروغین و سناریوهای شکست خورده و نخ نمایی مانند اینکه از خارج دستور گرفته و یا به دنبال انقلاب مخملی و امثال آن بوده اند، کرد، طراحان این سناریوها مطمئن باشند تاریخ مصرف این نوع دروغ پردازیها و تهمت ها گذشته است و نه تنها بر ملت مؤمن و هوشیار اثر نخواهد گذاشت که فاصله و اختلاف نظر مردم با حاکمیت را بیش از پیش عمیق می کند. آیا این بازداشت ها با ضوابط اسلامی و اخلاقی منطبق است؟ آیا این دستور اسلام است که جوانان مظلومی كه روش شما را قبول ندارند به نام اسلام بازداشت و زندانی کنید؟ آیا اینها خوارج هستند و دست به سلاح برده اند؟ مگر قرآن کریم نمی گوید "محمدٌ رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم / محمّد (ص) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند"؟ آیا رو در رو قرار دادن نیروهای سپاه و بسیج و یا نیروی انتظامی - که همگی در جهت امنیت و نظم و نگاهبانی از مرزهای کشور باید با دشمنان خارجی و یا اشرار داخلی مقابله نمایند - با مردم به مصلحت نظام است؟ در اینجا لازم می دانم به مسئولین صدا و سیمای دولتی یاد آور شوم، کسانی را که شما آشوبگر می نامید همین مردمی هستند که هر گاه حکومت نیاز به حضورشان دارد، آنان را ملت غیور و همیشه در صحنه می نامد، هر چند ممکن است افراد شرور آموزش دیده ای در جمع آنان نفوذ كنند و برای آسیب زدن به اجتماعات آنان و صحه گذاردن بر تبلیغات رسانه های حکومتی دست به هر کاری بزنند. بی تردید این شیوه تبلیغات و اتهام های واهی نفرتی عظیم در میان مردم برای بنگاه عریض و طویل اطلاع رسانی دولتی به وجود می آورد چرا که نجابت مردم هيچگاه به آنان اجازه تخريب و زيان رساندن به اموال عمومي و یا خصوصی را نمي دهد، اگر چه مسئولیت و وبال این حوادث بر گردن كساني است كه امكان تشكيل تجمعات مسالمت آميز را براي مردم فراهم نكرده اند. چگونه است تجمعات و تظاهراتی که توسط نهادهای حکومتی ترتیب داده می شود هرگز مورد تعرض قرار نمی گیرد ولی اعتراض منتقدان حکومت همیشه با تهدید، ارعاب و آشوب عده ای مواجه می گردد؟! چگونه است در تجمعاتی که توسط نهادهای حکومتی برگزار می شود افرادی تحت عنوان اخلال گر و یا آشوب طلب مشاهده نمی شوند ولی در هر نوع تجمع انتقادی و مسالمت آمیز این افراد حضوری پر رنگ در جهت بر هم زدن نظم و آرامش عمومی دارند؟! چگونه است که در تجمعات حکومتی عوامل و عناصری تحت عنوان لباس شخصی، گروه فشار و یا عوامل خودسر حضور ندارند ولی اگر تجمع و گردهمایی منتقدین برگزار گردد حضوری گسترده و رعب انگیز دارند؟! و چگونه است که تاکنون این افراد در هیچ دادگاهی محاکمه نشده اند؟! سلب اعتماد عمومي خسارتي جبران ناپذير است كه حداقل كشور را در برابر تهديدهاهاي خارجي آسيب پذير مي سازد و چنانچه خدای ناخواسته تهدیدی خارجی متوجه ایران شود حكومت پشتيباني مردم را از دست خواهد داد. آیا بهتر نیست حکومت به جای رفتار خشن و تهدید و ارعاب و دستگیری و تیر اندازی و ضرب و شتم و کشتار برخوردی اخلاقی نسبت به مردم داشته باشد؟ مگر علي‌ابن ابي‌طالب (ع) نفرمود: "به خدا سوگند اگر هفت اقليم را ‏به من دهند تا به مورچه ای ستم روا داشته پوست جوى را از آن بگيرم ، هرگز نميكنم"؟ آيا پیشوایان دینی ما با مردم به گونه ای رفتار مي كردند كه جرأت انتقاد نداشته باشند؟ آیا این نوع رفتار، اعتقادات مردم نسبت به اسلام، را خدشه دار نمی کند؟ و این جفای به اسلام نیست؟ قرآن کریم به پیامبر رحمت للعالمین (ص) خطاب می کند: "وَ لَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ / و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً مردم از پيرامون تو پراكنده مى‏شدند"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۴- آزادي جوهر انسانيت است و همچنان كه از ديرباز تا كنون در تعاليم پيامبران و پيشوايان ديني و انديشمندان و همچنین اعلاميه ها و بيانيه هاي حقوق بشري امروزين مطرح شده است از حقوق سلب ناپذير انسان است. بنيادي ترين آرمان انقلاب اسلامي نيز آزادي بوده و در اصل ۲۷ قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز صراحتاً آزادي تشكيل اجتماعات به رسميت شناخته شده است. پس چرا در برابر اين حق مشروع و مسلم ملت مقاومت مي شود و اجازه راهپیمایی داده نمی شود؟ حکومت که خود را اکثریت می داند از چه بیمناک است؟ حاکمیت که همه امکانات مادی و نظامی و انتظامی و اطلاعاتی و تبلیغاتی را در اختیار دارد و معتقد است منتقدان و معترضان اقلیتی بیش نیستند! حکومتی که مدعی ممتاز ترین دموکراسی در جهان است حداقل همانند آنها رفتار نماید، در همه دموکراسی های امروز جهان اجازه راهپیمایی و یا اعتصاب و یا تحصن را به اقلیت می دهند و مسئولیت حفظ امنیت از آ ن را نیز حکومت به عهده می گیرد. من به عنوان یک شهروند و از باب النصیحه لأئمه المسلمین به حکومت توصیه می نمایم با پافشاری بر یک کار نادرست کاری نادرست تر انجام ندهید و ایران عزیز را دچار آسیب پذیری در برابر تهدیدات خارجی نکنید و با تمسک به بهره برداری بیگانه صدای حق طلبانه مردم خود را خاموش ننمایید. بدانید آبروی اسلام و نظام و جمهوریت آن با هیچ مصلحتی قابل معاوضه نیست. امیر مومنان (ع) می فرماید: " بهترين مردم نزد خداوند كسى است كه درستكارى را بر نا درستی ترجیح دهد، هر چند درستكارى، به زيان او باشد و موجب اندوه او شود و بدكارى برای او سود آور باشد و به مال و اعتبار او بیفزاید" نهج البلاغه - خطبه 125&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نوبه خود ، با دلي پر از اندوه با خانواده های دردمند تمامی قربانيان، مجروحان و آسیب دیدگان حوادث روزهاي اخير و خانواده های صبور و مقاوم زندانیان سر افرازی که جز خدمت به مردم و دفاع از حقوق ملت جرمی مرتکب نشده اند اظهار همدردي مي نمایم و به همهء عوامل و عناصر دخیل در این التهابات و تنش آفرینیها و کسانیکه به نام دفاع از اسلام و انقلاب و نظام خشن ترین برخوردها را نسبت به مردم بی دفاع روا می دارند متذکر می گردم این رفتارها باعث سرعت بخشیدن به زوال حکومت می گردد که: "الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم / حکومت با کفر باقی می ماند ولی همراه با ظلم هر گز پایدار نمی ماند".&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من در مراحل مختلف انقلاب حضور داشته ام، 5 بار از سوی امام خمینی (ره) در مسئولیت های مختلف منصوب شدم، 2 بار در مسئولیت وزارت کشور قرار گرفتم، 2 بار به مجلس راه یافتم و در طول دوران جنگ در جبهه ها حضور داشتم. برادرانم بارها در طول جنگ مجروح شدند و نهایتا یکی از آن ها به فیض شهادت نائل آمد و یکی دیگر از آنها که از قافلهء شهدا جا مانده بود، در پی انجام وظیفهء نمایندگی به سوی رحمت حق شتافت. همواره دل در گرو اسلام و انقلاب و ایران داشته ام و در این راه آنچه را وظیفهء دینی و ملی خود دانسته ام انجام داده و می دهم اگر چه برای خود و یا خانواده ام هزینه داشته باشد، چه آنکه بر سر همین آرمانها و عقایدم و دفاع از آنچه حق می پنداشتم زندان جمهوری اسلامی را نیز بدون کمترین شکوه و شکایتی تحمل نمودم و با هیچ کس غیر از خدای خود معامله نکرده و نخواهم کرد (ان شاء الله). بسیاری از دوستانم را به یاد می آورم که در راه دفاع از اسلام و میهن در دوران انقلاب و در جبهه های نبرد به شهادت رسیدند و امروز نظاره گر من هستند که آیا در قبال از دست رفتن آرمان های انقلاب و عزت ایران با بی تفاوتی تنها نظاره گر هستم و یا در حد توانم به وظیفه خود عمل می کنم، به تعبیر هشدار دهنده امام خمینی در ماجرای کاپیتولاسیون: "آن آقاياني كه مي گويند بايد خفه شد، اينجا هم بايد خفه شد؟ … والله، گناهكار است كسي كه داد نزند؛ والله، مرتكب كبيره است كسي كه فرياد نكند"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۶- در خاتمه 2 فراز از بيانات اميرمومنان (ع) در نامه خطاب به مالك اشتر را ياد آور مي شوم، تا حکمرانان نظام جمهوري اسلامي که از آغاز سوداي تحقق حكومت آرماني شيعه را در سر داشته اند به ارزيابي خویش بنشینند كه آيا راهي كه در پيش گرفته اند راه امام علي (ع) است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کلام اول: قلب خويش را نسبت به ملت خود مملو از رحمت و محبت و لطف کن و همچون حيوان درنده اي نسبت به آنان مباش که خوردن آنان را غنيمت شماري زيرا آنها دو گروه بيش نيستند : يا برادران ديني تواند و يا انسانهائي همچون تو.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کلام دوم: بپرهیز از ریختن خون‏ها بناحق، زیرا که هیچ چیز، مانند ریختن خون حرام سبب غضب خدا و بزرگی عقوبت ‏حق تعالی، و زوال نعمت و کوتاهی عمر دولت نمی‏شود، پس حکومتت را با ریختن خون حرام تقویت مکن که همین سبب ضعف و سستی و نابودی آن می‏گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بار دیگر به ارباب حکومت این آیه را متذکر می گردم که:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ألَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و حقّ خاشع گردد؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم / تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;والسلام علي من اتبع الهدي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عبدالله نوری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اول تیر ۱۳۸۸&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-4213505814807752709?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/4213505814807752709'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/4213505814807752709'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/06/1.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-4225654574430569283</id><published>2009-06-23T23:57:00.000+02:00</published><updated>2009-06-24T00:00:17.594+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;بیانیه‌ی کمیته صیانت از آراءِ موسوی - دوم نیرماه&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;بسم‌الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;ان الله یأمرکم ان تؤدوالامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل&lt;br /&gt;(سوره شریفه نساء آیه 6)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ملت شریف ایران!&lt;br /&gt;نامه مورخه 30/3/88 جناب آقای مهندس میرحسین موسوی خطاب به شورای نگهبان، حاوی گزارشی از مهندسی انتخابات، با بی‌اعتنایی مقامات مسئول و ذیربط مواجه گردید. یک بار دیگر برخوردهای جانبدارانه و بی‌اعتنایی به افکار عمومی و عدم توجه به عوامل موجدة حماسة حضور 22 خرداد، تکرار شد.&lt;br /&gt;کمیته صیانت از آرای ملت ایران در انتخابات دهمین دورة ریاست‌جمهوری، در تداوم وظیفه خود، اینگونه برخوردهای انسداد آفرین را مخل دستیابی به یک راه حل معقول و خداپسندانه می‌داند و اصرار بر معکوس جلوه دادن حرکت عظیم ملت ایران در 22 خرداد 88 را محکوم می‌کند. این کمیته همچنین یادآوری می‌نماید چنانچه هشدارها و تذکرات قبلی نادیده گرفته نمی‌شد و مقامات مسئول، وظیفة قانونی خود را در رفع اشکالات عدیده‌ای که در مرحله «قبل»، «حین» و «بعد» از انتخابات به آنان اعلام گردید، انجام می‌دادند، امروز نظام جمهوری اسلامی و کشور ایران به عنوان مهد مردم‌سالاری دینی و الگوی بی‌رقیب توسعه سیاسی جهان اسلام، سرخط اخبار سیاسی جهان بود، نه به عنوان کشوری که تظاهرات آرام مردم خود را تحمل نمی‌کند و با انواع تدابیر آن را به سمت تشنج و اغتشاش می‌برد. اگر امروز درصدر اخبار جهان، نمایش عکس‌ها و فیلم‌های قربانیان بی‌گناه تظاهرات خیابانی ایران قرار دارد، گناه آن به گردن کسانی است که مرتکب انواع رفتارهای خلاف قانون شدند یا بر آن چشم پوشیدند و متأسفانه امروز با تظاهر احترام به قانون، قربانی اصلی اقدامات خلاف قانون را به رعایت قانون دعوت می‌کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ملت فهیم و صبور ایران!&lt;br /&gt;آنچه کلیه ناظران منصف و بسیاری از دست‌اندرکاران امر انتخابات در ادوار مختلف جمهوری اسلامی ایران از آن به عنوان «مهندسی انتخابات در این دوره» یاد می‌کنند، طی سه مرحله پی در پی صورت گرفته است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف) سلسله اقدامات قبل از اخذ رأی از طریق زمینه‌سازی‌های غیراخلاقی، اقدامات غیرقانونی و تخلفات آشکار و مکرر که برخی از آنها در بیانیه‌های قبلی مستنداً اشاره گردیده از جمله استفاده وسیع و نامحدود از امکانات تدارکاتی، تبلیغاتی و نیروی انسانی دولتی که در خدمت نامزد دولتی قرار داشت، به گونه‌ای که گویا هدف پیروزی در انتخابات، مجوز همه گونه حیف و میل سرمایه‌های ملی، تاراج اعتماد عمومی و هر گونه خلافکاری دیگر است. استماع عباراتی نظیر «دولت دروغ» و «دولت دروغگو» از مردمی که قریب به سه دهه حاکمیت جمهوری اسلامی ویژگی ممتاز نظام را صداقت مسئولین می‌دانستند، موجبات ناخرسندی هر شنونده‌ای می‌شد. در روزهای تبلیغات انتخاباتی، با اینکه بسیاری از گزارش‌های ارائه شده توسط رئیس‌جمهور وقت، در سیما، روز بعد به وسیله نهادهای رسمی تکذیب می‌شد، این روش تعجب‌برانگیز به وسیله وی تکرار می‌گردید. گویا مشاوران رئیس‌جمهور به این نتیجه رسیده بودند که اعلام یک دروغ بزرگ تأثیر تبلیغاتی چندین میلیونی دارد و تکذیب بعدی آن مخاطبانی حداکثر چند هزار نفری خواهد داشت. البته در شرایط فقدان ترس از خداوند یا حسابرسی مقامات و نهادهای مسئول، این معامله‌ای پرسود است و توده‌هایی را که فقط چشم به تلویزیون دارند، جذب می‌کند. هر چند هر روزه بیش از پیش، نخبگان از سلامت و کارآمدی دولت ناامید شوند.&lt;br /&gt;همچنین یک سلسله اقدامات دیگر قبل از رأی‌گیری، به طور مشخص معطوف به ایجاد سیستمی بسته و محدود به چند فرد خاص از دستگاه اجرا و نظارت بود که هیچکس را به درون آن راهی نباشد. بدین ترتیب با انواع روش‌هایی که قبلاً ذکر شد، حق قانونی و شرعی نامزدها برای اعمال نظارت و حضور مؤثر در مراکز مرتبط با برگزاری انتخابات سالم، از آنها گرفته شد. نهایتاً به دلیل حضور بسیار گسترده مردم در صحنه که با نامزدی مهندس میرحسین موسوی امیدی دوباره را در حال شکوفایی می دیدند، فعالیت‌های این جریان برای بیرون راندن مردم از صحنه حضور در انتخابات، خنثی گردید لیکن سلسله اقداماتی که برای محدودسازی نظارت و صیانت از آرا انجام شده بود، صرفا می‌توانست با دخالت مسئولان نظام بی‌اثر شود که متأسفانه چنین شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب) در مرحله اخذ رأی، همگان شاهد تقلب بسیار وسیع، سیستماتیک و چند لایه بودند که جزئیات آن تنها به وسیله یک هیأت حقیقت یاب عادل، بی‌طرف، شجاع و کارآمد، می‌تواند ارائه شود. در اینجا برخی نمودهای آن را به مثابه مشتی از خروار ذکر می‌نمائیم:&lt;br /&gt;1- تعیین و به کارگیری اعضای هیأت‌های اجرایی و نظارت از یک طیف خاص به گونه‌ای که اغلب مشهور به جانبداری از کاندیدای دولتی بوده‌اند.&lt;br /&gt;2- تغییر کمَی و کیفی شعب اخذ رأی و اعضای آن.&lt;br /&gt;3- چاپ انبوه و بی‌سابقه تعرفه‌ها بطوری که می‌بایست بالغ بر بیست میلیون تعرفه بدون استفاده موجود باشد هر چند که از آمار و سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست و هنوز در هاله‌ای (!) از ابهام قرار دارد.&lt;br /&gt;4- گزارش‌هایی مبنی بر وجود تعرفه‌های بدون شماره سریال که در شب 22 خرداد 88 به چاپ رسیده است، وجود دارد که این امر در تاریخ انتخابات بی‌سابقه بوده و وجود نارسایی‌ها و کسری تعرفه در استان‌ها از ساعات قبل از ظهر روز اخذ رأی بر وضعیت بغرنج سرنوشت این تعرفه‌های سرنوشت‌ساز (!!) می‌افزاید.&lt;br /&gt;5- تهیه و تأمین مهرهای انتخاباتی به میزان حیرت‌آور قریب به دو و نیم برابر تعداد شعب و نیز تحویل دو مهر به هر شعبه اخذ رأی که فاقد وجاهت قانونی است، از اقدامات عجیب و غریب این دوره می‌باشد که با کمال تعجب و تأسف هیچگونه اعتراضی را از سوی نهادهای نظارتی قانونی بر نیانگیخت، در حالی که وجود مهر اضافی در هر شعبه می‌تواند زمینه‌ساز تقلبات فراوان گردد.&lt;br /&gt;6- در حالی که توسط مسئولان برگزاری انتخابات ادعا شود که مهندس میرحسین موسوی حدود 40 هزار نماینده در شعب اخذ رأی سراسر کشور داشته است، که عاری از واقعیت می‌باشد، بلکه واقعیت، گویای وضعیت ناگوار و تأسف‌باری برای اجرای این بخش از قانون در این دوره می‌باشد. بخشی از اشکال آفرینی‌ها به منظور اختلال در سیستم نمایندگان نامزدها به قرار زیر می‌باشد:&lt;br /&gt;6-1- طبق قانون حضور نمایندگان نامزدها، از روز اول خرداد 88، نمایندگان مهندس موسوی می‌توانستند در هیأت‌های اجرایی حضور یابند. در حالی که در هیچ نقطه کشور به دلیل امتناع فرمانداران و دستور وزارت کشور، امکان حضور آنان تا روز رأی‌گیری ممکن نگردید.&lt;br /&gt;6-2- فرمانداری‌ها در مواجهه با مسئولین ستادهای مهندس موسوی، بهانه‌گیری‌های مختلف و درخواست اطلاعات اضافی و غیرقانونی برای پرونده‌سازی نمایندگان ایشان را بیان می‌نمودند.&lt;br /&gt;6-3- در پذیرش مدارک ارسال شده از سوی ستادهای مهندس موسوی، تعلل و تأخیر می‌ورزیدند.&lt;br /&gt;6-4- برای تعداد زیادی از نیروهای معرفی شده کارت صادر نکردند.&lt;br /&gt;6-5- کارت‌های صادر شده براساس شعبه‌های معرفی شده نبود و آنها را با جهت‌گیری خاص بنحوی مهندسی می‌کردند که امکان حضور ایشان را در شعب از بین می‌برد.&lt;br /&gt;6-6- کارت‌های نمایندگان را دیر هنگام و به گونه‌ای تحویل دادند که بخشی از آنها ناقص و مخدوش و جابجا شده بود.&lt;br /&gt;6-7- از فعالیت قانونی بسیاری از نمایندگان مهندس موسوی در هنگام پلمپ کردن صندوق‌ها و رؤیت شناسنامه رأی دهندگان، جلوگیری می‌کردند و به تذکرات ایشان در ممانعت از تبلیغات غیرقانونی کاندیدای دولتی توسط بعضی از اعضا و نظار شعب وقعی نمی‌نهادند.&lt;br /&gt;6-8- از حضور نمایندگان نامزدها در سایت‌های تجمیع آراء ممانعت به عمل آوردند.&lt;br /&gt;6-9- نمایندگان کشوری نامزدها را در گوشه‌ای از ستاد انتخابات کشور مستقر کرده بودند که امکان هیچگونه دستیابی و اطلاع از آمار یا چگونگی تجمیع آراء برای ایشان مقدور نبود به گونه‌ای که در ساعت 2 و پانزده دقیقه بامداد 23 خرداد طی نامه‌ای رسمی اعتراض خود را از این وضعیت به وزیر کشور اعلام داشتند.&lt;br /&gt;6-10- سیستم پیامک (SMS) که به عنوان تنها وسیله ارتباطی و انعکاس تخلفات در روز انتخابات توسط نمایندگان مهندس موسوی پیش‌بینی شده بود، از بامداد روز رأی‌گیری کاملا قطع گردید.&lt;br /&gt;6-11- تلفن‌های ثابت کمیته صیانت از آراء در اواخر زمان رأی‌گیری و هنگام اوج کاری ستاد برای اخذ گزارش‌ها قطع و دستگیری رابطین شعب که مسئولیت پشتیبانی نمایندگان مهندس موسوی را عهده‌دار بودند، آغاز گردید.&lt;br /&gt;6-12- ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7- شبهه جدی در وضعیت صندوق‌ها: هیچ اطمینانی وجود ندارد که صندوق‌ها قبل از پلمپ شدن، با آراء مورد نیاز و مهندسی شده از قبل، پر نشده باشد. نمایندگانی که پس از عبور از هفت خوان اختلالات، بسیاری از آنها در ساعت مقرر امکان حضور قبل از زمان شروع رأی‌گیری نیافته بودند، نمایندگانی که موفق به حضور شدند، غالبا با اصرار و تاکید غیرقانونی «راه ندادن» یا «اخراج» مواجه گردیدند. سؤال این است که این تأکید بر عدم حضور در موقع پلمپ صندوق رأی، چه دلیلی توجیهی می‌تواند داشته باشد؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ج) مرحله اعلام عجولانه نتیجه انتخابات:&lt;br /&gt;در این مرحله، سرعت عجیب اعلام نتایج نهایی آراء حتی در زمانی که رأی‌گیری در جریان بود، خبر از ارائه آماری غیرواقعی می‌داد، به ویژه وقتی در مرحله تجمیع، وجود نمایندگان نامزدهای غیردولتی کان لم یکن بوده و آنان هیچ اطلاع و نظارتی بر چگونگی تجمیع و اعلام آن نداشته‌اند و از شنیدن آمار رادیو اظهار تعجب نموده‌اند.&lt;br /&gt;در مرحله اعلام نتایج، نکته اساسی دیگر اصرار و تأکید عاجل مقدمات بر ختم انتخابات و تجدید دوره ریاست‌جمهوری و اعلام صحت آن حتی قبل از طی مهلت قانونی است. این عجله در بخش رسانه‌ای دولت نیز مشهود بود، به طوری که خبرهای رسانه‌هایی همچون ایرنا، فارس، کیهان و ... به شکل زودهنگام برروی خروجی‌ها قرار گرفت که این همه حاکی از تصمیم قبلی مبنی بر اعلام نتیجه از قبل تعیین شده به نفع کاندیدای دولتی بود، به نحوی که آرای آقای احمدی‌نژاد در ساعات اولیه بامداد 24 میلیون عنوان گردید؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ملت شریف ایران!&lt;br /&gt;کمیته صیانت از آراء امیدوار است اصرار غیرقانونی و غیراخلاقی بر سپردن بررسی تقلبات به دست عوامل آن و دیگر کسانی که در این فرایند نقش داشته‌اند پایان پذیرد و با استفاده از تجربیات زمان حیات امام(ره) با تشکیل کمیته حقیقت یاب عادل، کارآمد، شجاع و مورد قبول همه طرف‌های انتخابات، کل مراحل انتخابات مورد بررسی موشکافانه قرار گیرد.&lt;br /&gt;تشکیل این کمیته و اعلام نتیجه به وسیله آن، آرامش و طمأنینه را به جامعه و اعتبار را به مسئولان نظام باز خواهد گرداند و تجربیات گرانقدری برای نظام ذخیره خواهد نمود. در سطح جهان نیز جمهوری اسلامی یکبار دیگر درخشش خواهد گرفت و الگوی مردم‌سالاری دینی پیشنهادی آن مجددا الگوی موفق و پیشرو برای همه آزادگان جهان خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کمیته صیانت از آرای مهندس موسوی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع: وب‌سايت كلمه&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-4225654574430569283?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/4225654574430569283'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/4225654574430569283'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/06/6-30388.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-5216209322330037593</id><published>2009-06-21T20:41:00.000+02:00</published><updated>2009-06-21T20:43:04.232+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>بسم الله الرحمن الرحيم&lt;br /&gt;انا لله و انا اليه راجعون&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبر دلخراش شهادت گروهي ديگر از معترضان به وقوع تقلب گسترده در انتخابات اخير، جامعه ما را در بهت و سوگ فروبرده است. تيراندازي به مردم ، پادگاني شدن فضاي شهر، ارعاب، تحريك و قدرت نمايي همگي فرزندان نامشروع قانون گريزي شديدي است كه در معرض آن قرار داريم و عجبا كه بانيان چنين شرايطي ديگران را به اين خطا متهم مي كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به كساني كه مردم را به خاطراظهار نظر قانون شكن ناميده اند خبر مي دهم كه بي قانوني بزرگ عدم اعتنا و نقض صريح اصل 27 قانون اساسي از سوي دولت در عدم صدور مجوز براي اجتماعات مسالمت آميز است. آيا مردمي انقلابي كه با مشابه همين اجتماعات ما و شما را از فراموشخانه هاي تاريخ ستم شاهي بيرون آوردند مورد ضرب وجرح قرار گيرند و تهديد به زورآزمايي شوند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اينجانب به عنوان يك هم سوگ همچنان مردم عزيز را به خويشتنداري دعوت مي كنم. كشور متعلق به شماست. انقلاب و نظام ميراث شماست. اعتراض به دروغ و تقلب حق شماست. به احقاق حقوق خود اميدوار باشيد و اجازه ندهيد كساني كه براي نااميدي و ارعاب شما مي كوشند خشمتان را برانگيزند. در اعتراضات خود همچنان به پرهيز از خشونت پايبند بمانيد و چون پدران و مادراني دل شكسته با رفتارهاي نامتعارف فرزندانتان در قواي امنيتي برخورد كنيد. در عين حال از نيروهاي نظامي و انتظامي انتظار دارم نگذارند خاطرات اين ايام لطمه هاي جبران ناپذير به روابط آنها و مردم بزند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين كه نام و نشان شهيدان، مجروحان و بازداشت شدگان به خانواده آنها اطلاع داده نشود و آنان در سرگرداني قرار گيرند هيچ سودي در برقراري آرامش ندارد و تنها احساسات را جريحه دار مي كند. همچنين است دستگيري هاي فله اي كه تنها موجب هتك پرهيزها و برداشته شدن رعايت ها ميان فرزندان نظامي و انتظامي ملت و بدنه جامعه مي شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از خداوند متعال براي اين شهيدان عزيز رحمت و علو درجات مسئلت مي كنم و براي خانواده هاي داغديده شان صبر و اجر آرزو دارم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ميرحسين موسوي&lt;br /&gt;31 خرداد 1388&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-5216209322330037593?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/5216209322330037593'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/5216209322330037593'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/06/blog-post_1758.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-2627822125312109989</id><published>2009-06-21T16:19:00.000+02:00</published><updated>2009-06-21T16:20:25.786+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;لاریجانی: شورای نگهبان بی‌طرف نبوده&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علی لاریجانی، رئیس مجلس می‌گوید که «باید به سخن مردمی که در تظاهرات شرکت کرده‌اند گوش کرد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رئیس مجلس شب گذشته با شرکت در یک برنامه زنده تلویزیونی گفت: «کاش برخی اعضای شورای نگهبان به نفع یک کاندیدای خاص وارد میدان نمی‌شدند.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای لاریجانی با بیان این‌که بخش عمده‌ای از مردم تصورشان درباره نتیجه انتخابات با نتیجه رسمی متفاوت است، خواهان احترام گذاشتن به این «تصور» شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی با تأکید بر اینکه «نباید حساب این جمعیت زیاد را با گروهی اغتشاش‌گر مخلوط کرد» ، از نیروی انتظامی و بسیج خواست که با مردم مهربان باشند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طی روزهای اخیر تهران و شهرهای دیگر ایران شاهد اعتراضات گسترده به نتایج شمارش آراء اتخابات بوده‌است. نیروهای انتظامی و لباس شخصی‌ها این اعتراضات را به شدت سرکوب کرده‌اند. بیمارستان‌های ایران از کشته شدن ۱۹ نفر در این درگیری‌ها خبر می‌دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای لاریجانی در عین حال گفته‌است که «با فریاد کردن تقلب و غبارآلود کردن فضا و کشاندن مردم به خیابان‌ها، خوب نمی‌توان موضوع را پیگیری کرد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی از نامزدهای ریاست جمهوری درخواست کرد که مطالبات خود را در چارچوب قوانین پیگیری کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای لاریجانی پیشنهاد داد مسئولان فضایی غیر از خیابان‌ها را برای تجمع در اختیار معترضان قرار دهند و صداوسیما فرصتی در اختیار منتقدان بگذارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رئیس پیشین صدا و سیما گفت: «صداو سیما نباید به گونه‌ای رفتار کند که موجب تحریک احساسات مردم باشد.»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گفته رئیس مجلس، مسئولان باید فضایی را ایجاد کنند که مردم احساس کنند می‌توانند حرفشان رابزنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی همچنین از شورای نگهبان خواست با استفاده از همه ظرفیتش اعتماد مردم را در رسیدگی به تخلفات جلب کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دبیر شورای نگهبان امروز در نامه‌ای خطاب به رهبر جمهوری اسلامی آمادگی این شورا را برای برای رسیدگی به شکایات در فرصت قانونی اعلام کرده‌است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی در نامه‌ای که روز گذشته منتشر کرده، شورای نگهبان را بی‌طرف ندانسته و مراجعه به این شورا را بیهوده دانست. مهدی کروبی نیز طی بیانیه‌ای به ناامیدی ملت از شورای نگهبان هشدار داده‌است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این دو نامزد ریاست جمهوری روز گذشته نیز در جلسه ویژه شورای نگهبان شرکت نکردند..&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-2627822125312109989?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/2627822125312109989'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/2627822125312109989'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/06/blog-post_8399.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-8749181838019099514</id><published>2009-06-21T16:15:00.000+02:00</published><updated>2009-06-21T16:16:52.244+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;بیانیه سید محمد خاتمی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سید محمد خاتمی پس از حوادث روز 30 خرداد با صدور بیانیه ای ضمن ابراز نگرانی از امنیتی و نظامی شدن فضای کشور تأکید کرد: بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.&lt;br /&gt;متن کامل این بیانیه بدین شرح است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;حضور مردم در صحنه از دست آوردهای بزرگ انقلاب اسلامی است که باید آن را پاس داشت و راههای آن را گشاده تر کرد. این حضور شکوهمند از همه بخش ها و گروههای سنی و صنفی در ایران یک پیام روشن دارد که مردم صاحب کشور و انقلاب اند. این پیام را امروز نیز باید دریافت؛ سکوت اعتراضی و رفتار مدنی مردم در راهپیماییها هم نشانه رشد و بیداری و مسؤولیت پذیری مردم است و هم حکایتگر این واقعیت انکار ناپذیر است که مردم دارای حقوق اساسی و مشخص هستند که هر نظامی موظف به رعایت آنهاست. تبلیغات تحریک کننده و اهانت آمیز نسبت به مردم که همواره مستقل عمل کرده اند و انتساب حرکت سالم آنان به بیگانگان خود جلوه ای از اعمال سیاست های نادرست است که سبب دورتر شدن مردم از حکومت می شود.&lt;br /&gt;در ایران انتخاباتی برگزار شده است و انبوهی از مردمان بزرگوار که آن حماسه حضور را آفریدند نتیجه اعلام شده را باور ندارند و به آن معترض اند. اعتماد عمومی در این زمینه لطمه دیده است و بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راههای خطرناکی است که خدا می داند به کدام سرانجام برسد.&lt;br /&gt;باید حق مردم را پاس داشت و در عین تدبیر در برابر هرگونه تشنج و تشنج آفرینی و ناامنی (که از ساحت مردم به دور است) باید از شیوه های پرهزینه و زیانبار برای نظام و مردم از جمله مقابله نظامی و خشونت فاصله گرفت و همگان در جهت ترمیم اعتماد عمومی که پشتوانه اصلی نظام و کشور است برآییم و حرکت کنیم.&lt;br /&gt;ضرب و جرح و ارعاب که نمونه تأسف آور آن را در روز شنبه شاهد بودیم و موجی از دستگیری از زنان و مردان و نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور از اولین ساعات اعلام نتایج تاکنون و ممانعت از اجتماعات آرام و باوقار مردم که از نشانه های فرهنگ بالای هموطنان است، مشکلات را افزون می کند.&lt;br /&gt;فرصت ها به سرعت می گذرد و به تهدید تبدیل می شود، در حالی که بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست و نیازی به امنیتی کردن و نظامی کردن فضا ندارد.&lt;br /&gt;ارجاع امر به مرجع یا مراجعی که باید حافظ حقوق مردم و مجری انتخابات سالم و آزاد و ناظر بر آن باشند، ولی خود مورد انتقاد و شکایت اند راه حل مسأله نیست.&lt;br /&gt;در بازگشایی این گره چرا نگاهی به روش و سیرت حضرت امام (ره) نداریم که در موارد مشابه بوده است و می تواند و باید مورد تأسی و اهتمام قرار گیرد.&lt;br /&gt;تعیین هیأتی عادل، کاردان، بیطرف و شجاع که به ویژه مورد اعتماد معترضان هم باشد و پذیرش داوری منصفانه آن هیأت راهی برای عبور از این مرحله و گامی مثبت در جهت تقویت نظام و بازسازی اعتماد عمومی و نیز نشانه تصمیم گیری خطیر و گره گشا در هنگامه های حساس به نفع مردم و در جهت آرمانهای انقلاب است.&lt;br /&gt;آزادی سریع دستگیر شدگان و زندانیهایی که موجب نگرانی عمیق خانواده های آنان و بسیاری از مردم شده است و نیز بازکردن راههای ارتباطی و اطلاع رسانی که متأسفانه همه را بسته اند می تواند فضای جامعه را تلطیف کند.&lt;br /&gt;از سوی دیگر اعتراض و انتقاد به شیوه مدنی و به دور از هرگونه ناآرامی را که حق مسلم مردم است باید همگان پاس داریم.&lt;br /&gt;نفی خشونت و تغییر فضاسازی کین توزانه و دشمن آفرین و مبتنی بر تهمت و افترا به فضای جدید مبتنی بر حقیقت، به محبت و دوستی و تعامل با یکدیگر نیز باید سرلوحه عمل قرار گیرد.&lt;br /&gt;در این صورت است که هر هزینه ای که پرداخت شود نظام با همه ارزشهایش مصون و محفوظ خواهد ماند.&lt;br /&gt;مردم حضور دارند و همچنان در انتظارند، این حضور را باید محترم شمرد.&lt;br /&gt;ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله * علیه توکلت و الیه انیب&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سید محمد خاتمی&lt;br /&gt;31 خرداد 1388&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-8749181838019099514?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/8749181838019099514'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/8749181838019099514'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/06/blog-post_1633.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-7931772939240683475</id><published>2009-06-21T16:13:00.000+02:00</published><updated>2009-06-21T16:14:43.092+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;انتقاد بی سابقه از رهبر جمهوری اسلامی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میر حسین موسوی در پیامی امروزشنبه رهبرجمهوری اسلامی ایران، آیت الله علی خامنه ای را مورد انتقاد قرار داد. انتقاد وی از آیت الله خامنه ای امری "بی سابقه" تلقی شده است. بدون ذکر نام، وی آیت الله خامنه ای را متهم کرد که "ماهیت" جمهوری اسلامی را مورد تهدید قرار داده قصد دارد "سیستم سیاسی تازه ای " بر کشور مسلط کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نوشتۀ خبر گزاری فرانسه تا کنون هیچیک از شخصیت های سیاسی جمهوری اسلامی جسارت نکرده بود علیه آیت الله خامنه ای انتقادی ایراد کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی طرح تحمیل دولتی ناخواسته وسیاستی تازه بر مردم را مورد انتقاد قرار داد. وی به آنچه رهبر جمهوری اسلامی دیروزجمعه در تائید انتخاب محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری اظهار داشته بود، اشاره کرده آنرا یکی از دلایل وجود تقلب دانسته بود. به گفتۀ آیت الله خامنه ای مکانیسم انتخاباتی ایران به شکلی است که امکان تقلب ١١میلیونی وجود ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی همچنان برحق خود مبنی بر ابطال انتخابات تاکید می ورزد . او امروز نیز خود را در کنار مردم ایران و آمادۀ دفاع از حقوق مشروع آنها اعلام کرد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-7931772939240683475?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/7931772939240683475'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/7931772939240683475'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/06/blog-post_4088.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-2669240638718656566</id><published>2009-06-21T16:08:00.000+02:00</published><updated>2009-06-21T16:12:14.755+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;بیانیه مهم سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;ملت شریف ایران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروز کلیه رسانه های تبلیغاتی در اختیار جریان حاکم از تریبون های مجلس شورای اسلامی گرفته تا منبرهای جمعه و جماعات و تا صدا و سیما با تمام ظرفیت علیه اعتراضات مشروع و قانونی شما علیه تخلفات و تقلبات گسترده در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم بسیج شده اند. اقتدارگرایان می کوشند ضمن وارونه نمایی حقایق و تحریف واقعیات ضمن وجاهت و مشروعیت بخشیدن به انتخاباتی که به عنوان تجسم کامل قانون شکنی و بدعهدی و بی رسمی در تاریخ این کشور ثبت خواهد شد، اعتراضات شما را غیر قانونی جلوه دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در نتیجه ما یکبار دیگر شاهد عوض شدن جای ظالم و مظلوم، قانون گرا و قانون شکن، آزادی خواه و خودکامه هستیم. این تلاش مانند همیشه با برنامه ها و سخنرانی های یک سویه و درحالی صورت می گیرد که نمایندگان و به خصوص کاندیداهای مورد اعتماد شما از حق پاسخگویی محرومند و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برخلاف قانون اساسی و شرع و اخلاق در برابر تمامی تهمت ها و توهین ها و تحریف ها و دروغ هایی که در باره نامزدهای اصلاح طلب ریاست جمهوری و حرکت اعتراضی شما پخش می کند، اجازه کمترین دفاع و توضیحی به آنان نمی دهد. از این رو برآن شدیم تا یکبار دیگر آنچه را که در این انتخابات رخ داده است، به اجما ل مرور کنیم تا موارد مغالطه و تحریف وسفسطه بر همگان آشکار شود.&lt;br /&gt;اصلاح طلبان از حدود یکسال پیش تلاش های خود را برای قانع کردن مردم به شرکت در انتخابات در حالی آغاز کردند که تجربه دوره های انتخاباتی اخیر جامعه را نسبت به نتیجه بخش بودن حضور در انتخابات ناامید و بی اعتماد ساخته بود. برای مردمی که تجربه انتخابات مجالس هفتم و هشتم را که طی آن سرنوشت بیش از یکصد و نود کرسی مجلس از پیش مشخص شده بود، در خاطر داشتند، بسیار دشوار بود که بتوانند خود را به شرکت د ر این انتخابات قانع کنند.&lt;br /&gt;ما نیز با توجه به این تجربه و نیز شناختی که نسبت به عدم التزام جریان حاکم به اصل مردمسالاری و رعایت اخلاق و عهد و پیمان داشتیم، از پیش می دانستیم که انتخابات ریاست جمهوری دهم عرصه رقابتی عادلانه و سالم نخواهد بود، اما معتقد بودیم مشارکت گسترده مردم می تواند آثار ناشی از تقلب و تخلفات را بر نتایج انتخابات بی اثر ساخته و موجب حاکمیت اراده ملت شود. از این رو تمام توان و ظرفیت خود را برای قانع کردن و دعوت همگان برای مشارکت حداکثری در انتخابات به کار گرفتیم. خوشبختانه عملکرد منفی و زیانبار جریان حاکم در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاست خارجی طی چهار سال گذشته و نگرانی عمیق و گسترده اقشار آگاه و فرهیخته جامعه از ادامه این روند خطرناک، زمینه مثبتی برای اثر بخشی تلاش اصلاح طلبان ایجاد کرد. نهایتاً شاهد عزم و اراده ملی برای شرکت در انتخابات بودیم.&lt;br /&gt;ما در وجود تقلب و تخلف تردید نداشتیم، عملکرد جریان حاکم در توزیع پول در روستاها و شهرهای کوچک در ماه های منتهی به انتخابات برای جلب آراء مردم، ترمیم حقوق ها در ماه های منتهی به انتخابات، استفاده از امکانات دولتی و سفرهای انتخاباتی تحت عنوان سفرهای استانی، عملکرد یکسویه صدا و سیما که در جریان انتخابات به ارگان جریان حاکم تبدیل شده و مانند هفته دولت با تمام ظرفیت به تبلیغ دولت می پرداخت و ... برای ما روشن بود، اما مشی اصلاح طلبانه و درک واقعیات موجود در ساختار قدرت از یک سو و وجود فرصت رقابتی اگرچه نابرابر و بسیار محدود اما به هرحال تاحدودی واقعی به نام انتخابات از سویی دیگر ما از بی تفاوتی نسبت به سرنوشت کشور برحذر داشته قانع می ساخت تا از این فرصت محدود اما مغتنم برای توقف روند نامبارک موجود و نجات کشور استفاده کنیم، بدان امید که مشارکت گسترده مردم، جریان حاکم را ناگزیر از تمکین و تسلیم در برابر اراده ملت خواهد ساخت. ما هرگز گمان نمی کردیم که درد خودکامگی و قدرت طلبی به حدی تشدید و مزمن شده باشد که نوشداروی مشارکت 85 درصدی مردم نیز نتواند آن را درمان کند. اما متأسفانه این امر باورنکردنی رخ داد.&lt;br /&gt;- طی روزهای 21و 22 خرداد سیستم ارتباطی پیام کوتاه در سراسر کشور قطع شد تا ناظران در روز رأی گیری قادر به مخابره تخلفات و تقلبات به ستاد نباشند و به این ترتیب برنامه رایانه ستاد که برای اطلاع همزمان از تخلفات و تقلبات در صندوق های رأی در سراسر کشور طراحی شده بود از کار افتاد؛ این در حالی بود که رئیس کمیته صیانت از آراء از یک هفته قبل نسبت به چنین احتمالی هشدار داده و وزیر ارتباطات و مسئولان شرکت مخابرات را مسئول دانسته بود، اما مسئولان مذکور این خبر را تکذیب کرده بودند.&lt;br /&gt;- همچنین چهار صد خط تلفن ثابت کمیته صیانت از آراء که برای اطلاع به موقع از تخلفات و تقلبات احتمالی تدارک دیده شده بود در روز رأی گیری قطع شد تا ناظران ستاد موسوی در سراسر کشور حتی از طریق تلفن ثابت هم نتوانند تخلفات را به مرکز مخابره کنند.&lt;br /&gt;- فرمانداری تهران ازپذیرش و صدور کارت برای دویست و پنجاه ناظر ستاد مهندس موسوی برای حضور در صندوق های رأی به بهانه نقص پرونده خودداری و برخلاف گفته رئیس ستاد انتخابات به اقدام سریع ستاد در ارسال مدارک جدید پاسخ منفی داد..&lt;br /&gt;- علاوه براین فرمانداری تهران برخلاف توافقات اولیه از توزیع ناظران در صندوق های رأی مناطق نزدیک به محل مسکونی ایشان خودداری و در نتیجه ستاد مهندس موسوی از نظارت بر حدود نیمی از صندوق های رأی تهران محروم ساخت&lt;br /&gt;- مسئولان صندوق های رأی در صبح روز رأی گیری بر خلاف قانون با اخراج ناظران ستاد مهندس موسوی از شعب اخذ رأی اقدام به مهر و موم صندوق های رأی کردند تا این ابهام همچنان باقی بماند که صندوق های رأی در آعاز رأی گیری خالی بوده است با خیر.&lt;br /&gt;- در ساعات اولیه رأی گیری بسیاری از استان ها با کمبود تعرفه های مواجه شدند و مردم ساعت ها منتظر رسیدن برگه های رأی بودند و نهایتاً بسیاری از آنها قادر به دادن رأی نشدند.&lt;br /&gt;- این درحالی است که بنا به اظهار مسئولان رسمی حدود سیزده میلیون برگه رأی اضافه چاپ شده بود و این غیر ازخبر چاپ دوازده میلیون برگه رأیی است که کمیته صیانت از آرا خواهان رسیدگی به آن شده است.&lt;br /&gt;- در بسیار از شهرستان ها شعب اخذ رأی پیش از پایان ساعت رأی گیری تعطیل و از ورود مردم و دریافت رأی ایشان خودداری شد.&lt;br /&gt;- مطابق آمار اعلام شده دستکم در 170 شهر تعداد آراء به صندوق ریخته شده بین 95 تا 140 درصد واجدان حق رأی بوده که آشکارا از تقلب گسترده به نفع نامزد حاکم حکایت دارد.&lt;br /&gt;- پس از پایان رأی گیری و به هنگام شمارش و ثبت آراء در سایت های تجمیع آراء برخلاف قانون ناظران نامزدها را از محل اخراج کرده و تجمیع آراء در غیاب ناظران انجام شد.&lt;br /&gt;- برخلاف رویه معمول که اعلام نتایج انتخابات از صبح روز بعد صورت می گرفت، ستاد انتخابات وزارت کشور بلافاصله پس از پایان رأی گیری با شتاب و عجله تعجب برانگیزی اقدام به اعلام نتایج آراء کرد. این درحالی بود که در برخی کشورها که حدود هشت ساعت با ایران اختلاف ساعت دارند هموطنان ما در صفوف طولانی در انتظار دادن رأی بودند و بسیاری از ایشان باشنیدن خبر نتایج آراء از دادن رأی منصرف شدند. گمان نمی کنیم چنین صحنه مضحکی را بتوان در انتخابات هیچ کشوری سراغ گرفت.&lt;br /&gt;- اتفاقاتی نظیر کاهش یکصدهزار رأی یک کاندیدا در اعلام بعدی آراء حاکی از آن بود که مسئولان ستاد انتخابات کشور از فرط شتابزدگی قادر به پنهان کردن آثار و نشانه های مهندسی آراء نیستند.&lt;br /&gt;- آنان در مهندسی آراء چنان عجولانه وشتابزده عمل کردند که تا اعلام نتایج شمارش سی میلیون رأی به صرافت نیفتادند که این انتخابات باید آراء باطله و سفید نیز داشته باشد.&lt;br /&gt;- آنان همچنین روز دوم بود و پس از اعلام نتایج 30 میلیون رأی بود که متوجه شدند نسبت ثابت آراء اعلام شده کاندیداها می تواند دلیل روشنی بر مهندسی آراء باشد بنابراین در اواخر روز دوم که در اعلام نتایج هم درصدی برای آراء باطله و سفید در نظر گرفته شد و هم نسبت آراء اندکی تغییر کرد&lt;br /&gt;- بدعت های انجام شده در این انتخابات محدود به موارد پیش گفته نیست. بلافاصله پس از پایان رأی گیری مردم تهران در بهت و حیرت شاهد مانور اقتدار نیروی انتظامی در سطح شهر بودند. وقتی مردم حیرت زده از اعلام نتایج اولیه در برابر ستاد موسوی با آرامش تمام تجمع کرده و با نگرانی از اتفاقات عجیبی که در حال وقوع است خواهان توضیح یا دریافت خبری اطمینان بخش از مسئولان ستاد بودند، مورد تهاجم نیروی انتظامی و پرتاب گاز اشک آور قرار گرفتند، هدف و موضوع مانور اقتدار برهمگان روشن شد.&lt;br /&gt;- بلافاصله نیمه شب روزنامه کلمه سبز توقیف و روزنامه های وابسته با اصلاح طلبان با حضور مأموران در چاپخانه مورد سانسور شدید قرار گرفتند و موظف شدند از تخلفات انتخاباتی و اظهار نظر در باره نتایج آراء خودداری کنند به طوری که برخی از روزنامه ها روز بعد با ستون های سفید در صفحات مختلف خود منتشر شدند&lt;br /&gt;آنچه گفته شد تنها بخشی از تخلفات و تقلبات و قانون شکنی هایی بود که در این انتخابات رخ داد. بر این فهرست می توان موارد متعدد سوء استفاده از اموال و امکانات دولتی و عمومی در امر انتخابات، دخالت نهادهای اجماعی در انتخابات برخلاف منع صریح قانون، اعلام حمایت تعدادی از اعضای شوای نگهبان از احمدی نژاد و فعالیت تبلیغاتی تعدادی از اعضای این شورا به نفع وی و ... را افزود.&lt;br /&gt;ملت شریف ایران&lt;br /&gt;ستاد آقایان موسوی و کروبی کلیه تخلفات و تقلبات مذکور را به مراجع قانونی مربوطه از شورای نگهبان گرفته تا قوه قضائیه گزارش و شکایت کرده اند اما به این شکایات رسیدگی نشده است.&lt;br /&gt;امروز که شما با حضور آرام و مسالمت آمیز خود خواهان رسیدگی به این همه تخلف و قانون شکنی آشکار هستید به قانون شکنی متهم می شوید.&lt;br /&gt;می گویند قانون داریم و هرگونه اعتراضی باید از مسیر قانونی و از طریق مراجع قانونی دنبال شود. ما هم معتقدیم که قانون داریم مشکل ما قانون نیست. قوانین موجود به رغم نقص و کاستی های فراوان اگر به درستی اجرا شود می تواند تضمین کننده انتخاباتی با حد اقل شرایط قابل قبول باشد. مشکل ما مجریان قانون هستند نه قانون. وقتی مجریان قانون حتی گرایش و حمایت خود را از یک کاندیدا کتمان نمی کنند، وقتی مجریان قانون به شکایات هیچ وقعی نمی نهند، وقتی به تخلفاتی نظیر قطع سیستم پیام کوتاه و خطوط تلفن ستادها به موقع رسیدگی نمی شود و مسببان آن از مؤاخذه و پیگرد قانونی هیچ نگرانی ندارند، وقتی قبل از تأیید صحت انتخابات توسط شورای نگهبان با برپایی جشن پیروزی و تبریک به نامزد باصطلاح پیروز عملاً به مردم گفته می شود که انتظار رسیدگی به شکایات و تخلفات و اعتراضات نداشته باشید، وقتی... چگونه انتظار دارید مردم به مراجع قانونی اعتماد کنند؟ بیست سال است که هربار مردم حرفی زده اند و انتقادی داشته اند از طریق لباس شخصی ها به آنها پاسخ داده شده است.. در برابر چشم همگان و با حضور نیروی انتظامی، لباس شخصی های بی سیم به دست و مسلح به خوابگاه دانشجویان حمله می کنند و جنایت می کنند، و وزارت اطلاعاتی که مخوف ترین سازمان های تروریستی را متلاشی می کند و افتخارش این است که جاسوسان و توطئه گران را از کشورهای مختلف شناسایی و به ایران منتقل و تحویل قانون می دهد، حتی یک تن از ایشان را شناسایی نمی کند، آیا با این همه باز انتظار دارید که مردم به مراجع قانونی اعتماد کنند و برای مطالبه حق مشروع و به حق خود از حق قانونی اعتراض و راهپیمایی استفاده نکنند؟&lt;br /&gt;می گویند نظرسنجی فلان مرکز آمریکایی پیروزی احمدی نژاد را پیش بینی کرده بود بنابراین پیروزی وی دور از انتظار نبود. و ما می گوییم چرا اگر یک مرکز آمریکایی و اروپایی به نفع اصلاح طلبان موضعی گرفت نشانه وابستگی اصلاح طلبان به بیگانه است، اما اگر یک مرکز آمریکایی به نفع کاندیدای محبوب اقتدارگرایان سخنی بگوید و روزنامه واشنگتن پست آن را منعکس کند، مرکز آمریکایی می شود غیب گوی صادق و سخنش می شود مستند برنامه های مختلف صدا و سیما؟ ما می گوییم نتیجه کدام نظر سنجی معتبر داخلی از اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب پیروزی احمدی نژاد را با این فاصله رأی پیش بینی کرده بود؟ کدام شاهد و قرینه از تجمعات و استقبالهای انتخاباتی گرفته تا حمایت گروههای مرجع و مورد قبول مردم از پیروزی آقای احمدی نژاد با این اختلاف رأی حکایت داشت؟ اختلاف ده میلیونی رأی نه تنها شاهدی بر صحت انتخابات نیست بلکه اتفاقاً این میزان از اختلاف رأی خود بهترین دلیل بر وجود تقلب وسیع در انتخابات است. اگر تفاوت آراء اندک بود ادعای تقلب نمی توانست مسموع باشد و یا دستکم مردم به چنین ادعایی پاسخ مثبت نمی داند. گفتن دروغ بزرگ آنچنان که از شدت بزرگی کسی احتمال دروغ بودن آن را ندهد شیوه خودکامگان است. اعتراض و مخالفت میلیونی مردم با نتایج اعلام شده بدین معناست که افکار عمومی جامعه اتفاقاً این میزان از اختلاف را نشانه آشکار تقلب تلقی کرده است.&lt;br /&gt;به راستی اگر چنین اختلاف رأیی میان کاندیدای برکشیده شده و دیگران وجود داشت چه نیازی به تخلفاتی نظیر قطع سیستم پیام کوتاه وقطع خطوط تلفن ستادهای رقیب و سانسور روزنامه ها در شب رأی گیری و مانور اقتدار و ... بود. این اقدامات در شرایط کودتا صورت می گیرد و نه در انتخاباتی که کاندیدای مورد نظر اختلافی ده میلیونی با رقبای خود دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ملت آگاه و هوشیار ایران&lt;br /&gt;موضع کشورهای اروپایی طی روزهای اخیر در باره حوادث ایران سوژه دیگری است که علیه تظاهرات شما مردم مطرح و تبلیغ می شود. به راستی چه کسانی مسئول سوء استفاده دیگران از تحولات داخلی ایران هستند؟ شما که با مشارکت پرشور و حماسی 85 درصدی خود در انتخابات برای کشور و نظام آبرو خریدید و اعتبار و منزلت به همراه آوردید و تحسین جهانیان را برانگیختید و زمینه هرگونه سوء استفاده و بهانه تبلیغ علیه کشور را از بیگانگان گرفتید و یا آنان که با مهندسی آراء و تخلفات و تقلباتی که به برخی از آنها اشاره شد این فرصت عظیم را به یک تهدید تبدیل کردند و در سطح جهان زمینه تبلیغات علیه ایران را فراهم آوردند؟&lt;br /&gt;این انتخابات دو چهره داشت، چهره سفید که مردم با مشارکت پرشور خود آنرا آفریدند و برای کشور آبرو خریدند و چهره سیاه که اقتدارگرایان آفریدند و برای کشور هزینه و خسارت به ارمغان آوردند و شیرینی انتخابات را به کام همگان تلخ کردند.&lt;br /&gt;دقیقاً تضاد میان این دو چهره است که منجر به اعتراض های گسترده مردمی شده است وگرنه در دوره های انتخاباتی دیگر نیز تقلب و یا اعمال نفوذ وجود داشت. حتی دوره های انتخاباتی مجالس هفتم و هشتم به رغم این که تکلیف بیش از 190 کرسی از پیش تعیین شده بود موجب تظاهرات اعتراض آمیز نشد، زیرا مردم با مشارکت حد اکثری و برای تغییر در آن انتخابات وارد نشدند. در نتیجه نسبت به نتیجه انتخابات و اعمال نفوذها و تقلب ها هم بی تفاوت ماندند.&lt;br /&gt;حرکت امروز مردم در واقع اعتراض و مخالفت با کسانی اس که با مصادره رأی مردم این عظمت و حماسه را به نقطه ضعف نظام و کشور تبدیل کردند و افسردگی را جایگزین شادابی نمودند. امروز مردم که مدعی منافع و مصالح نظام و دفاع از سربلندی و عزت این کشور در برابر کسانی هستند که می خواهند تمام هویت و سرمایه نظام و انقلاب را به تاراج ببرند. بنابراین اگر کسی باید به عللی نظیر عدم رعایت منافع نظام در برابر بیگانگان و یا تلخ کردن شیرینی مشارکت عظیم ملی به کام همگان و ... مؤاخذه شود، اقتدارگرایان حاکم هستند ونه مردم. عوض کردن جای وفاداران و حامیان واقعی عزت و سربلندی کشور با خودکامگانی که منافع و مصالح کشور را به پای منافع خود قربانی می کنند تحریف و ظلم مضاعفی است که به این ملت آگاه می رود..&lt;br /&gt;سخن آخر این که امروز تنها در صورتی می توان به مشارکت 85 درصدی مردم در انتخابات افتخار کرد و آنرا به مثابه سرمایه و نیرویی برای حل مشکلات خارجی و ایجاد انسجام داخلی و افزایش ضریب وحدت ملی به کار گرفت که به خواست و مطالبه به حق و مشروع همین مردم تن داده شود، آنان برای تحقق مطالبات و خواسته های خود در انتخابات شرکت کردند، بنابراین مشارکت و رأی مردم از خواست و مطالبه آنان قابل تفکیک نیست و کسی که با این انتخابات برکرسی بنشیند غاصب رأی مردم است.&lt;br /&gt;در پایان به مسئولان بلند پایه نظام عرض می کنیم ملت در این ماجرا نه در پی ساختار شکنی و عبور از مرزهای نظام است و نه در پی نفی ارزش ها و آرمانهایی که خود در جریان انقلاب بر آنها پای فشرده است و نه به باورهای دینی خود شک کرده است. در رأس این حرکت نیز یکی از خوشنام ترین و باسابقه ترین شخصیت های مبارز و خدمتگزار این مردم و انقلاب و نظام قرار دارد. مردم ما در این جنبش اجتماعی اعتراضی یک مطالبه روشن، صریح و ساده دارند و آن ابطال انتخاباتی است که دلایل و شواهد روشن بر عدم سلامت آن وجود دارد. این نظام تمام هویت و حیثیت خود را مرهون پشتوانه مردمی خویش است.شایسته این نظام نیست که در برابر ملت خود و مطالبه به حق، قانونی و مشروع آنان ایستادگی کرده هویت و حیثیت خود را برای حفظ گروهی خودکامه و دروغ پرداز هزینه کند. ما به مسئولان عالی نظام صادقانه و دلسوزانه عرض می کنیم همچنان که بهترین و طلایی ترین فرصت رشد و توسعه طی چهارسال گذشته توسط این مدیریت بی کفایت به باد داده شد، بهترین و مغتنم ترین فرصت سیاسی ناشی از مشارکت بی نظیر مردم در انتخابات که می تواند به بسیاری از معضلات داخلی و خارجی پایان داده و افزایش وحدت و انسجام ملی و استحکام و استواری را برای نظام به ارمغان آورد به خاطر این مجموعه خودکامه و استبداد طلب در حال از دست رفتن است. از دست دادن این فرصت و سکوت در برابر هزینه های جبران ناپذیر روند کنونی شرط عقل و تدبیر و مرضی خداوند متعال، بقیة الله الاعظم (ع) نیست.&lt;br /&gt;سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-2669240638718656566?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/2669240638718656566'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/2669240638718656566'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/06/blog-post_21.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-1202420599853499009</id><published>2009-06-20T18:18:00.002+02:00</published><updated>2009-06-20T18:19:53.529+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;&lt;br /&gt;نامه جدید میرحسین موسوی به شورای نگهبان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قلم - میرحسین موسوی در نامه‌ای به شورای نگهبان با تشریح بخشی از تخلفات انتخاباتی، این تخلفات را از موجبات ابطال انتخابات در سراسر کشور خواند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش قلم‌نیوز، متن کامل نامه میرحسین موسوی به شورای نگهبان به این شرح است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"شورای محترم نگهبان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مشارکت پرشور مردم ایران در انتخابات دوره دهم انتخابات ریاست‌جمهوری که حداقل 20 درصد بیشتر از انتخابات دوره قبل بود و میلیونها نفر از کسانی را که در گذشته میلی به شرکت در انتخابات نداشتند، به پای صندوق‌های رای کشانده حماسه‌ای آفرید که در تاریخ سه دهه انقلاب اسلامی ایران و مردم‌سالاری بی‌سابقه بود. هرچند نتیجه آن را طوری دیگر جلوه دادند و با وارونه نشان دادن نتیجه آن خود را بناحق و همانند سایر موارد فاتح این عرصه هم معرفی کردند؛ ولی شور و شعور اجتماعی ملت ایران در حافظه تاریخ خود این بی‌عدالتی و قانون‌شکنی را باور نخواهد کرد. اینجانب به اقدامات خود جهت روشن شدن حقایق و احقاق مردم شریف ایران در چارچوب قانون اساسی و قوانین جاری ادامه خواهم داد و اینک بخشی از تخلفاتی که در جریان برگزاری انتخابات دهم ریاست‌جمهوری صورت گرفت به شرح ذیل توضیح خواهم داد. بدیهی است این بخشی از حقایق و خلاف‌کاری‌هاست و در آینده نه تنها من بلکه ملت و تاربخ ابران آن را برای آیندگان با شرح و بسط بیشتر و انتشار حقایقی دیگر ثبت و گزارش خواهد کرد. هرچند تخلفات و برنامه ریزی این اقدام مشمئزکننده از ماه‌های پیش تدارک دیده شده بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- پلمب صندوق‌ها قبل از رای‌گیری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آنجایی که سلامت و صحت آرای ریخته شده در یک صندوق موکول به این است که این آرا دقیقا همان آرایی باشد که توسط رای دهندگان به صندوق واریز شده است، لازم است پیش از رای‌گیری صندوق‌ها بررسی کامل شده و از خالی بودن صندوق و نبودن آرای مشبوه اطمینان حاصل شود به همین جهت تایید خالی بودن صندوق‌ها قبل از لاک و مهر آن در شعبه اخذ رای مستلزم حضور و اطلاع نمایندگان ناظر کاندیداها می‌باشد که این مهم در اغلب شعبات اخذ رای واقع نشده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- حضور ناظران کاندیداها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طبق تبصره 2 ماده واحده قانون حضور نمایندگان نامزدها در شعب اخذ رای وزارت کشور موظف بود تا 48 ساعت قبل از روز رای‌گیری کارت‌های نمایندگان ناظر کاندیداها را برای حضور به موقع آنان در محل شعبات اخذ رای به آنان تحویل داده و ناظران را از محل مورد نظر مطلع نماید در حالی که فرمانداری‌ها و وزارت کشور به طور اساسی به این تکلیف قانونی عمل نکرده‌اند. زیرا:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اولا- برای تعداد زیادی اساسا کارت معرفی ناظر کاندیداها صادر نشده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ثانیا- کارتهای صادره در مورارد زیادی به صورتی صادر شده که امکان استفاده از آن وجود نداشته و ناظر نمی‌توانسته با ارائه آن عملا بر سر صندوق‌ها حاضر شود. به عنوان نمونه در موارد متعددی نام افراد اشتباه قید شده و یا حتی در موارد متعدد عکس مردان به کارت زنان و یا بالعکس الصاق شده و عملا مسوولان صندوق‌ها با این گونه کارت‌ها اجازه حضور ناظر معرفی شده را نداده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ثالثا- کارت‌های ناظرین معرفی ‌شده از طرف کاندیداها با سلیقه مسوولان فرمانداری‌ها و برای صندوق‌هایی غیر از صندوق معرفی شده از طرف کاندیداها صادر شده بود که عملا امکان حضور ناظرین به دلایل مختلف از جمله : بعد فاصله، عدم شناسایی قبلی محل صندوق، عدم اطلاع ناظر از وضعیت محل و حتی عدم شناسایی مسوولان صندوق‌ها ممکن نبوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رابعا- در موارد زیادی شماره صندوق‌هایی که ناظر برای آن معرفی شده بوده با شماره صندوقی که در محل بوده مطابقت نداشته و ناظر معرفی شده توسط مسوولان صندوق پذیرفته نشده و امکان حضور و نظارت ممکن نبوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خامسا- در موارد متعدد کارت‌های ناظرین معرفی‌شده از طرف یک کاندیدا برای کاندیداهای دیگر ارسال گردیده است و به علت ضیق وقت امکان رفع این اشتباه و جابه‌جایی وجود نداشته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سادسا- مطابق قسمت دوم ماده واحده حضور نمایندگان نامزدهای ریاست‌جمهوری - نمایندگان نامزدها می‌توانند در شعب ثابت و سیار و نیز اماکن استقرار دستگاه شمارشگر حضور داشته و در صورت مشاهده تخلف مراتب را کتبا به ناظرین شورای نگهبان و هیات‌های نظارت شهرستان و استان و ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام نمایند ... در ادامه این ماده آمده است: حضور نمایندگان هر یک از نامزدها تا پایان اخذ رای، اماکن استقرار دستگاه شمارشگر ممنوع و جرم محسوب می‌شود و متخلف به شش ماه تا یکسال انفصال از خدمات دولتی و یا شش ماه تا یکسال حبس محکوم می‌شود. در حالی که قوانین مصوب کشور ما چنین مجازات‌های سنگینی را برای متخلفین پیش‌بینی کرده است در سراسر کشور هزاران نفر از نمایندگان اینجانب و سایر کاندیداها از شعب رای‌گیری اخراج و به سایرین هم اجازه نداده‌اند وظایف نظارتی خود را طبق آنچه در قوانین و آیین‌نامه‌های مربوطه آمده است عمل کنند. به طوری که فقط در بخشی از تهران صدها نفر از ناظرین اینجانب و دیگر کاندیداها اخراج شده و به گزارش‌های آنها به مراجع مسوول ترتیب اثر داده نشده است. تعداد بسیار زیاد دیگری هم که اخراج نشده بودند از اطلاع از هرگونه جریان رای‌گیری محروم شده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3 - داستان صندوق‌های سیار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طبق ماده قانون انتخابات ریاست جمهوری تخصیص شعب سیار صرف برای مناطق صعب العبور کوهستانی و مسافت‌های دور و نقاطی که تشکیل شعب ثابت مقدور نیست تشکیل می شود و به رغم آب و هوای مناسب تمام کشور در نیمه خرداد ماه تعداد صندوق‌های سیار به طور غیر مترقبه‌ای به نحو چشمگیری افزایش یافت. در نقاطی این صندوق‌ها به کار گرفته شده که صندوق‌های ثابت در چند ده متری آن مستقر بوده و هیچ نیازی به استفاده از این صندوق‌های سیار نبوده است. این اقدام غیر قانونی علی‌رغم اعتراض کمیته صیانت از آرا در شرایطی صورت پذیرفته که به کاندیداها بر خلاف نص صریح متن ماده واحده قانون حضور نمایندگان کاندیداها در شعب ثابت و سیار، اغلب نماینده نامزد در صندوق‌های سیار همراه نبوده و ناظرین معرفی شده با عدم پذیرش آنها از طرف فرمانداریها و یا عدم امکان همراهی آنها با صندوق‌های سیار در زمان جابه‌جایی مواجه شده اند که با توجه به تعداد 14 هزار صندوق سیار عملا امکان هرگونه تخلف در این صندوق‌ها وجود داشته و شاید اصرار بر افزایش تعداد صندوق‌های سیار در همین راستا بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4 - تعرفه‌ها&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به رغم این که تعداد تعرفه‌هایی که در هر دوره چاپ و منتشر می‌شود و براساس تعداد افراد واجد شرایط رای دادن است که مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال تعیین می‌کند و معمولا برای جلوگیری از کمبود تعرفه در زمان رای گیری درصدی معقول تعرفه اضافه می شود در این دوره علی رغم این که مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال جمعیت افراد واجد شرایط رای دادن را حدود 000/200/45 نفر اعلام کرده بودند، تعداد 000/600/59 برگه تعرفه رای با شماره سریال چاپ شد. در روز 21 خرداد ماه نیز علاوه بر آن، میلیون‌ها برگه تعرفه دیگر بدون شماره سریال چاپ شده است. چاپ این تعداد تعرفه به خودی خود مورد سوال و قابل تامل می‌باشد با وجود چاپ این همه تعرفه معلوم نیست چرا بسیاری از شعب اخذ رای به ویژه در مناطقی چون تبریز و شیراز و مناطق شمالی و شرقی و غربی تهران که اقبال مردم به کاندیداهای منتقد رییس جمهوری کنونی بسیار بالا بود در همان ساعات اولیه روز با کمبود تعرفه رای مواجه شده و مردم زمان زیادی در صف‌های طولانی زیر باران و طوفان منتظر ماندند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5 - محدود کردن زمان رای گیری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با وجود اقبال عمومی مردم به رای دادن در این دوره که مورد تایید خاص و عام است و آمار تعداد شرکت کنندگان هم موید آن سات،‌معلوم نیست به چه دلیل برخلاف رویه معمول و علیرغم کمبود تعرفه در بعضی از مناطق که خود موجب عدم امکان رای دادن مردم در زمان مناسب بود، مسوولان برگزاری انتخابات در متوقف کردن زمان رای گیری چنان تعجیلی داشتند؟!! بنابر گزارش‌های متعدد در بسیاری از موارد مسوولان شعب نه تنها با بستن درب شعب اخذ رای مانع ورود مردم در صف می‌شدند بلکه حتی افرادی را که وارد شعبات اخذ رای شده بودند به بهانه اتمام وقت از محل اخراج می‌کردند و این در حالی بود که صدا و سیما در تبلیغات رسمی خود خلاف آن را بیان می‌کرد. وانگهی رویه گذشته و روح قانون اینست که تا آخرین فرد حاضر در محل رای گیری باید زمان اخذ رای تمدید شود. (بند 5-1) آیین نامه اجرایی قانون انتخابات)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مضافا طبق اصل 6 قانون اساسی اداره امور کشور با آرای عمومی است و رای دادن حق طبیعی همه شهروندان است و تشخیص وزیر کشور برای تمدید ساعات اخذ رای یک تشخیص گزینشی و سلیقه‌ای نیست و باید با نحوی از مجموعه شرایط و اوضاع و احوال تبعیت کند که هیچ شهروند حاضر در محل صندوق‌ها از این حق طبیعی خود محروم نشود. در حالی که به شرح فوق در این دوره هم میزان مشارکت مردم بسیار بالا بود و هم کمبود تعرفه‌ها در مناطق مختلف به صورتی بود که می بایست زمان رای گیری تا حداکثر زمان ممکن ادامه یابد. باوجود این شرایط وزیر محترم کشور برخلاف رویه گذشته تمدید ساعت رای گیری در سراسر کشور را محدود کرد. به طوری که برخلاف رویه و در بسیاری و در بسیاری از مناطق کشور در ساعت 9 شب زمان رای گیری پایان یافته اعلام شد و بسیاری از شهروندان علیرغم حضور در محل شعب اخذ رای موفق به رای دادن نشدند و آنان را از محل شعب اخذ رای اخراج کردند. جای تاسف است در حالی که شعار شرکت حداکثری آقایان در گفتار همه جا را در برگرفته بود در کردار عکس آن عمل کرده و علی رغم اینکه چهار نفر از نمایندگان ستاد اینجانب به وزارت کشور مراجعه کرده و درخواست ملاقات با وزیر جهت تمدید وقت رای گیری طبق روال گذشته کرده بودند، وزیر محترم کشور از پذیرفتن آن امتناع کرده و به این ترتیب اقدامات وزارت کشور و تعجیلی که در اعلام نتایج آرا به صورت مورد نظر خود داشت منجر به تضییع حقوق بسیاری از شهروندان و محرومیت‌ آنان از حق رای دادن هم گردید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6- انتقال صندوق‌ها به فرمانداری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قانون انتخابات و آیین نامه مربوطه و نیز قانون نظارت نمایندگان کاندیدا تا حدود زیادی وظایف همه مسوول و هیات های اجرایی و نظارت را تعیین کرده و حداقل انتظار کاندیداها این است که اگر روح قانون اجرا نمی شود لااقل به ظواهر قانون و حداقل آن پابند باشند. متاسفانه این امر در انتخابات به هیچ وجه رعایت نشد و اگر در مرحله صدور کارت نمایندگان کاندیداها کارشکنی شده و با ترفندهای خاص از صدور به موقع کارتها و رساندن آن به نماینگان کاندیداها جلوگیری به عمل آمد در مرحله پایان رای گیری و صیانت از امانت مردم، قاون و اخلاق هم پایمال شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چنانکه در مرحله شمارش آرا و تنظیم صورت جلسات و فرمهای مربوط و انتقال صندوق‌ها از شعب اخذ رای به فرمانداری‌ها هیچ نظارتی از سوی نمایندگان ناظر کاندیداها جهت اطمینان از تطبیق محتوای صندوق ها با صورتجلسات تنظیمی مربوطه وجود نداشته است. در حالی‌که هنوز رای گیری در بعضی از مناطق و شعب به علت تاخیر در ارسال تعرفه ادامه داشت مسوولان ذیربط برخلاف قانون از صداوسیما قرائت پنج میلیون رای و نتیجه آن را آن هم نه براساس شمارش دستی آراء و صورتجلسات و فرمهای قانونی اعلام فرمانداری ها بلکه صرفا براساس اعلام صندوق ها و از طریق کامپیوتر اعلام کردند. در حالی که طبق نص صریح قانون ستاد انتخابات کشور می‌بایست آرای هر منطقه را جداگانه و براساس اعلام فرمانداری ها منتشر می‌کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صرف‌نظر از تخلفات صورت گرفته در مراحل رای گیری اساسا میزان آرای اعلامی در ستاد تجمیع آرا هیچ گونه سنخیت با آرای پیش بینی شده توسط آن بخش از ناظرین که در صندوقها حضور داشته اند و خیل عظیم مردمی که این بار در شهرها و روستاها به دلیل حضور کاندیدهای جدید حاضر شده بودند و نیز سابقه رای گیری قبلی و میزان رای کاندیدای پیروز در گذشته مطابقت نداشته و اساسا آنچه در ستاد انتخابات و اتاق تجمیع آرا صورت می گرفت و از صداوسیما پخش می شد واقعی نبوده است. در این مورد گزارش نمایندگان هر سه کاندیدای معرفی شده به ستاد مرکزی انتخابات کشور به شرح ذیل که در ساعت 2:15 دقیقه صبح شنبه گزارش شده است قابل توجه می باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«جناب آقای محصولی وزیر محترم کشور 88/3/23 ساعت 2:15 بامداد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با سلام&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دقایقی قبل آماری توسط ستاد انتخابات کشور و آقای دانشجو در مقابل رسانه های داخلی و خارجی منتشر گردید که اینجانبان نمایندگان نامزدها در سایت شمارش آرا وزارت کشور هیچگونه اطلاعی از چگونگی دریافت و تجمیع و انتشار آن نداریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آنجایی‌که طبق مواد 18 و 23 قانون انتخابات ریاست جمهوری، وزارت کشور پس دریافت صورتجلسات (و م 28) و روال قبل بایستی آمار را اعلام نماید به نظر می‌رسد اعلام نتایج فعلی مطابقتی با قانون ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ضمنا فضایی که برای استقرار نمایندگان کاندیداها درنظر گرفته شده دور از سایت شمارش آرا بوده و هیچگونه ارتباطی با این سایت ندارد. لذا در صورت استمرار این وضعیت حضور اینجانبان با عدم آن تفاوتی ندارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سید عباس احمدی (نماینده مهندس میرحسین موسوی)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عطاءاله سهرابی (نماینده محسن رضایی)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مسعود سلطانی فر(نماینده آقای کروبی)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رونوشت: دفتر مقام معظم رهبری ، هیات مرکزی نظارت بر انتخابات، ریاست محترم ستاد انتخابات&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این نامه در حالی منتشر شده است که قانون حضور نمایندگان نامزدها به صراحت حق حضور نمایندگان کاندیداها را در مراحل مختلف تایید و ماده 18 و 32 قانون انتخابات ریاست جمهوری به صراحت خلاف اقدام ستاد انتخابات و تصمیماتی است که در اتاقی با حضور آقایان دانشجو ، محصولی و فردی دیگر اتخاذ می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7- شیوه آرایش سبد آراء&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مساله‌ای که در این انتخابات قابل تامل بوده و صحت انتخابات را در کنار بسیاری عوامل دیگر مورد تایید قرار داده است مساله نسبت تقریبا ثابت آراء میان کاندیداها در تمام مناطق کشور بوده است. به این معنا که نمودار آراء کاندیداها از ابتدای شمارش آراء و اعلام نتایج سراسر کشور به صورت خطی و تقریبا بدون نوسان در جهتی صورت پذیرفته که نهایتا به نتیجه‌ای که اعلام شد منتهی شود. به طور مثال حتی در محل تولد کاندیداها نیز میزان آراء کاندیدای برنده اعلامی از سوی وزارت کشور و به همان نسبت بوده است که در سایر مناطق بوده و این نیز قابل توجه است که اعلام نتایج برخلاف رویه گذشته بدون تعیین و تفکیک مناطق صورت پذیرفته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بخشی از تخلفات پیش از رای گیری&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بر این تخلفات جدی که فقط بخشی از آن منعکس شد و تنها یک مورد آن برای ابطال انتخابات کافی است این را نیز باید افزود که انتخابات از آغاز با شرایط نابرابر و با سوءاستفاده از امکانات دولتی و عمومی به صورت گسترده و اساسی صورت گرفته که از آن می‌توان به موارد زیر به اختصار اشاره کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- استفاده از رسانه ملی چه پیش از شروع تبلیغات رسمی و چه بعد از آن به نفع یک کاندیدای خاص که ما در این مورد حضور و اقدام جمعی از کارشناسان برجسته و مستقل در یک هیات حقیقت یاب این تبلیغات را بررسی کرده و مشخص می نماید تال چه اندازه به طور غیرعادلانه برای پیروزی یک نفر از این رسانه دولتی اسنفاده شده است؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- در همین بخش و استفاده از این امکانات دولتی به کارگیری رسانه های دولتی از جمله روزنامه ایران، کیهان، جوان و غیره و نیز سایر رسانه‌ها که از کمک‌ها و امکانات دولتی استفاده می کنند اشاره کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- استفاده از هواپیما و وسایل نقلیه دیگر دولتی در سفرهای تبلیغاتی در دوره تبلیغات رسمی انتخابات و قبل از آن بریا همین منظور.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4- بسیج نیروهای ادارات و آموزش و پرورش گاهی با حکم ماموریت و برخورداری از فوق‌العاده ماموریت برای شرکت در مراسم استقبال از کاندیدای خاص.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5- افتتاح پروژه‌های عمرانی در دوره مشخص شده برای فعالیت انتخابات و استفاده از این اقدام جهت تبلیغ خود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6- افتتاح پروژه‌های ناتمام به عنوان پروژه‌های تمام شده مثل پروژه راه آهن شیراز- اصفهان یا کرمان - زاهدان.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7- پرداخت حقوق معوقه کارکنان دولت و فرهنگیان و افزایش حقوق بازنشستگان و توزیع سهام عدالت در ماه‌های آخر منتهی به انتخابات.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8- سخنرانی‌های تبیلغاتی وزرا در دوره تبلیغات انتخاباتی به نفع کاندیدای خاص از جمله سخنرانی وزیر راه، معاون اول رییس جمهور و وزیر دادگستری با تکیه بر سمت آنها.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;9- قطع خدمات مخابراتی از جمله قطع سرویس پیامک‌ها در روزهای رای گیری که مهم ترین وسیله ارتباط ناظرین معرفی شده با ستادها بوده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شایان ذکر است که پیش از برگزاری انتخابات، رییس ستاد انتخابات تاکید کرده بود که به دلیل عضویت ایران در اتحادیه بین المللی مخابراتی به هیچ وجه سرویس‌های مخابراتی قابل قطع شدن نیست و از این بابت نگرانی وجود نخواهد داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه این موارد به علاوه موارد فراوان دیگری که در نامه‌های قبلی اعلام شده در صورتی که با اندک توجه به قوانین مورد بررسی قرار گیرد از موجبات ابطال انتخابات در سراسر کشور می باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-1202420599853499009?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/1202420599853499009'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/1202420599853499009'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/06/blog-post_20.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-3846054947142448131</id><published>2009-06-17T20:35:00.001+02:00</published><updated>2009-06-17T20:38:23.911+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;درخواست مشترک خاتمی و موسوی از رئیس قوه قضاییه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قلم - میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی در نامه ای مشترک به آیت الله هاشمی شاهرودی از وی خواستند تا نسبت به خاتمه دادن به وضعیت نگران کننده و تحریک آمیز کنونی و جلوگیری از برخورد خشونت آمیز با مردم و آزادی دستگیر شدگان، هرگونه اقدام و مساعدتی را که میسر است، مبذول کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش قلم نیوز، متن نامه مشترک میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی خطاب به رییس قوه قضاییه به این شرح است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"بسمه تعالی&lt;br /&gt;حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی ، ریاست محترم قوه قضاییه&lt;br /&gt;با سلام و تحیت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;افزون بر مکانت قوه قضاییه و محوریت آن در دادگستری و تامین عدالت و حقوق مردم و حسن توجه جنابعالی به حقوق شهروندی و مواضع منصفانه شما در قبال مسایل جاری قضایی سبب می شود که در باب قضایای نگران کننده روزهای اخیر از جنابعالی درخواست رسیدگی و پیگیری عاجل و اساسی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در فضای اجتماعی امروز شاهد حضور مردمی هستیم که احساس می کنند در حق آنها جفاشده است و در اعتراض خود رفتاری کاملا مدنی را نشان می دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طبق گزارش های متقن برخوردهای خشونت آمیز با اجتماعات و افراد عادی و نیز حمله به مجتمع های مسکونی و منازل مردم به جرم اینکه اعتراض خود را با ذکر مبارک الله اکبر نشان می دهند و ضرب و جرح زنان و مردان وتخریب ساختمان و ویران کردن و مسایلی صورت می گیرد که با هیچ یک از معیارهای قابل قبول جمهوری اسلامی سازگار نیست و نتیجه ای جز بد بینی جامعه به نظام نخواهد داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علاوه بر این تهاجم به دانشگاه ها و خوابگاه های دانشجویان عزیز و ضرب وشتم و دستگیری جوانان از دختر و پسر مزید برعلت شده است. مستحضریدکه در چند روز گذ شته موج دستگیری ها بدون رعایت موازین قانونی چهره های شاخص سیاسی و اجتماعی و متعهدان مردم ، تهران و شهرهای مختلف را دربرگرفته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دستگیری این شخصیت ها و افراد که قالبا نقش فعال و موثری در خدمت به مردم کشور و جلوگیری از خشونت و رفتارهای غیر مدنی دارند نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه موجب تخریب افکار عمومی و تشدید نگرانی و ناآرامی هاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفیم که اقدام های تشنج آمیز و در پی آن برخوردهای خشن ماموران احیانا به کشتار نیز منتهی شده است. بدون تردید ایجاد چنین تشنج هایی از موارد مشکوکی است که ساحت مردم بزرگوار که رشد و رفتار مدنی خود را از جمله در راهپیمایی شکوهمند روز دوشنبه نشان داده اند از آن بری است. ما همواره مردم را به قانون و نظم و آرامش دعوت کرده ایم و در این زمینه از جنابعالی نیز استمداد می کنیم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از آن جناب می خواهیم که بر حکم مسوولیت شرعی و قانونی و نیز احساس مسوولیتی که در دفاع از حقوق شهروندان دارید نسبت به خاتمه دادن به وضعیت نگران کننده و تحریک آمیز کنونی و جلوگیری از برخورد خشونت آمیز با مردم و آزادی دستگیر شدگان، هرگونه اقدام و مساعدتی را که میسر است مبذول نمایید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی، سید محمد خاتمی"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.ghalamnews.ir/news-21156.aspx"&gt;منبع&lt;/a&gt; (قلم نیوز)&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-3846054947142448131?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/3846054947142448131'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/3846054947142448131'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/06/blog-post_17.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-1851860656819788719</id><published>2009-06-17T19:57:00.000+02:00</published><updated>2009-06-17T19:58:11.792+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;ما ایرانیم. پیگیر و نجیب، سبز و زخمی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دو روز است جانم در آمده برای جایی گذاشتن این نوشته. نمی دانم اینجا بالا بیاید یا نه. دسترسی به هیچ چیز نداریم. لطفا اگر قابل خوانده شدن است به هر طریق منتشرش کنید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما شرق نشین ها، که در کشتی غول پیکر و بی ضربان و تند پیمای دنیای امروز، هنوز نشسته بر یک تخته پاره ایم اسیر موج و گردابی چنین هائل. ما که هیچ نداریم غیر از هیجان و تحقیر و گیجی. ما که قرار است قرن ها عقب ماندگی از دنیا را در سالی و دهه ای و ماهی جبران کنیم و تاوان دادنش هم انگار ناگزیر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;داشتیم زندگیمان را می کردیم. بد و تلخ و سنگین و ناروا. اما زندگی مان را می کردیم. تا رسیدیم به گردنه یک انتخاب دیگر، می خوانی انتصاب دیگر هم بخوان. موج شدیم و شور شدیم و خروشیدیم که می خواهیم بتوانیم. می توانیم بخواهیم. به هم ریختیم. جمع شدیم. تفریق شدیم. تکثیر شدیم. شور و هیجان شدیم. به خیابان ریختیم بی جنگ و خشونت. با شادی و رنگ. تحقیرمان کردند رفقای شکل خودمان. انکارمان کردند متعصبان قدرت در خشاب. پوزخند کردند راهمان و امیدمان را.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما ما خواستیم خواسته مان را از تنها راه مدنی موجود بیان کنیم. با هم. انگار این بار این قدر رشد کرده بودیم و آن قدر سبز شده بودیم که تاریخی ترین هم زبانی آفریده شد. و به بدوی ترین و خشن ترین شکل انکار و تحقیر شدیم. و امروز گیج و مبهوت مانده ایم که چه شد؟ چرا؟ مانده ایم که این چه بازی خوردنی بود؟ این چه کاری بود کردیم؟ و باز هم رسانه دیکتاتور انکارمان می کند و فحاشی می کند. رفقای تحریم گر هم همین کار را می کنند. مثل قبل. فقط همین عوض نشده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;می خواهم از این بهت بیرون بیایم . از این یاس. می خواهم سعی کنم نگاه کنم بدون هیجان و بدون تعصب. و فکر کنم. امروز این را که می نویسم خطرش بازداشت است به شیوه آدم ربایی. شعار که می دهم خطرش گلوله است از دو متری. سبز که می پوشم خطرش باتوم و چاقو است بدون هشدار. پس اگر این ها را که می گویم نقد می کنی و می خندی، لااقل تکیه نده به صندلیت. لااقل لیوانت را زمین بگذار و صاف بنشین. به احترام خونها و جانهایی که کنارمان ریخته و رفته.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی گفتیم ما تغییر می خواهیم نه انقلاب، گفتند این نظام تغییر پذیر نیست. با انتخاب اصلاح نمی شود. امروز می گویند دیدید؟ آن روز می گفتیم غیر از این می ماند به خیابان رفتن و گلوله خوردن. امروز آن رفقا را نمی بینیم کنارمان. می شنوم که هم صداها می گویند خطا کردیم و بازی خوردیم که رای دادیم و شرکت کردیم. چرا رفقا؟ در بهت روز اول و دوم می فهمیدم این جمله را. اما حالا؟ باور دارید که اشتباه کردیم؟ فکر کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر همه ما نمی رفتیم پای آن صندوق، امروز چه خبر بود؟ کسی می گفت حکومت کودتا؟ کسی می گفت حق مردم؟ کسی می گفت ایران شبیه رییس جمهورش نیست؟ کسی باور می کرد می شود روبروی زور ایستاد، هر چه قدر هم زیاد باشد؟ ما اولین هم صدایی را روز جمعه تجربه کردیم. و این یک هم صدایی ساده و اتفاقی نبود. و امروز ما کوتاه نیامده ایم. آن طرف قضیه هم. اگر می خواهید از این بهت در بیایید شاید این چند جمله کمک کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای درست جنگیدن باید جنگ را و ماهیتش را و طرفینش را بشناسیم. می گویند موسوی سال 67 چه می کرد؟ کروبی چه می کرد؟ رضایی چه می کرد؟ چه فایده ای دارد در قالب این حکومت تغییر کردن؟ چطور می توانی الله اکبر بگویی؟ چطور خرافات سبز را می چسبانی به خودت؟ مثل 57 گولتان می زنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این بدیهی است که جنگی دراز هست بین دین و مخالفت با دین. این که من کدام طرفم را اجازه بدهید به خودم مربوط باشد. اگر جنگ شما امروز این است، پس تکلیفتان معلوم است. بهت چرا؟ اگر طرف دینید چاقو بردارید و بزنید. اگر آن طرفید هم سنگر بگیرید پشت پنجره و بی صدا بخندید به تار و مار شدن ما. اما جنگ من این نیست. جنگ ما این نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما می جنگیم روبروی دروغ. روبروی ابتذال. روبروی قانون شکنی. روبروی تعصب کور. دختر جوان محجبه کنار دست من. مرد کراوات زده روبرو. زن خانه دار پشت سر. پیرمرد مومنی که هم صحبتم شده میان جمعیت و اشک می ریزد و ذکر می گوید و نفرین می کند ظالم را. او الان بهترین هم صف من است. من این قدر از سیاست می فهمم که وقتی پشت پیشرویی می ایستم تا آخر پشتش را خالی نکنم. موسوی هر چه بوده، هر چه هست یا کروبی یا حتی برادر محسن پاسدار، امروز بیشتر کنار منند تا تو ، رفیق تحریمی بی خاصیت. تو برخلاف همه ادعاهای بزرگت کوچکتر از آنی که حتی کنار دست بچه های کوچک سر کوچه جرات حس کردن این همدلی را از نزدیک داشته باشی. و تو چقدر شبیه آن تفنگ به دست قایم شده پشت پنجره فحش می دهی. و چقدر شبیه دوربین خاموش رسانه قدرت. شما چقدر شبیه همید. جنگ ما جنگ دین و بی دینی نیست. جنگ منطق و بی منطقی است. جنگ ما است در این جمعیت با هر که این جمعیت پشتش را لرزانده و کف به دهانش آورده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما صدها هزار نفر از کنار بزرگترین مرکز بسیج خیابان آزادی آن روز گذشتیم. فضای بازش پر از لباس شخصی و گارد و پلیس بود. ما زنجیر سبز درست کردیم روبروی این ستاد. نگذاشتیم کسی نزدیک شود، توهین کند، تحریک کند. شعار همدلی دادیم. وقتی رفتیم پلیس و بسیجی را به آغوش کشیدیم و گفتیم که جنگ نداریم. آنها هم گفتند. آقای پلیس حواسش نبود. چشم می گرداند و می گفت پسر خودم هم انگار این جا است. می دانم آن که غروب آتش کشید به مردم او نبود که در آغوش من بود و آن که آتش زد ساختمان را ما نبودیم. این شمایید که می خواهید مملکت را به آتش بکشید. شمای این طرف و شمای آن طرف.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما گفتیم اهل جنگ نیستیم. اما الان به توی متعصب این طرف و توی متعصب آن طرف می گویم اهل کوتاه آمدن هم نیستیم. اهل ناامید شدن هم نیستیم. مطالباتمان معلوم است و به هیچ قدرتی هم باج نمی دهیم و با هیچ کس هم پدرکشتگی نداریم. نیامده ایم برای کوبیدن دین یا بی دینی. ما می رویم برای گرفتن حق مان. برای پیگیری ناحقی ها. برای خون هایی که ریختند و توهین هایشان. من متعقدم این جغرافیا خوب یا بد، چند دهه را در چند روز پشت سر گذاشت و بزرگ و بالغ شد. فقط تویی که جا ماندی دوربین قدرت. و تو تحریم گر تحقیرگر ملت. و تو چاقو به دست کور برادر کش. و تو که فکر و ذکرت محو کردن الله اکبر است. محسن رضایی و مهدی کروبی و میرحسین امروز با همه سوابقشان از تو به من نزدیک ترند. باور کنیم که صف دوست و دشمن ما روشن شده و تغییر کرده. اگر آن تفنگ روبرو دهان باز کند، این پیرمرد مومن و من گلوله می خوریم نه تو. و دنیا را من خبر کرده ام، نه تو. پیرمرد مومن کنار من مرا تفتیش نمی کند و من هم او را. تو برو خود را باش مفتش!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و شما رفقای هم صدای ناامید. آزادی هزینه دارد. خون می خواهد. ما که نخواستیم خون کنیم. پس ناامید نشویم. پشیمان نشویم از کاری که کردیم. اگر میرحسین بی دردسر آمده بود امروز صدایمان را دنیا می شنید؟ امروز این همه با هم بودیم؟ ناامید نباشید. نترسید. به هیچ وجه اسیر خشونت نشوید. کینه را سر مخالف نریزید. آرام باشید. از درگیری و آشوب فاصله بگیرید و به کسی که پشتش ایستاده اید اعتماد کنید. او اولین کسی است که میدان را خالی نکرده. بگذارید این هم صدایی به جایی برسد. ما تا همین جا هم برنده ایم. مواظب خودتان و سلامتتان باشید. ما آرامش را پس می گیریم. مثل حق مان. مثل پرچممان. شاید بخندید. اما هنوز می گویم. اندکی صبر... سحر نزدیک است. من شش سال پژوهشگری کرده ام. می دانم کم است. اما باور کنید کافی است. ما حتی اگر سرکوبمان کنند زنجیری را شکسته ایم و آغوشی را یافته ایم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفته بودم راضیم که جای انگشتم بر گلوی ابتذال بنشید و خسته اش کنم. چرا ناراضی باشم حالا که جای انگشتم بر پیشانیش رسوای عالمش کرده و نفسش را بریده ام. مرا می توان سرکوب کرد، اما کاری که کرده ام را نه. می ماند تا ابد. تا ایران هست. ما ممکن است بشکنیم، اما ممکن نیست سر خم کنیم یا خشونت کنیم. ما ایرانیم. پیگیر و نجیب و سبز و زخمی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرجام&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-1851860656819788719?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/1851860656819788719'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/1851860656819788719'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/06/blog-post.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-4949494868696527275</id><published>2009-06-17T19:32:00.002+02:00</published><updated>2009-06-17T19:35:19.252+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;چهارشنبه 27 خرداد در تهران چه گذشت!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روز چهارشنبه (۲۷ خرداد، ۱۷ ژوئن) با دو خبرتازه آغاز شد. خبر نخست به هشدار باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا و خبر دوم به فراخوان میرحسین موسوی به تظاهرات مربوط می‌شد. اوباما هشدار داد که جامعه جهانی نباید امید چندانی به موسوی ببندد، زیرا سیاست‌های وی، در بنیاد، تفاوت خیلی زیادی با سیاست‌های احمدی‌نژاد نخواهد داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;موضع اوباما و سود و زیان موسوی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تحلیلگران داخلی، ابراز عقیده کردند که ممکن است اظهار نظر اوباما خوشایند هواداران موسوی نباشد، اما در نهایت به سود جنبش فعلی است. آن‌ها بر این نکته تاکید می‌ورزند که رسانه‌های دولتی و مراکز قدرت، پس از راه‌پیمائی عظیم روز دوشنبه، تبلیغات گسترده‌ای را در این زمینه آغاز کرده‌اند که ناآرامی‌های اخیر را آمریکا و اسرائيل تحریک می‌کنند. در این شرایط، پشتیبانی اوباما از موسوی نمی‌توانست به وی کمک کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبرگزاری رویترز دیروز به نقل از بخش انگلیسی سیمای جمهوری اسلامی ایران، گزارش داده بود که چند نفر به عنوان عامل اصلی ناآرامی ‌های اخیر دستگیر شده‌اند که مواد منفجره و سلاح گرم در اختیار داشته‌اند. اما امروز در این مورد هیچ خبر تازه‌ای منتشر نشد. ناظران داخلی بیمناک پرونده‌سازی‌های خطرناک برای برخی از دستگیر شدگان هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;انتقاد وزیر کشور از موسوی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبرگزاری فرانسه، از تهران گزارش داد که به رغم ممنوعیت دولتی، معترضان، در پایان تظاهرات دیروز خود اعلام کردند که امروز نیز ساعت ۵ بعد از ظهر در میدان هفت‌تیر گرد خواهند آمد. دفتر میرحسین موسوی، دیروز از مردم خواسته بود که جان خود را با حضور در میدان ولی‌عصر به خطر نیاندازند. وی در عین‌حال از وزارت کشور خواسته بود که برای یک راه‌پیمائی مسالمت آمیز در روز چهارشنبه مجوز قانونی صادر کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موسوی پیشنهاد کرده بود که راه‌پیمائی در ساعت ۴ بعد از ظهر امروز از میدان انقلاب آغاز شود و تا میدان آزادی ادامه یابد. پایگاه اینترنتی موج سبز که به پویش حمایت از موسوی و خاتمی تعلق دارد نوشت که تظاهرکنندگان میدان هفت تیر نیز به این راه‌پیمائی می‌پیوندند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما صادق محصولی وزیر کشور در گفت‌وگوئی با خبرگزاری فارس اعلام کرد که برای تجمع میدان هفت تیر مجوز قانونی صادر نشده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محصولی میرحسین موسوی را بدون ذکر نام مورد انتقاد قرار داد و گفت: «اگر قرار باشد از کسی قانونمداری انتظار داشته باشیم، اول از کسانی انتظار می‌رود که خود برای رئیس‌جمهور شدن ثبت‌نام کرده‌اند. قانون‌مداری تنها در شعار نیست و این‌گونه نیست که کسی شعار قانون‌مداری بدهد و به آن عمل نکند. تجمع و راه‌پیمائی دارای قانون است و کسی که درخواست داشته باشد درخواست او بررسی می‌شود و اگر به کسی مجوز داده نشود، تجمع و راه‌پیمائی او غیرقانونی است».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;همبستگی با خانواده‌های قربانیان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;میرحسین موسوی، در عین‌حال با صدور بیانیه‌ای مردم را به همبستگی با خانواده‌های قربانیان روزهای اخیر فراخواند. وی در بیانیه خود نوشت: «بعضی از هموطنان ما زخمی یا حتی کشته شده‌اند. من از ملت می‌خواهم که از خانواده‌های آنان پشتیبانی کند. این پشتیبانی می‌تواند به صورت ملاقات با خانواده‌ها، شرکت در مراسم و یا تظاهرات آرام انجام شود». موسوی افزود که خود نیز در این مراسم شرکت‌خواهد کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نیمروز چهارشنبه خبرگزاری فرانسه گزارش داد که میرحسین موسوی امروز بار دیگر خواستار ابطال انتخابات ریاست‌جمهوری شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;دستگیری پسر جلائی‌پور&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساعت ۲ و نیم بعد از ظهر، خبرگزاری فرانسه خبر داد که حمیدرضا جلائی‌پور از نزدیکان موسوی در خانه‌ خود دستگیر و چند ساعت بعد آزاد شده است. جلائی پور بعدا گفت که به خاطر فرزندش محمدرضا جلائی پور بازداشت شده که از افراد تیم موسوی است. به گفته حمیدرضا جلائی پور، محمدرضا که دانشجوی آکسفورد است، هنگامی که قصد داشته همراه همسرش به لندن پرواز کند، در فرودگاه بازداشت شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;به احمدی‌نژاد توهین نکنید!&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبرگزاری آلمان، در گزارش کوتاهی نوشت: « میرحسین موسوی از مردم خواسته است که در تظاهرات خود از سردادن شعارهائی که احمدی‌نژاد را مورد توهین قرار می‌دهد خودداری کنند».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساعت سه بعد ازظهر، آسوشیتدپرس از ادامه تظاهرات خبر داد و نوشت: «میرحسین موسوی روز چهارشنبه مردم را به یک تظاهرات بزرگ در روز پنجشنبه فراخواند و به این ترتیب، در برابر رهبری مذهبی ایران علی خامنه‌ای ایستاد. خامنه‌ای شامگاه سه شنبه از مردم خواسته بود که اعتراض‌های خود را در چارچوب قانون انتخابات مطرح کنند و پشت حکومت اسلامی بایستند. خواستی که با توجه به اعتراضات پس از انتخابات غیرمعمولی است».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;تهدید شدید وبلاگ نویسان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آسوشیتدپرس همچنین به بیانیه شماره ۴ سپاه پاسداران اشاره کرد که طی آن وبلاگ نویسان و مسئولان سایت‌های اینترنتی به مجازات سنگین تهدید شده‌اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متن بیانیه سپاه به وسیله ایرنا انتشار یافت. در این بیانیه آمده است: «مردم شجاع و دلاور ایران! متاسفانه جریانات منحرف از اصول و ارزش‌های انقلاب، که از سال گذشته پشت سر همه اغتشاشات کشور حضور داشته‌اند، پیش از انتخابات در صدد ایجاد بحران در کشور بوده و اغتشاشات این روزها که ارازل و اوباش به جان و مال و ناموس مردم افتاده‌اند، نتیجه برنامه ریزی از پیش طراحی شده به وسیله آن‌ها است».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سپاه پاسداران، ضمنا رایوهای فارسی زبان خارج از کشور را رسانه‌های تحت حمایت سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلستان قلمداد کرد و نوشت که "فعالیت‌های مخرب" آن‌ها بیانگر کینه‌توزی و حرکت بی‌انصافانه ضد مردمی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ادعا کرد که از عوامل اصلی شبکه‌های اینترنتی شناخت کامل دارد و تمام مستندات لازم را به آگاهی عموم خواهد رساند و مجازات قانونی آن‌ها بسیار سنگین خواهد بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;شب میهن سیاه است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حدود ساعت ۵ بعد از ظهر شاهدان عینی در تماس با دویچه وله گفتند که تا قبل از پایان نیمه اول مسابقه فوتبال ایران و کره، جمعیت در میدان هفت تیر خیلی زیاد نبود، اما پس از آن به سرعت فزونی یافت. جمعیت همه لباس سیاه پوشیده‌اند، باندی سبز بر بازو یا مچ و شاخه گلی در دست دارند. آن‌ها هیچ شعاری نمی‌دهند. تنها روی پلاکاردهایشان نوشته‌اند: «شب میهن سیاه است/ اگر خاموش بنیشنی گناه است» و «همراه شو رفیق/ کاین درد مشترک/ هرگز جدا جدا/ درمان نمی‌شود».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ا&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;عتراض رسمی موسوی به لباس‌شخصی‌ها&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساعت ۵ و ۱۰ دقیقه بعد از ظهر، سایت "کلمه" متعلق به هواداران موسوی، متن نامه سرگشاده‌ای را منتشر کرد که میرحسین موسوی در اعتراض به جنایات لباس شخصی‌ها خطاب به شورای عالی امنیت کشور نوشته است. در این نمه سرگشاده آمده بود: «.... به آن شورا متذکر می‌شوم این پدیده شوم که متصدیان برقراری امنیت و نظم، در خلال صفوفشان از نیروهای لباس شخصی استفاده کنند، تنها نشان می‌دهد که نیروی انتظامی از مغایرت اعمال خود با شان و وظیفه قانونی‌اش کاملا اطلاع دارد، به صورتی که حاضر نیست ننگ این اعمال به لباس متحدالشکل او نسبت پیدا کند».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موسوی ضمن محکوم کردن این رویه از کلیه مقامات ذیربط خواست که برای کمک به حفظ آرامش و امتناع از تحریک اجتماعات خودجوش و مردمی فورا از مداخلات این افراد جلوگیری کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;صد هزار نفر در میدان ۷ تیر&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دفتر خبرگزاری رویترز در تهران حدود ساعت هفت و نیم خبرداد که دهها هزار نفر در میدان ۷ تیر و خیابان‌ها و کوچه‌های منشعب از آن در سکوت اجتماع کرده‌اند. برپایه این گزارش، بیشتر حاضران نوارهای سبز بر بازو و پیشانی دارند که نشانه حمایت از موسوی است. بسیاری از تظاهرکنندگان، دست‌هایشان را به علامت صلح بالا گرفته‌اند. خبرگزاری آلمان تعداد تظاهرکنندگان را ۱۰۰ هزار نفر اعلام کرد. این خبرگزاری نوشت که مردم خیابان‌ها و میدان‌های مرکزی شهر را با تجمع خود بلوکه کرده‌اند و پلیس کنترل اوضاع را در دست دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;قبل از تاریکی در خانه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساعت ۹ و نیم شب به وقت تهران، یک شاهد عینی که در تظاهرات میدان ۷ تیر شرکت داشت، در تماس تلفنی به ما گفت: «من دارم به خانه برمی‌گردم. اما هنوز هم جمعیت تازه‌ای به سوی میدان ۷ تیر می‌روند». به گفته این شاهد عینی، امروز بیانیه شماره چهار میرحسین موسوی میان شرکت‌کنندگان در تظاهرات پخش شد. در این بیانیه، موسوی از مردم خواست که قبل از تاریک شدن هوا به خانه‌هایشان بازگردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ماموران انتظامی دیروز و امروز در محل تظاهرات حضور داشتند، اما از برخورد با مردم پرهیز کردند. اما مردم نگران آن‌هستند که با تاریک شدن هوا، لباس شخصی‌ها به کسانی که هنوز در خیابان مانده‌اند حمله کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نقل از دویچه وله، سایت رادیو آلمان&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4352920,00.html?maca=per-rss-per-all-1491-rdf"&gt;اصل مطلب&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-4949494868696527275?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/4949494868696527275'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/4949494868696527275'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/06/27.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-3013718934698936041</id><published>2009-06-17T18:55:00.002+02:00</published><updated>2009-06-17T19:00:13.843+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;مجمع روحانیون درخواست مجوز کرد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight:bold;"&gt;راهپمایی عمومی در روز شنبه 30 خرداد از ساعت 16 تا 19 از انقلاب تا آزادی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;دولت احمدی‌نژاد تاکنون با جلوگیری از برگزاری قانونی تجمعات اصلاح‌طلبان، به گسترش خشونت‌ها کمک کرده است.&lt;br /&gt;مجمع روحانیون مبارز در نامه‌ای به فرمانداری تهران برای روز شنبه مورخ 88/3/30 به منظور برگزاری راهپیمایی از میدان انقلاب تا آزادی درخواست مجوز کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گزارش «موج سوم» به نقل از سایت كلمه، مجمع روحانیون مبارز در نامه‌ای به فرمانداری تهران برای روز شنبه مورخ 88/3/30 به منظور برگزاری راهپیمایی از میدان انقلاب تا آزادی درخواست مجوز کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک مقام مسئول در مجمع افزود در این راهپیمایی که با حضور حجت الاسلام و المسلمین خاتمی و اعضاء مجمع برگزار خواهد شد، میرحسین موسوی سخنرانی خواهد کرد. وی اظهار داشت: در پی تقاضای مکرر مردم حق طلب برای صیانت از آراء خود در نامه‌ای به فرمانداری تهران صدور این مجوز درخواست شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این راهپیمایی از ساعت 16 تا 19 بعدازظهر صورت می‌گیرد و هدف از این راهپیمایی پی‌گیری مطالبات قانونی و تداوم اعتراض مدنی آنان است.&lt;br /&gt;این تشکل روحانی اصلاح‌طلب پیش از این هم در بیانیه‌ای تصریح کرده بود: برای دفاع از جمهوریت اسلامی نظام و بازگرداندن اعتماد عمومی و نگاهبانی از موج آشتی ملی با صندوق‌های رای، ابطال این انتخابات و تجدید آن در فضایی عادلانه‌تر و منطقی‌تر راه‌کار مناسب است یا دست کم تعیین هیاتی بی‌طرف و کاردان و شجاع برای حقیقت‌یابی و اعلام نظر نهایی به ملت و رهبری تصمیمی درست در جهت آرمان‌های والای انقلاب و اندیشه‌های حضرت امام و تقویت اعتماد ملی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mowj.ir/ShowNews.php?7256"&gt;منبع: پایگاه اطلاع رسانی موج سوم&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-3013718934698936041?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/3013718934698936041'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/3013718934698936041'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2009/06/30-16-19.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-6332043826145618532</id><published>2008-11-09T17:11:00.001+01:00</published><updated>2008-11-09T17:11:51.736+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-6332043826145618532?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/6332043826145618532'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/6332043826145618532'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2008/11/blog-post_09.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-6937015354902884333</id><published>2008-05-06T13:20:00.003+02:00</published><updated>2008-05-06T13:50:56.400+02:00</updated><title type='text'>partagés</title><content type='html'>&lt;script type="text/javascript" src="http://www.google.com/reader/ui/publisher-en.js"&gt;&lt;/script&gt;&lt;br /&gt;&lt;script type="text/javascript" src="http://www.google.com/reader/public/javascript/user/17496142196282383302/state/com.google/broadcast?n=5&amp;callback=GRC_p(%7Bc%3A%22green%22%2Ct%3A%22ashpaz's%20shared%20items%22%2Cs%3A%22false%22%2Cb%3A%22false%22%7D)%3Bnew%20GRC"&gt;&lt;/script&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;script type="text/javascript" src="http://www.google.com/reader/ui/publisher-en.js"&gt;&lt;/script&gt;&lt;br /&gt;&lt;script type="text/javascript" src="http://www.google.com/reader/public/javascript/user/17496142196282383302/state/com.google/starred?n=5&amp;callback=GRC_p(%7Bc%3A%22green%22%2Ct%3A%22ashpaz's%20starred%20items%22%2Cs%3A%22false%22%2Cb%3A%22false%22%7D)%3Bnew%20GRC"&gt;&lt;/script&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;table border="0" bgcolor="#eeeaa2" cellspacing="0" cellpadding="2" align="center"&gt;&lt;tr&gt;&lt;td align="right" dir="rtl" cellpadding="2" cellspacing="2" style="padding-bottom:20px;padding-top:10px;padding-right:5px;padding-left:110px;font-size: 8.5pt"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;b&gt;&lt;script type="text/javascript" src="http://www.google.com/reader/ui/publisher-en.js"&gt;&lt;/script&gt;&lt;br /&gt;&lt;script type="text/javascript" src="http://www.google.com/reader/public/javascript/user/17496142196282383302/state/com.google/broadcast?n=10&amp;callback=GRC_p(%7Bc%3A'-'%2Ct%3A'&amp;#1605;&amp;#1593;&amp;#1580;&amp;#1608;&amp;#1606;&amp;#32;&amp;#1575;&amp;#1601;&amp;#1604;&amp;#1575;&amp;#1591;&amp;#1608;&amp;#1606;'%7D)%3Bnew%20GRC"&gt;&lt;/script&gt;&lt;br /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt; &lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-6937015354902884333?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/6937015354902884333'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/6937015354902884333'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2008/05/partags.html' title='partagés'/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-3410358418733615226</id><published>2008-02-24T23:17:00.001+01:00</published><updated>2008-02-24T23:17:49.801+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp3.blogger.com/_yIJdqYtCGoQ/R8HtBRhfH1I/AAAAAAAAAGA/5zN6Q3wp8nk/s1600-h/57C52D5E56E65A4CD7A4DB51C5292FBC.png"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://bp3.blogger.com/_yIJdqYtCGoQ/R8HtBRhfH1I/AAAAAAAAAGA/5zN6Q3wp8nk/s200/57C52D5E56E65A4CD7A4DB51C5292FBC.png" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5170674453337546578" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-3410358418733615226?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/3410358418733615226'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/3410358418733615226'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2008/02/blog-post.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://bp3.blogger.com/_yIJdqYtCGoQ/R8HtBRhfH1I/AAAAAAAAAGA/5zN6Q3wp8nk/s72-c/57C52D5E56E65A4CD7A4DB51C5292FBC.png' height='72' width='72'/></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-116939478176087175</id><published>2007-01-21T16:47:00.000+01:00</published><updated>2007-01-21T17:29:58.176+01:00</updated><title type='text'>ظاهر گوگل ريدر بعد از دخول</title><content type='html'>&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;ظاهر گوگل ريدر بعد از دخول&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://photos1.blogger.com/x/blogger/2967/125/1600/822028/googlereader.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://photos1.blogger.com/x/blogger/2967/125/320/455004/googlereader.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته من تنظیمات گوگل ريدر رو روی ورسیون قدیمش گذاشتم. به راحتی مي‌تونين ورسيون جديد رو انتخاب کنين يا برگردين به ورسيون قديم. قابل تعويضه با يک کليک. مختصری ظاهر قضيه فرق می‌کنه. من قديمش رو ترجيح می‌دم. همونطور که می‌بينين در زمان گرفتن اين عکس سه تا مطلب هست از وبلاگ‌ها که من نخوندم و جديد هست. آخرينش از حاجی واشنگتن. "تقه" فراموش نشود روی عکس!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;a style="font-weight: bold;" href="http://ashpazbaashi.blogspot.com/2007/01/blog-post_21.html"&gt;پست مربوطه در وبلاگ اصلی&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-116939478176087175?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/116939478176087175'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/116939478176087175'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2007/01/blog-post_21.html' title='ظاهر گوگل ريدر بعد از دخول'/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-116939357344946879</id><published>2007-01-21T16:27:00.000+01:00</published><updated>2007-01-21T18:32:18.686+01:00</updated><title type='text'>فعال کردن فيد در بلاگ اسپات</title><content type='html'>&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;فعال کردن فيد در بلاگ اسپات&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://photos1.blogger.com/x/blogger/2967/125/1600/816330/faalfeed.jpg"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://photos1.blogger.com/x/blogger/2967/125/320/361794/faalfeed.jpg" alt="" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه زبان بلاگر رو من فرانسه تعیين کردم اما اهميتی نداره. با شمردن اون "ناخنک"های اون بالا هم می‌تونين معادل انگلیسی، و در واقع محلش رو پيدا کنين. دور ناخنک‌های مربوطه هم خط قرمز کشيدم. و البته يادتون هم نخواهد رفت که در پايين همين صفحه، دکمه‌ی save رو بزنيد که اين تغييرات اعمال بشود.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-weight: bold;"&gt;(روی عکس "تقه" عنايت کنيد الهی که "فلانی" فدای اون دست پنجول‌تون بشه!)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a style="font-weight: bold;" href="http://ashpazbaashi.blogspot.com/2007/01/blog-post_21.html"&gt;پست مربوطه در وبلاگ اصلی&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-116939357344946879?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/116939357344946879'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/116939357344946879'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2007/01/blog-post.html' title='فعال کردن فيد در بلاگ اسپات'/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-116921866674020948</id><published>2007-01-19T15:39:00.000+01:00</published><updated>2007-01-19T15:59:55.653+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;شاه آمد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;strong&gt;هوشنگ اسدي&lt;br /&gt;hooasadi@yahoo.fr&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزی که بعد از تاريخی طولانی - يعنی همه تاريخ ايران – "آخرين شاه" با چشمانی گريان رفت، ما زخميان، شلاق خوردگان، زندان رفتگان، ممنوع شدگان، ما مدعيان آزادی همگان و برابری بشريت، مناديان آزادی ليبرالی و عدالت سوسياليستی و بهشت مذهبی؛ تاج شاهی را که هزاران پاره شده بود بر سر گذاشتيم&lt;br /&gt;همان روز که روزنامه ها با تيتر "شاه رفت" در آمدند، در ميادين مجسمه اش را پائين کشيدند؛ در کوچه عکس هايش را دريدند و در خيابان ها پايکوبی و شادمانی کردند، آنروز بود که شاه آمد.&lt;br /&gt;گمانمان که "شاهگ" يکی است که از دو هزار و پانصد سال پيش، به زور و به نام های گوناگون تاج بر سر نهاده، خود را فر ايزدی و مهر آريا می خوانده و بر ما حکم می رانده است. هم او شلاقمان می زد، و به زندانمان می برد اگر به فرمانش نبوديم و يا در درستی حرف و رفتارش چند و چون می کرديم. و روزی که بعد از تاريخی طولانی - يعنی همه تاريخ ايران – "آخرين شاه" با چشمانی گريان رفت، ما زخميان، شلاق خوردگان، زندان رفتگان، ممنوع شدگان، ما مدعيان آزادی همگان و برابری بشريت، مناديان آزادی ليبرالی و عدالت سوسياليستی و بهشت مذهبی؛ تاج شاهی را که هزاران پاره شده بود بر سر گذاشتيم. جامه دريده سلطنت را پوشيديم، سلاح های آتشين را از سربازخانه بيرون ها بيرون آورديم و بدست گرفتيم، بر تانک ها سوار شديم. و اگر همه اينها بدستمان نيفتاد، مشت داشتيم که بر دهان ها بکوبيم و دهان که رگبار تهمت بباريم.&lt;br /&gt;شاه که يکی بود، تکثير شد. نه، شاه که در ما بود، سر بر آورد. آنکه زندانی شاه بود، زندانبان شد. آنکه فرمان مرگ گرفته بود، جامه فرمانده جوخه آتش پوشيد. ديگری که قلمش را شکسته بودند، فرمان به شکستن قلم ها و بيشتر به بريدن دست ها داد. رقابت درشاهی بالا گرفت. هر که بيرحمتر، شاهتر. هر که خون بيشتر ريخت و گلوی بيشتری دريد به ميراث شاهی نزديکتر.&lt;br /&gt;شاه دو هزار و پانصد ساله به خلوت خانه ها کاری نداشت، شاهان نوپا به جست وجوی اتاق های خواب همسران بر آمدند. زنجيريان ديروز، دشمنان امروز شدند. آنکه ديروز با من به شکنجه گاه می رفت، امروز مرا خائن می خواند.&lt;br /&gt;ديداری عجيب در خاطره ام نقش بسته. می تواند مثالی تاريخ باشد. همان روزهای اول انقلاب با رحمان هاتفی در خيابان ارديبهشت وارد کتابفروشی شبگير می شديم که سينه به سينه سعيد سلطان پور در آمديم. سعيد نگاهی به رفيق سال های دراز زندان و شنکنجه اش رحمان انداخت. سبيل های کلفتش را جويد و گفت "خائن." رحمان تا فرق سرش سرخ شد. رحمان و خيانت؟ سعيد که او را خوب می شناخت، زير لب نام حزب رحمان را بر لب راند و رفت. دليل خيانت رحمان که لب جوی نشسته و رفتن رفيقش را می نگريست اين بود که به حزبی معتقد بود که سعيد آن را خائن می دانست. و شاه سومی که در خلوت می خنديد، سعيد و رحمان را يکايک به قتلگاه برد و خنجر بر گلويشان کشيد. منتظر نماند که از آندو که اکنون شهيدانند، يکی را فرصت بدست بيايد که صلابت شاهی خود را بر گردن ديگری آزمونی باشد.&lt;br /&gt;و شاه سوم فقط قاتلان رحمان و سعيد و عامران آنها نيستند. شاه سوم منم. توئی. اوست. مائيم. شاه منم ، توئی، اوست. مائيم. شاه همکار نازنين هر روز من است که با هم چوب استبداد دينی را خورده ايم و در نزديکی هم آواره ايم؛ و صبح که برمی خيزد تا باز هم عليه "حذف" مصاحبه کند يا بنويسد، ادامه سناريو حذف مرا در ذهنش کامل می کند. شاه آن خانم مقاله نويسی است که در جواب نامه ای برای خواندن يک رمان، تيغ تيز بر می کشد و همه کسانی را که در دوران اصلاحات در ايران فعال بوده اند، به اتهام خيانت بر خاک و خون می کشد. شاه آن آقايی است که کتابی چهار جلدی تاليف می کند، تا خود و همفکرانش را قهرمان قهرمانان زندان های جمهوری اسلامی معرفی کند و "ديگران" را در مسند خيانت بنشاند. شاه آن جوانی است که شعر هم می گويد، نمايشنامه هم می نويسد و در شهری از آلمان برای گذران زندگی تاکسی می راند و روزی را انتظار می کشد تا نوبت "انتقام" برسد. فهرست اعدامش را هم در داشبورت بنزش آماده دارد. باور کردنی نيست، اما واقعيت دارد که گوگوش و اکبر گنجی با هم در فهرست انتقام او به انتظار نشسته اند.&lt;br /&gt;در چنين روزی – ۲۶ دی که روز رفتن محمدرضاشاه پهلوی از ايران است - پرسشی را که با من بود با ديگران در ميان گذاشتم. مقاله "شاه رفت؟" که در پايان اين مطلب برای رجوع تکرارش کرده ام، سئوالی را طرح می کرد که اکنون ۲ سال بعد از انتشار آن پرسش و ۲۸ سال بعد از رفتن شاه از ايران، پاسخش را گرفته ام. و در اين پاسخ است که همه ويرانی ايران را می بينم و فردا را مخوفتر از ديروز می يابم.&lt;br /&gt;"شاه" آنکه قرن ها دشنامش می داديم، با همه فصل های خونينش، اگر در دور دست به بابل رفت به فتح لوح آزادی با خود داشت و در زمانه نزديک به ما اگر مردانی که به کشتنش برخاسته بودند امان خواستند، فرمان بخشش داد و آنان را در تلويزيون کشور کنار بسته نزديک "ملکه" نشاند.&lt;br /&gt;آن "شاه" تاريخی پيش از انقلاب و حتی بعد از آن برای حفظ ظاهر هم شده دادگاهی داشت و دادستانی و کيفرخواستی و حکمی. "شاه" تاريخی خود شاه و حاکم و نويسنده و قاضی و مجری حکم نبود.&lt;br /&gt;و شگفتا! شاهانی که من باشم، توباشی، او باشد، ما باشيم از تبار شاهی تنها خون ريختن را آموخته ايم. هر روز بی دادگاه و قاضی حکم خيانت و ارتداد صادر می کنيم. می خواهيم قربانيان ما که حتی مجال دفاع به آنان نداده ايم، نزد ما توبه و گذشته خود را جبران کنند. فرمان تاريخی اين است: همه بايد چون من بينديشند ورنه جلادان با نقاب های رنگارنگ آزادی و تساهل و عدالت و بهشت بر درگاه ايستاده اند.&lt;br /&gt;۲۸ سال پيش در اينطور روزی تنها يکی از ميليون ها "شاه ايرانی" رفت. روزی که "شاه" درون ما برود، حتی اگر هزار سال ديگر باشد بايد رفتن "شاه" را جشن بگيريم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;۲۶ دی ۱۳۸۵ - پاريس&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;center&gt;****************************************&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;شاه رفت؟&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;هوشنگ اسدی&lt;br /&gt;hooasadi@yahoo.fr&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;صبح ۲۶ دی ماه ۱۳۵۷ تحريريه کيهان غلغله بود. ده روز پيش از آن اعتصاب بزرگ مطبوعات ـ که داستان آن فراموش مانده ـ پايان گرفته بود و برای اولين بار بعد از مرداد سال ۱۳۳۲، مطبوعات کاملا مستقل و "آزاد" منتشر می شدند. بهاری کوتاه و دلپذير که فقط دو ماه و نيم طول کشيد و پيش از آمدن نسيم نوروزی زير استبدادی نوزا که می رفت جانشين استبداد کهنه شود، به زمستان سرد و خونين دير پا يی مبدل شد.&lt;br /&gt;رحمان هاتفی که به رهبری او کيهان پيشتاز عرصه های انقلاب بود، سردبير بلامنازع بود و نگارنده اين سطور به همراه روزنامه نويس قديمی، محمد بلوری که رحمان او را پيرمرد خنزر پنزری می ناميد، معاونين رحمان بوديم.&lt;br /&gt;آن روز، هنوز بعد از اين همه خون و حادثه در يادم هست، مصطفی اميرکيانی روزنامه نويس قديمی که سرنوشتی جز خانه نشينی نيافت، آستين ها را بالا زده بود و انتظار می کشيد تا از تلويزيونی که به تحريريه آورده بودند، گزارش خروج شاه را ببيند و بنويسد. شاهرخ صداقتيان روزنامه نويسی از نسل ما که او هم سرنوشتی جز مهاجرت نيافت به فرودگاه مهرآباد رفته بود تا از نزديک رفتن شاه را گزارش بدهد. من مسئول ارتباط مستقيم با شاهرخ بودم و گزارش های لحظه به لحظه او را به اطلاع تحريريه می رساندم که نويسندگان و خبرنگاران آن مانند اشباح بين ميز سردبيری و تلويزيون مصطفی در گردش بودند. شک نبود که "شاه" می رود. روز قبل رحمان هاتفی را به "شورای انقلاب" خوانده بودند و رئيس شورا به او گفته بود: "توافق شده شاه بدون خونريزی برود. ما روزنامه ها را به همکاری دعوت می کنيم." عين اين سخنان را ساعتی بعد آخرين رئيس ساواک هم به سردبير کيهان گفت. رحمان از او پرسيد: "ارتش؟" او جواب داد: "توافق همه جانبه است."&lt;br /&gt;اين اخبار می گفت "شاه" می رود. اماهيچکس باور نمی کرد. ارتش و ساواک هنوز با قدرت تمام حضور داشتند و رفتن "شاه" را سخت می شد باور کرد و بازگشت سريعش را آسان.&lt;br /&gt;از صبح آن روز بحث در "ميز سردبيری" ادامه داشت. تا روز قبل از آن با توافق سردبيری اطلاعات، هنوز از شاه به فعل جمع نام برده می شد: "گفتند... رفتند..." و همين دستاورد بزرگی بود که "اوامر مطاع ملوکانه" به فعل جمع تنزل پيداکرده بود. اما امروز اگر شاه می رفت، هنوز بايداز فعل جمع استفاده می کرديم؟ رحمان لحظه ای انديشيد و جواب داد: "نه. در اين رفتن بازگشتی نيست. شاه مرد." و از من خواست با هيات سردبيری اطلاعات هماهنگ کنم. قرارمان اين بود که در مباحث اساسی دو روزنامه اصلی کشور به يک شيوه عمل کنند که خطر دامنگير يک روزنامه نشود. من تلفنی با محمد شمس معاون زنده ياد غلامحسين صالحيار صحبت کردم و موضوع را در ميان گذاشتم. بعد از چند تماس تلفنی قرار شد:&lt;br /&gt;۱ ـ تا خروج قطعی شاه صبر کنيم&lt;br /&gt;۲ ـ تيتر "شاه رفت" را باحروف ۸۴ سياه به عنوان تيتر يک روزنامه به چاپ برسانيم&lt;br /&gt;توافقی که دقيقا انجام شد. نمی دانم چرا استاد صالحيار در سال های پايانی عمر خود، درمصاحبه ای گفت: "من تيتر زدم: شاه رفت..." گمانم زمان حوادث را از خاطر او زدوده بود.&lt;br /&gt;بعد از اين توافق من به تلفن چسبيده بودم و آنچه را شاهرخ گزارش می داد با صدای بلند تکرار می کردم. پرويز آذری قوی ترين وعجيب ترين صفحه بند دنيا به قهرمان های مارکز می ماند، از وقتی که از زندان شاه آزاد شده بود، اين لحظه را انتظار می کشيد. حالا تيتر ۸۴ سياه "شاه رفت" توی کشويش بود. سيگارش را می جويد و راه می رفت. گاه می آمد و دست روی شانه من می گذاشت. چشمان سبز رحمان درخشش عجيبی داشت. هيچ کدام از نويسندگان و خبرنگاران بزرگ ترين روزنامه ايران که آن روزها در تيراژ ۷۰۰ هزار تايی منتشر می شد، نمی دانستيم اعلام خبر "شاه رفت" که انتظارش را می کشيديم، به معنای پايان عمر حرفه ای همه ما، زندان و شکنجه است. از آن جمع ۱۱۰ نفره اکنون فقط يک نفر در کيهان مانده، و بقيه سرنوشت های شگفت يافته اند که موضوع کتابی است.&lt;br /&gt;سرانجام شاهرخ بی تاب از آن سوی خط گفت:&lt;br /&gt;ـ هوشنگ، هوشنگ، شاه رفت.&lt;br /&gt;باور نمی کردم.&lt;br /&gt;ـ خودت ديدی؟&lt;br /&gt;ـ خودم ديدم. شاه رفت.&lt;br /&gt;گوشی را گذاشتم و با صدای بلند گفتم:&lt;br /&gt;ـ شاه رفت.&lt;br /&gt;تحريريه کيهان در سروری بی پايان فرو رفت که با صفحه اول روزنامه به خيابان ها رسيد و جشن بزرگ "شاه رفت" را بپا کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی در دادگاه ۶ دقيقه ای حجت السلام نيری ايستاده بودم و کيفرخواست خود را می شنيد م که مرا مستحق اعدام دانسته بود، هنگام قرائت ماده سوم کيفرخواست: "همکاری با روزنامه کيهان زمان طاغوت..." همه اين لحظات از مقابل چشمانم گذشت، به دستان فربه "قاضی القضات" نگاه کردم و از خود پرسيدم:&lt;br /&gt;ـ شاه رفت؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲۶ سال پيش در چنين روزی "محمدرضاشاه پهلوی" از ايران رفت. بعدها وقتی در سفری به مصر همراه با گروهی از مقبره او ديدن کرديم، دلم برای وارث تاريخ شاهنشاهی ايران گرفت که جايی چنين کوچک در کنار مقبره سلاطين مصر داشت. و ديرتر هنگامی که مصاحبه هايش را بدون عينک ايدئولوژی خواندم، دريافتم که او هم به سبک خودعاشق ايران بود، اما وقنی اين عشق ثمره نفرت می داد که "شاه" ايران می خواست همه بی پرسش و انديشه به اين سبک گردن بگذارند. و سرانجام "محمدرضاشاه پهلوی" رفت، اما ميراث "شاه" باقی ماند. در روز رفتن او انبوهی که در خيابانها رفتن "شاه" را جشن گرفته بودند، شاهان کوچکی بودند که در رفتن "شاه بزرگ" پايکوبی می کردند. تخت نشين شاهی رفت و ريشه شاهی ماند. اندکی بيشتر نپائيد که هزاران شاه با هواداران خرد و کلان خود ظاهر شدند. هر کس حرف خود را "امر" و نظرش را "مطاع" دانست و هيچکس حاضر نشد به حرف ديگری گوش کند. ميراث شوم شاهی از قلب ها سر برآورد و هزاران "شاهک" بجای شاه رفته به نبرد با يکديگر پرداختند. همه بساط شاهی به نام "انقلاب" زنده شد و همه استيداد دير سال زير پوشش "خلق" و "مردم" و "امت" جان تازه گرفت. يک سر استبداد کوبيده شد و هزار سر تازه برآمد. و در اين هياهوی غريب، هيچکس صدای پيرمرد "بازرگان" را نشيند که گفت&lt;br /&gt;ـ دشمن ما استبداد است...&lt;br /&gt;استبداد نوزايی که ارابه اش "بازرگان" را کنار زد و از روی اجساد خونين همان هايی که روز "شاه رفت" در خيابانها می رقصيدند، گذشت. و هنوز اين ارابه در گذ ر است و تا هر کدام از ما "شاهکی" هستيم، چهار چرخ تهمت، شکنجه، زندان و اعدام که ارابه استبداد را می برد، از رفتن نحواهد ماند.&lt;br /&gt;در آ ينه روزگار نيک بنگريم، اين استبداد هولناک ماست که برمی آيد و صاحبان قدرت را در هر لباس و طايفه تسخير می کند و به هيئت مستبدی تاره در می آورد. و مستبدان که اين همه دشنامشان می دهيم و سرمايه های ملی را هزينه می کنيم تا از ميانشان برداريم، جز "ما" نيستند. تا وقتی سخن يک ديگر را نمی شنويم، خود را قطب جهان می دانيم، مرگ مخالف را می طلبيم و هر که را مانند ما سخن نگفت به تهمت و افترا و گلوله به مسلخ می بريم، شاهان کوچکی هستيم که اگر زمانه ما را بر تخت بنشاند قبای استبداد خواهيم پوشيد و شمشير جلاد را تيزتر خواهيم کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;۲۶ سال پيش در چنين روزی محمدرضاشاه پهلوی رفت، اما "شاه" نرفت.&lt;br /&gt;و تا "شاه" نرود، سرزمين ايران بر زخم های کهنه و مهلک خود مرهمی نخواهد ديد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;&lt;strong&gt;۲۶ دی ۱۳۸۳&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;&lt;a href="http://ashpazbaashi.blogspot.com/2007/01/blog-post_19.html"&gt;پست مرتبط با اين مطلب در وبلاگ اصلي&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-116921866674020948?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/116921866674020948'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/116921866674020948'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2007/01/hooasadiyahoo.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-116560890423583377</id><published>2006-12-08T21:04:00.000+01:00</published><updated>2006-12-08T22:19:08.783+01:00</updated><title type='text'>نجاري</title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/x/blogger/2967/125/1600/933388/bureau.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/x/blogger/2967/125/400/113381/bureau.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;ميز تحرير اتاق بچه‌ها را دوقلو در نطر گرفتيم که فضاي بيشتري باقي بماند. سرجمع از نظر هزينه دويست اقوئي خرج شد براي تير و تخته البته اما خود کار زمان زيادي نبرد. برعکس، رنگ‌آميزي‌ و دکور کشوها دو هفته‌اي طول کشيد &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/x/blogger/2967/125/1600/21087/caisson.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/x/blogger/2967/125/400/552966/caisson.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;نقش رويه‌ي کشوها کار عيال است. يک نوع کاردستي که اينجا خيلي رسم است و با چسباندن طرح‌هاي روي دستمال سفره (کاغذي) انجام مي‌شود. کار سختي‌ست و حوصله مي‌خواهد و کلي زيرسازي اوليه دارد و بعد هم انواع ورني و رنگ محافظ که طرح رو "ثابت" کند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/x/blogger/2967/125/1600/621242/chaise.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/x/blogger/2967/125/400/516405/chaise.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;اين يکي رو براي کوچيکه ساختم. چهار سال پيش. براي صندلي‌اش  از تخته‌هاي يک پالت کهنه استفاده کردم. ميز هم از بقاياي يک کمد شکسته است که بنده خدائي دور انداخته بود! دو سه اقو رنگ و چسب و ميخ برد و يک هفته‌اي هم وقت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/x/blogger/2967/125/1600/87421/meubleSDB.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/x/blogger/2967/125/200/286523/meubleSDB.jpg" border="0" width="400" height="300" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;داشتن يک ايده در ذهن و بعد روي کاغذ آوردن و بعد درست کردن و خلق کردنش و با مشکلات ضمن کار روبرو شدن و براي هر کدوم راه حلي پيدا کردن....اوم ، رضايتي که آدم پيدا مي‌کنه با هيچ چيزي قابل مقايسه نيست. شما تا حال "شعر"ي رو که يه عمر مي‌خواستين بگين گفتين؟ بگيد آقاجان! بگيد! تکيه بر ايام نيست...&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-116560890423583377?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/116560890423583377'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/116560890423583377'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2006/12/blog-post.html' title='نجاري'/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-116008235965047300</id><published>2006-10-05T22:55:00.000+02:00</published><updated>2006-12-12T18:39:39.983+01:00</updated><title type='text'>شبانگاهان</title><content type='html'>&lt;span style="color:#009900;"&gt;&lt;strong&gt;شبانگاهان&lt;/strong&gt; (آلبوم بوي گل ـ عبدالحسين مختاباد)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ترانه را &lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.irib.ir/radio/music/media/12s005112.ram"&gt;اينجا&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt; بشنويد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم&lt;br /&gt;شرر ریزد بی‌امان به دل ساکنان فلک ناله‌ي سازم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دل شیدا حلقه را شکند تا برآید و راه سفر گیرد&lt;br /&gt;مگر یک دم گرم و شعله‌فشان تا به بام جهان بال و پر گیرد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوشا ای دل بال و پر زدنت شعله‌ور شدنت در شبانگاهی&lt;br /&gt;به بزم غم دیدگان تری جان پرشرری شعله آهی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیا ساقی تا به دست طلب&lt;br /&gt;گیرم از کف تو جام پی‌درپی&lt;br /&gt;به داد دل ای قرار دلم&lt;br /&gt;نو بهار دلم می‌رسی پس کی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چو آن ابر نوبهارم من&lt;br /&gt;به دل شور گریه دارم من&lt;br /&gt;می‌توانم آیا نبارم من&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه تنها از من قرار دل می‌رباید این شور شیدایی&lt;br /&gt;جهانی را دیده‌ام یکسر دیده ام یکسر&lt;br /&gt;غرق دریای ناشکیبایی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیا در جان مشتاقان&lt;br /&gt;گل‌افشان کن، گل افشان کن&lt;br /&gt;به روی خود شب ما را&lt;br /&gt;چراغان کن، چراغان کن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چو آن ابر نوبهارم من&lt;br /&gt;به دل شور گریه دارم من&lt;br /&gt;می‌توانم آیا نبارم من&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ــــــــــــــــــــــــ&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;پست مرتبط در وبلاگ اصلی: &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://ashpazbaashi.blogspot.com/2006/10/blog-post_05.html"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;بعضي روزها...&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-116008235965047300?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/116008235965047300'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/116008235965047300'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2006/10/blog-post.html' title='شبانگاهان'/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-115427150382671799</id><published>2006-07-30T16:27:00.000+02:00</published><updated>2006-07-31T00:04:52.593+02:00</updated><title type='text'>سفرنامه‌ی هلند</title><content type='html'>&lt;center&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff6600;"&gt;&lt;strong&gt;سفرنامه هلند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از دهات ما تا آمستردام چهل پنجاه کیلومتری راه بود و تازه می‌رسيدی لب آب! اگرچه که هرجای هلند باشی به تعبیری "لب آب" هستی. از &lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=99e0re2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;لب آب&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; هم باید سوار کشتی مسافرکش می‌شديم که مجانی بود و سريع. ماشين‌ها را در خيابانی پارک کرديم سوار قايق شديم. اين مهماندار پرمحبت ما می‌گفت یردن اتوموبیل در داخل شهر آمستردام وحشتناک‌ترين و زجرآورترين کار ممکن است. نمی‌دانم بار اول چه بلائي سرش آمده بود که اينجور واهمه داشت. اينقدر هم به اين قضيه حساس بود که شب‌ها موقع بازی سربسرش می‌گذاشتيم که "هرکی باخت بايد فردا ماشین رو ورداره بره آمستردام يه دور بزنه بياد!"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=24fdre2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;"ميوه"&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;ی ملی میهنی! در هلند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از دو فقره کباب‌پز موجود يکی را به گياه‌دوستان اختصاص داديم تا با بی رحمی تمام اين مخلوقات بی‌آزار خداوند را &lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=72fare2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;بريان کنند&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; و با سبعيت تمام به نیش بکشند! خودمان هم معصومانه بال و ران جوجه می‌خوردیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=857cre2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;خيابان روبروی ايستگاه راه‌آهن&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; مرکزی شهر، حدود ظهر يک روز غير تعطيل. اسم خيابان را فراموش کرده‌ام. ساختمان سمت چپ خيایان هم بنظرم ساختمان بورس آمستردام بود. سمت راست، آنجا که تابلوي نئون هست يک بارـرستوران بود که من بی‌توجه از مقابلش گذشته بودم اما چند متر جلوتر عيال آستينم را کشيد که برگرد يه چيزی نشونت بدم که حظ بصری هم برده باشی! برگشتيم و توی پياده رو جلوی يک در دولنگه شیشه‌ای دودی رنگ ايستاديم. از اين اتوماتيک‌ها. بعد از چند لحظه يک مشتری بیرون آمد و در باز شد و ما تويش را هم ديديم! يونيفورم خانم‌های "سرو کننده" تا آنجا که می‌شد تشخيص داد بيش از ده دوازده سانت پارچه نبرده بود. آن هم ململ آبي خوشرنگ با حاشيه توری قرمز! مي‌خواستم از نظر مردم شناسی و مطالعات اجتماعي، بيشتر روی قضيه باريک شوم اما عيال فرمودند بسه! بريم که از بقيه عقب افتاديم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=6402re2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;پارکينگ سه طبقه&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;‌ در کنار کانالی بزرگ، که شايد بيش از سه چهار هزار دوچرخه گنجايش داشت و جای خالي هم نداشت. در تمام شهر هم کنار نرده کانال‌ها و پياده روها دوچرخه پارک بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=b901re2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;ايستگاه مرکزی راه‌آهن&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; که مشغول تعميرات و مرمتش بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=9cabre2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;اين‌ها&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; هم که معرف حضور هست. همان پارسال عکسش را گذاشته بودم. از چوب يک نوع کاج سوئدي‌ست و عموما هم وارداتی يعنی در خود هلند ساخته نمی‌شد. بغل اين بساط هم يک تلويزيون کوچک، طرزساخت آن را نمايش می‌داد که تماشا هم داشت. می‌گفتند بين خانم‌های هلندی خيلي طرفدار دارد و در "گفتگو"های خانوادگی نقش اساسی بازی می‌کند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما که به کافی شاپ و اين حرف‌ها نرسیدیم اما در مغازه‌های توريست پسند، &lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=6194re2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;يک قفسه&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; هم به ارائه‌ي اين قبیل محصولات اختصاص داشت از کاعذ مخصوص بگير تا انواع "علوفه" قابل استنشاق! و کلی خرده ريز عجيب غريب ديگر. جوانان گردشگران محترم هم با تعجب و علاقه به اين قفسه ها نگاه می‌کردند و گهگداری چيزکی هم می خريدند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=50f1re2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;بساط يک آبنبات فروش&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; دوره گرد در ميدان جلوی شهرداری (يا شورای شهر)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;داخل يک &lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=826dre2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;مغازه‌ي صابون فروشی&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; که دختر سياهپوست فروشنده‌اش اولاً فرانسه هم حرف می‌زد و ثانياً با مهربانی اجازه داد از بساط داخل مغازه عکس هم بگيريم. دو چيزي که در آن چند روز اقامت، ديگر وصال نداد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يک &lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=d10ere2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;آپارتمان نقلی و خوشگل&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; در سه طبقه. ميزبان می‌گفت هلند از معدود جاهائی هست که در آن به راحتی می‌شود ماشين ظرفشوئی و رختشوئي و يخچال و و کابينت آشپزخانه...با عرض غير معمول پيدا کرد. بسياری از منازل راه پله‌هاشان آنقدر باريک است که وسائل استاندارد با ابعاد معمول از آن عبور نمی‌کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين هم &lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=7f11re2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;پيازهای معروف هلندی&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;. از لاله و نرگس بگير تا شير مرغ و جون آدميزاد در گلفروشی‌هاشان پيدا می‌شد. در بعضي مغازه ها هم قوطي‌هاي فلزي حاوی بذر "علوفه" می‌فروختند برای کسانی که تازگی "جنس" برای‌شان اهميت داشت و دوست داشتند محصول حياط خودشان را مصرف کنند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساختمانی &lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=7ef8re2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;چند طبقه&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;، قدیمی و &lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=479ere2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;زيبا&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;، که گويا اخيرا دستی به سر و رويش کشيده بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تازه &lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=3f4ere2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;دوچرخه‌اش&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; مالی نيست! طوقه‌هايش زنگ زده. با اين همه چهارتا قفل بهش زده بود. ميزبان می فرمود در طول اين ده دوازده سال از من يکی چهارتا دوچرخه دزيدن! اما روي هم رفته قضيه ظاهرا خيلي حاد نبود فقط حضرتش می‌گفت اينجا بعضي‌ها علاوه بر دوچرخه‌ي معمولي که مثلا باهاش سرکار هم می روند، يک دوچرخه "پلوخوری" هم دارند که گاهي تا سه چهار هزار يورو! قيمت دارد و با آن جائي نمي‌روند که مجبور باشند در خيابان پارکش کنند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سوار بر اين &lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=338cre2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;"بَتوموش"&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; (بقول فرانسوي‌ها)، گردشی يک ساعته روي کانال‌های آمستردام کرديم و ساختمان‌های زيبای کوچه پس‌کوچه‌هايش را با "موسيقی متن" توضيحات مختصر راهنما، که همان راننده قايق بود تماشا کرديم. بعد هم گشتي در آبهاي بندر که زهره‌ي مرا آب کرد و بعد هم که خوشبختانه صحيح و سالم بازگشت فرموديم به همان کانال‌هاي آرام و بی تلاطم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=1b7bre2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;اسم قايق&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين هم &lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=8051re2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;"ناخدا"&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; که هرچه دريانوردي‌اش خوب بود، انگليسي‌اش افتضاح بود! يعنی در تلفظ لااقل.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ظاهراً اين قايق برای خودش داستانی داشته و بازديدکنندگانی سرشناس از روي نيمکت‌های چوبی آن به سياحت آمستردام رفته‌اند و عکس‌های‌ بزرگ پنج شش نفرشان را آن بالاي ايستگاه ورودی قايق من باب تبليغات نصب کرده بودند. از جمله اعليحضرت مرحوم خودمان، &lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=5317re2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;"شاه پارس"&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;، و &lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=7971re2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;ايشان&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt; و&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;a href="http://pg.photos.yahoo.com/ph/ashpaz_baashi/detail?.dir=/c349re2&amp;.dnm=3e06re2.jpg&amp;amp;.src=ph"&gt;&lt;strong&gt;ايشان&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شايد ادامه داشته باشد!...&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-115427150382671799?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/115427150382671799'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/115427150382671799'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2006/07/blog-post.html' title='سفرنامه‌ی هلند'/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-114338180586838562</id><published>2006-03-26T16:01:00.000+02:00</published><updated>2006-03-26T16:03:25.880+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/Mirza%20Abu%27l%20Hassan%20Khan.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/400/Mirza%20Abu%27l%20Hassan%20Khan.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-114338180586838562?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/114338180586838562'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/114338180586838562'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2006/03/blog-post_26.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-114235033755849377</id><published>2006-03-14T16:28:00.000+01:00</published><updated>2006-03-14T16:45:42.383+01:00</updated><title type='text'>نشانه شناسی سکسوال-سوسيال خودرو</title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;نشانه شناسی سکسوال-سوسيال خودرو&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خود رویی که آن را می رانم ادامه من است. گویی بدن من به هسته ای برای کالبدی تازه تبدیل شده و جسمم به مغزی برای هدایت آن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرمان خودرو ادامه دست هایم، پدال ها و بعد چرخ ها ادامه پاهایم، شیشه ها و پنجره ها و آیینه ها ادامه نگاهم. چشمهایی که این بار پشت سرش را نیز می بیند و بوق ماشین، چراغ راهنما، فلاشر و چراغ های دیگر زبان گفت و گوی من با دیگران. با آنها به دیگران می گویم که دارم مسیرم را عوض می کنم، می خواهم بایستم، می گویم که ایستاده ام ولی الان بر می گردم مواظب باش به من نزنی. یا اینکه اجازه بده اول من بیایم یا که نه بایست که نوبت من است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یک بوق ممتد و بلند برای اینکه هوی! چکار داری می کنی؟ یا یک بوق کوتاه و آهسته یعنی که ممنونم و لبخند می زنم. هرچند که نگاه و زبان خودم نیز گاه به کمک آنها می آید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدنه خودرو گویی پوست من است انگار مواظبم به جایی نخورد خراش برندارد مواظبم که به کسی تنه نزنم. از کسی تنه نخورم. همینطور زخمی نشوم و زخمی نکنم. نمیرم و نمیرانم. جراحت کالبد آهنینم چون جراحت خودم دردناک است، مشغول کننده و دردسر زاست. خودم را با کمربند محکم به کالبدم می بندم تا بیشتر با او یکی شوم جزیی از او به شمار آیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فضای داخل کالبدم حریمی شخصی است در محیطی عمومی. بطری ای است در بسته در دریایی مواج. سکوتی است در میان هیاهو. تنهایی ای است در درون جمعیت. آرام خوابی است در میان بیداری. آرامشی است درون تحرک وهیجان. بافته ای جدا در میان بافته ها.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این کالبد آهنین خانه من است خانه ای سیار. با خانه کوچکم جابجا می شوم. حالتی مثل آنکه شفیعی کدکنی گفت. بنفشه هایی که با ریشه هایشان در جعبه های چوبی جابجا می شوند وطنشان را باخود اینجا و آنجا می برند. یعنی که یک خانه کوچک دارم سقفی سیار که یک جا نمی ماند. همینطور همسایه سیار دارد هزاران.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این خانه های یا کالبدهای سیار مثل همه خانه ها پایین شهری دارد وبالا شهری و طبقه متوسط . پیر دارد و جوان. سنتی دارد و مدرن. لباس خارجی می پوشد یا وطنی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;تن من آرايش من طبقه من&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;رونیز&lt;/strong&gt; مثل تانک می ماند. مانند آدمهای چاق و پولدار. با عینک آفتابی خیلی پرخور سن و سالش زیاد معلوم نیست. هم جوان است هم میانسال. اما پیر نیست. خیلی گرم نمی گیرد کسی را به حساب نمی آورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پراید&lt;/strong&gt; اما از طبقه متوسط است. تحصیلکرد ه ای که به هیچ کجا وصل نیست. تازه خانه اش را چند خیابان به مرکز شهر نزدیک تر و همینطور چند متری به آپارتمانش اضافه کرده با چند وسیله خانگی جدید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تازه لیسانس یا فوق لیسانسش را گرفته. تازه کار دومی دست و پا کرده. صبح دولتی عصر خصوصی همسرش هم کار می کند یا یک بچه دارند یا اصلا ندارند ولی شاید دوست دارد بعدا یک بچه داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سفر می رود به شمال به شیراز به خانه پدر و مادرش در شهرستان روزنامه می خواند: شرق، گاه بحث سیاسی می کند، قبلا بیشتر.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سینما می رود اگر نام کارگردانی خوشنام زیر عنوان آن باشد. بدش نمی آید از ایران برود ولی خیلی اهل ریسک نیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما &lt;strong&gt;پژو ۲۰۶&lt;/strong&gt; از شیک تر بودن و نمودن لذت می برد جوان است یا زن است. به هرحال مجرد است و می خواهد حالا حالا مجرد بماند. بسیار شتاب دارد. به جای رانده شدن می پرد لایی می زند. مسابقه می گذارد و برنده می شود. نقره ای است. برق می زند اما کوچک را دوست دارد. دوست دارد شیشه ها را پایین بکشد صدای رادیو ضبط را تا آخر بلند کند تا ایپس ایپس آن شیشه های فضا را خرد کند. سیگاری بگیراند و عینک افتابی بزند. به هیچکس نگاه نکند اما به آرامی تعداد تمرکز دیگران در خود را بشمارد. خود را در نقطه مرکزی توجه دیگران می داند. با اینکه از قیمت نه چندان بالای خود با خبر است اما خود را یک سرو گردن بالاتر از ماکسیما و رونیز می داند. عاشق بزرگراه است در خیابان ها احساس خنگی می کند وخفگی. اهل چت است. پارتی می رود شاید از نوع اکستی آن. پاپ گوش می دهد دبی و ترکیه را دیده. دنبال ویزای کاناداست. موبایل نوکیای جدید خریده. زیاد روزنامه نمی خواند. خبر ندارد کی انتخابات است. کارش دولتی نیست. خانه مجردی دارد و معمولا دوست دختر یا پسرش کنارش نشسته.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما &lt;strong&gt;پیکان&lt;/strong&gt; شصت ساله است. شاید بیشتر بازنشسته است و از نفس افتاده. دختر و پسری دانشجو دارد در دانشگاه آزاد یا پیام نور یا شاید دولتی. دیگری دم بخت است یا بیکار یا معتاد یا که نه در المپیاد نفر ششم شده یا یکی از بچه هایش سالهاست از ایران رفته. چروکیده است اندوهگین. آرام می رود شتاب ندارد صدای اگزوز و دود او آزار دهنده است. موتور سنگینی دارد به روغن سوزی افتاده. آیینه بغل ندارد چند جایش زخمی است. رادیو پخشش سالهاست خراب شده میله ای آهنین از پشت دو صندلی جلو را به هم وصل کرده تا به عقب غش نکنند از بس که کار کرده. چند اسکناس جلوی فرمان تا شده به صورت ایستاده گذاشته. آخر پیکان مسافر کشی می کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیکان سفید است آرام است قدیمی است. همیشه از دوران طلايی پیش از انقلاب می گوید برای مهمانان جوانی که هیچ از آن دوره نمی دانند. آن موقع همه چیزش خوب بوده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خیلی حرف می زند تا می نشینی سر صحبت را باز می کند روانشناس بدی نیست خیلی ها را از قیافه هاشان تشخیص می دهد. پیکان با اینکه سفید است اما زیاد فریاد نمی زند نمی دود عصیان نمی کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رانندگی اش از بقیه بهتر است اما پیر است خانه اش پایین میدان انقلاب است. روزنامه اطلاعات یا همشهری می خواند بحث سیاسی می کند خاطرات زنده ای از زمان مصدق دارد و همینطور از اوائل دهه پنجاه.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;ماتیز&lt;/strong&gt; زن لوسی است کوچک و لاغر آرایش غلیظی می کند با دیگران هرگز کاری ندارد آلبالویی رنگ است به آرایشگاه می رود یا مرکز خرید تندیس.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;جیپ&lt;/strong&gt; اما مرد یا زنی شهری است کوهنورد. تن بلند لاغر و ورزیده ای دارد قوی و شجاع است. گاه پیپ می کشد. به کسی ظاهرا فخر نمی فروشد. ساده است لباسش به رنگ جنگل است یا رنگ کویر. آرام می رود ولی قابلیت وحشی شدن دارد. می تواند هوا را بشکافد سنگ ها را زیر پا خرد کند. اسلحه ای دارد برای شکار. می تواند نگهبان هم باشد دولتی هم همینطور.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پژو ۴۰۵&lt;/strong&gt; هم از طبقه متوسط است اما سن وسالش بیشتر است. دولتی است. از مد دوری می کند به سنت هم وفادار است. می تواند شبهای احیا به مراسم برود و آخر هفته به بهشت زهرا روزهای عاشورا نذری بپزد و پخش کند. مرد است زنش بیشتر چادری است یا روسری بلندی بر سر دارد که ان را گره نزده از رنگ های تند وگرم استفاده نمی کند. آرایش غلیظ ندارد. بچه هایش گاه با ان بیرون می آیند گاه نمی ایند کوچک نیستد دبیرستانی یا دانشگاهی اند ساکت اند. وقتی هر چهار تا نشسته اند چیز زیادی برای گفتن ندارند. بیشتر فکر می کنند می خواهند زودتر برسند. متانت را ترجیح می دهد بنابر این خیلی سرعت نمی گیرد. تیره است سیاه یا یشمی. خیلی ارتباط برقرار نمی کند. مودب است. تلویزیون زیاد می بیند برای زنش طلا می خرد به عمره و حج واجب زیاد علاقه دارد. سرمایه گذاری می کند. خانه اش در یوسف آباد، قلهک یا شمیران و پاسداران است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;مطلب فوق توسط نويسنده‌ي وبلاگ نشانه نوشته شده و از طريق وبلاگ سيبستان يافت گرديد!&lt;br /&gt;http://neshani.googlepages.com/home&lt;br /&gt;http://sibestaan.malakut.org/&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-114235033755849377?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/114235033755849377'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/114235033755849377'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2006/03/blog-post_14.html' title='نشانه شناسی سکسوال-سوسيال خودرو'/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-114149924264715790</id><published>2006-03-04T20:03:00.000+01:00</published><updated>2006-03-04T20:07:22.666+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/ShowLetter1.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/400/ShowLetter1.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/ShowLetter5.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/400/ShowLetter5.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/ShowLetter.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/400/ShowLetter.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/ShowLetter3.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/400/ShowLetter3.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/ShowLetter4.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/400/ShowLetter4.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-114149924264715790?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/114149924264715790'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/114149924264715790'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2006/03/blog-post.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-114089304958651533</id><published>2006-02-25T19:37:00.000+01:00</published><updated>2006-02-25T19:55:00.826+01:00</updated><title type='text'>كار پر مخاطره خبرنگاران در عراق</title><content type='html'>&lt;center&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;كار پر مخاطره خبرنگاران در عراق&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/center&gt;&lt;br /&gt;&lt;table&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt;&lt;td&gt;&lt;br /&gt;ايران امروز / حسن ‌هاشميان : براساس آماری كه سازمان «گزارشگران بدون مرز» ارائه كرده است از زمان آغاز حمله امريكا به عراق در مارس ٢٠٠٣ (فروردين ٨٢) تاكنون ٧٢ خبرنگار و فيلمبردار در نقاط مختلف عراق جان خود را از دست داده‌اند. بيشتر اين افراد عراقی بوده و كارهائی را تحت پوشش قرار می‌دادند كه ديگران به راحتی حاضر به پذيرفتن مأموريت آن نبودند.&lt;br /&gt;در اين ميان تلويزيون «العربيه» از نظر تلفات در صدر همه مراكز پخش خبری قرار گرفته به طوری كه با شهادت اخير « اطوار بهجت » و دو تن از همكاران وی در حومه شهر سامرا، تعداد تلفات اين شبكه خبری به ١١ نفر رسيد. « اطوار بهجت » و همراهان وی غروب چهارشنبه گذشته ربوده شدند و اجساد آنها نيز در صبح روز بعد در جاده ميان سامرا و روستای « دور » در شمال بغداد يافت شد. شاهدان عينی به تلويزيون العربيه گفته اند تعدادی افراد مسلح كه هويت آنها هنوز مشخص نيست تيم گزارشگران العربيه را ربودند و به مكان نامعلومی منتقل كردند. كاركنان اداره هماهنگی در تلويزيون العربيه می‌گويند آخرين تصوير مستقيم اطوار بهجت را در ساعت ١٨ و ٣٠ دقيقه به وقت تهران دريافت كرده اند. او در اين گزارش تصويری و مستقيم ، آخرين وضعيت حمله به مرقد امامان شيعه در شهر سامرا را برای ببنندگان العربيه تشريح كرد. نيم ساعت بعد يك تماس تلفنی از وی دريافت شد و سپس ارتباط وی با اتاق خبر در دبی كاملا قطع شد. مديران العربيه معتقد هستند با توجه به فرار نفر چهارم از دست ربايندگان ، زمان دقيق آدم ربائی بين ساعت ١٩ و ٢٠ اتفاق افتاده است. در اين اثنا آنها تلاش زيادی انجام دادند تا بتوانند با اطوار بهجت تماس بگيرند اما همراه او زنگ می‌خورد بدون اينكه كسی پاسخ دهد. اين كار تا نيمه‌های شب ادامه يافت اما بعد از آن تلفن خاموش شد زيرا حدس زده می‌شود باطری آن خالی شده باشد.&lt;br /&gt;در طی سه سال گذشته خبرنگاران شاغل در عراق توسط گروه‌های مختلف و با انگيزه‌های متفاوت مورد هجوم مرگبار قرار گرفته‌اند و اين حرفه را در اين كشور بعنوان يكی از پر مخاطره ترين شغل‌ها درآورده است. در اين ميان شبكه خبری العربيه به شكل واضح بعنوان هدف مهم تروريست‌ها درآمده است. سال گذشته دفتر اين شبكه در بغداد مورد تهاجم يك ماشين پر از مواد منفجره قرار گرفت و ٥ تن از كاركنان آن به قتل رسيدند. قبلا نيز دو تن از گزارشگران آن توسط نيروهای امريكائی به اشتباه به شهادت رسيده و طی ماه‌های اخير « ماجد حميد » گزارشگر اين شبكه در مناطق غربی عراق برای هفته‌ها در بازداشت اين نيروها به سر برد.&lt;br /&gt;اما شهادت اطوار بهجت به شكل بارزتری اين بار احساسات خبرنگاران ، وجدان‌های پاك جهانی و طرفداران گردش آزاد اطلاعات و مدافعان كشف حقايق خبری را برانگيخته است. اطوار دختری است از يك خانواده معمولی عراق كه هدفش ارائه حقيقت خبری و پرهيز از هرگونه «جانبداری» سياسی يا مذهبی بود. او از يك پدر سنی و يك مادر شيعه به دنيا آمده و بر اين تصور بود كه به نوعی وحدت عراق را در وجود خود جلوه گر می‌كرد. اما مثل اينكه دشمنان مردم عراق تمايلی به ماندگاری اين وحدت ندارند و با خفه كردن صدای « اطوار » در پی اين هستند كه چنين وحدتی را از بين ببرند.&lt;br /&gt;در هر حال و با وجود اوضاع بسيار خطرناك عراق برای فعاليت خبرنگاران كه اكنون « سربازان جان بر كف خبررسانی » لقب گرفته اند ، يك روز بعد از شهادت اطوار بهجت ، « ضياء ناصری » گزارشگر ديگر تلويزيون العربيه در تاريكی شب‌های ظلمانی بغداد به فضای آزاد رفت و گزارش خود را بدون واهمه از تروريست‌ها به شكل مستقيم ارسال كرد تا اين پيام را برساند كه راه اطوار بهجت و همه خبرنگاران جهادگر ميدان كشف حقيقت همچنان ادامه دارد.&lt;br /&gt;&lt;/td&gt;&lt;td valign="top"&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/200/atwarbahjat02.jpg" border="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/200/atwarbahjat03.jpg" border="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/200/atwarbahjat05.jpg" border="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/200/atwarbahjat04.jpg" border="0" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;متن فوق در آدرس ذيل موجود است و صرفاً براي تسهيل دسترسي کاربران داخل ايران در اين وبلاگ کپي شده&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news/more/7093/"&gt;http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news/more/7093/&lt;/a&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-114089304958651533?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/114089304958651533'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/114089304958651533'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2006/02/blog-post_25.html' title='كار پر مخاطره خبرنگاران در عراق'/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-114081176605318513</id><published>2006-02-24T21:06:00.000+01:00</published><updated>2006-02-25T20:19:47.733+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>اولاً ممنون از دوستاني که حال و احوال بنده و اهل بيت را جويا شدند. همه خوبند و خوبيم و بهتريم و دعاگوي ذات اقدس شهرياري شما! &lt;br /&gt;ثانياً من باب رعايت حال ميرزا پيکوفسکي، ديگه اون پايين مطلب ننوشتم که "ادامه دارد…"! اما خودتان مي‌توانيد حدس بزنيد که بخش آخر قضيه "اوترو" باقي مانده که به ناچار هفته‌ي آتي به زيور طبع آراسته خواهد گرديد. گفتم اعلام "تداومش" را اينجا بشارت بدهم که بنده خدا سنکوپ نکند!&lt;br /&gt;راستش از شوخي گذشته قبلاً هم اعتراف کرده‌ام به کرّات، که عدم توانائي در خلاصه نويسي يکي از 58 عيب بزرگ من است (که تا حال شناسائي شده البته). &lt;br /&gt;به اين "خلاصه نويسان" از جمله همين ميرزاي معروف فوق‌الذکر هم به شدت حسادت مي‌کنم. خيلي دلم مي‌خواهد بتوانم يک موضوع را آنطور که دلم مي‌خواهد در يکي دو پاراگراف بيان کنم. مثل خيلي از وبلاگ‌هائي که مي‌خوانم. اما میسرم نيست! حالا از اين موضوع اوترو  و مشابه آن مي‌گذرم که به عللي خلاصه نويسي نمي‌طلبيد اما اين واقعيت است که روزگار دراز نويسي بسر آمده. مثل همه چيز ديگر که خلاصه شده.... مي‌دانم. &lt;br /&gt;زندگي امروزه اينطور است، وقت طلاست! به ويژه وقتي صحبت وبلاگ مي‌شود ان هم وبلاگ‌هاي تيپ وبلاگ بنده، خواننده مي خواهد لب مطلب را بخواند و برود به کار و زندگي و هزار درد بي درمانش برسد…&lt;br /&gt;اما از بنده بر نمي‌آيد. شرمنده هستم. راستش خودم هم بتدريج از خواندن مقالات طولاني يا نوشته‌هائي از اين دست خسته مي‌شوم. اما….&lt;br /&gt;بهرحال همين است که هست. آش با جاش! اما براي رعايت حال خودم هم که شده ديگه دنباله‌دار نخواهم نوشت. مجله که نيست، وبلاگ است! اصلاً فکر مي‌کنم اين "سپيد و سياه" دوران طفوليت و خواندن پاورقي‌هائي مثل "به دنبال آفتاب" و "زنان آمازون" و "نادر فرزند شمشير" و…در ابتلاء بنده به اين مرض بي‌تاثير نبوده…&lt;br /&gt;حالا بفرماييد به کار و بارتان برسيد. مرحمت عالي مستدام. به خانم بچه‌ها سلام برسانيد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-114081176605318513?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/114081176605318513'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/114081176605318513'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2006/02/blog-post_24.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-114039271791264779</id><published>2006-02-20T00:02:00.000+01:00</published><updated>2006-02-20T00:50:43.106+01:00</updated><title type='text'>در باره‌ی نابرابری</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:180%;color:#3333ff;"&gt;&lt;strong&gt;در باره‌ی نابرابری&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;رالف داهرن دورف / برگردان: علی‌محمد طباطبايی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;يكشنبه ٢٣ بهمن ١٣٨٤&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/200/dahernhorf01.jpg" border="0" /&gt;در اين دو دهه‌ی اخير، جهان در مجموع ثروتمندتر شده است. اما در حالی كه بعضی اقتصادهای ملی شديداً پيشرفت نموده است، بقيه عقب‌تر رفته و اين افزايش در مجموع ثروت جهان به حذف يا حتی كاهش فقر منجر نشده است.&lt;br /&gt;در داخل كشورهای جهان نيز اين تقسيم بندی تا حد بسياری صادق است. تقريباً در همه جا جهان‌گرايی باعث ايجاد يك طبقه‌ی جديد از مولتی ميليونرها و يك طبقه‌ی پائين جامعه شده است، قشری كه نه فقط درآمد آنها با توجه به مقياس‌های آماری فقيرانه است كه از فرصت‌های شغلی كه قاعدتاً بايد برای همه قابل دستيابی باشد مستثنا شده است. پويايی جهان گرايی برای بسياری سودهای كلان به همران آورده، اما همچنين نابرابری را نيز به شدت افزايش داده است.&lt;br /&gt;آيا بايد بپذيريم كه آنچه پيش آمده ضرورتاً چيز بدی بوده است؟ بسياری البته چنين تصوری دارند. در واقع تمامی كشورها دارای رگه‌ی درونی از برابری طلبی هستند. آنها از مديران تجاری كه حتی وقتی از اقبال چندانی در كار و كسب خود برخوردار نيستند بازهم سودهای كلان به جيب می‌زنند متنفراند و از ديدن مردم فقير و محروم در ميان خود بسيار متاسف.&lt;br /&gt;اما در حالی كه زندگی در كشورهای سوسيال دموكرات چون اسكانديناوی، آلمان و ساير كشورهای اروپايی بسيار مطبوع است، بسياری از آنها برابری موجود را به هزينه‌ی نسل‌های آينده ابتياع می‌كنند. علاوه برآن يك جو برابری طلبانه روح نوآوری و احساس پيشرفت پويا را ترغيب نمی كند. افراد خلاق جوامعی را كه در آنها فشار شديدی برای يك شكل بودن اعمال می‌شود ترك می‌كنند. نابرابری با آزادی نه فقط سازگار است كه اغلب پيامدی از آن است و البته انگيزه‌ای برای آن.&lt;br /&gt;پس با اين حساب آيا تنها انتخابی كه برای ما باقی می‌ماند انتخاب ميان آزادی و برابری است؟ قضيه به اين سادگی‌ها هم نيست. يك جامعه‌ی آزاد برای نابرابری اقتصادی و عمومی دو محدوده را به رسميت می‌شناسد. باوجودی كه آن دو محدوده از نظر مبنا و اصول كاملاً روشن هستند، اما هردوی آنها پرسش‌های عملی دشواری را باعث می‌شوند.&lt;br /&gt;نابرابری، چنانچه فرصت‌های افراد در شركت در جامعه‌ی سياسی، بازار و جامعه‌ی مدنی را محدود كند با آزادی ناسازگار است. در انتهای پايينی رتبه‌ی اجتماعی، نابرابری آن پرسش قديمی و ناراحت كننده از برابری فرصت‌ها را مطرح می‌سازد. آنچه مسلم است اين كه هركس بايد به انتخابات و احزاب سياسی، آموزش و پرورش و بازاركار و انجمن‌های جامعه‌ی مدنی دسترسی داشته باشد.&lt;br /&gt;به طور خلاصه، شهروندی در گسترده ترين مفهوم خود متضمن حقوق اساسی و توانايی برای عملی ساختن آن حقوق است. علاوه برآن شهروندی مستلزم يك جايگاه بنيادی در اقتصاد است كه از جمله‌ی آنها يكی هم تضمين درآمد است كه می‌تواند در مجموعه‌ای از شيوه‌ها فراهم آيد.&lt;br /&gt;يك پرسش دشوار در اين ميان تعين محدوده‌ی آن مقدماتی ترين و اساسی ترين جايگاهی است كه هر شهروندی بايد از آن برخوردار باشد. آن محدوده در اغلب كشورها قاعدتاً بايد از آنچه اكنون هست بالاتر باشد. پرسش دشوار ديگر اين است كه چگونه بايد اين جايگاه مبنايی را تضمين نمود. در همه جا بحث داغی به جريان افتاده است كه آيا اين تضمين بايد از طريق افزودن بر درآمدها به انجام رسد و يا از طريق خدمات عمومی بيشتر. پاسخ به آن می‌تواند به راه حل‌هايی منوط باشد كه بر شرايط ويژه‌ی كشورهای جداگانه مبتنی هستند، آنهم با وجودی كه اعتبارهای مالياتی و اضافه درآمدهايی از اين قبيل نسبت به درآمد شهروندان با جوامع آزاد سازگارتر است.&lt;br /&gt;در انتهای بالايی رتبه‌ی اجتماعی و سطح اقتصادی مسئله‌ی ديگری سر بر می‌آورد. بسياری از مردم با مديران تجاری كه از شركت‌های خود حقوق‌های كلان، پاداش‌های اضافی و ميليون‌ها دلار سهام دريافت می‌كنند به مخالفت می‌پردازند. در واقع در اينجا پرسش برحقی وجود دارد كه آيا رفتار سرمايه داران امروزی تعهدات كلی سرمايه داری را ارتقاء می‌دهد يا خير. اما ثروت شخصی فقط آنگاه به معضل تبديل می‌گردد كه در برخورداری ديگران از فرصت‌ها و امكانات عمومی به مانعی تبديل شود.&lt;br /&gt;هنگامی كه ثروت به قدرتی غير قابل كنترل تبديل شود، بايد برای محدود كردن آن در هر حال كاری كرد. يك مثال خوب در اين باره عملی است كه به آن اصطلاحاً پول شوئی می‌گويند و منظور از آن تلاش برای تبديل كردن درآمدهای غير قانونی به ثروت مشروع است. البته موارد ديگری هم وجود دارد. مثلاً پرسش از ماليات‌های ارث كه مدت‌ها است به عنوان جزء ضروری از يك جامعه‌ی آزاد در نظر گرفته می‌شوند.&lt;br /&gt;اما در حالی كه يك جامعه‌ی آزاد حد و مرز‌هايی برای نابرابری قائل است، در عين حال می‌پذيرد كه نابرابری به خودی خود وجود دارد. زيرا نابرابری به بسياری از مردم به اين ترتيب كه آنها می‌بينند انسان با شايستگی و اقبال ـ و شايد فقط با اقبال به تنهايی ـ به كجاها كه می‌تواند برسد اميد می‌دهد. گذشته از آن نابرابری به جوامع تنوع و جلوه می‌دهد و يكی از نشانه‌های تحرك، انعطاف پذيری و روح خلاقيت برای هر كشوری است. از اين رو نابرابری به خودی خود چيز بدی نيست، حتی هنگامی كه زياده روی‌های آن لازم است كه به نام شهروندی همه‌ی مردم محدود گردد.&lt;br /&gt;محروميت اجتماعی و قدرتی كه جنبه‌ی شخصی يافته و بر ثروت تكيه دارد هيچ گاه قابل پذيرش نيست، ليكن اگر ما خواهان آزادی هستيم، پس نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی بهای موجه و لازمی برای پرداختن هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;-------------&lt;br /&gt;رالف داهرن دورف نويسنده‌ی كتاب‌های مورد تحسين قرار گرفته‌ی بسياری است. وی نمانيده‌ی پيشين اتحاديه‌ی اروپا از آلمان بود و عضو پيشين مجلس عوام انگلستان. داهرن دورف همچنين رئيس قبلی مدرسه‌ی اقتصادی لندن و مسئول پيشين كالج سنت آنتونی در آكسفورد می‌باشد.&lt;br /&gt;Inequality and Discontent by Ralf Dahrendorf. Project Syndicate 2006.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;متن فوق در آدرس ذيل موجود است و صرفاً براي تسهيل دسترسي کاربران داخل ايران در اين وبلاگ کپي شده&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.iran-emrooz.net/index.php?/world/more/6841/"&gt;http://www.iran-emrooz.net/index.php?/world/more/6841/&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-114039271791264779?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/114039271791264779'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/114039271791264779'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2006/02/blog-post_114039271791264779.html' title='در باره‌ی نابرابری'/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-114039228253236282</id><published>2006-02-20T00:01:00.000+01:00</published><updated>2006-02-20T00:48:12.126+01:00</updated><title type='text'>ضرورت مبارزه جدی با سرطان پستان در ایران</title><content type='html'>&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;ضرورت مبارزه جدی با سرطان پستان در ایران&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#3333ff;"&gt;&lt;strong&gt;زنگ خطر! افزایش چشمگیر مرگ‌و‌میر زنان&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: hand" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/200/vahdat01.jpg" border="0" /&gt;&lt;span style="color:#3333ff;"&gt;سهیلا وحدتی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;خواهرم گریه می کند، گریه ای بیصدا ... چشم هایش قرمز شده و ورم کرده، چانه اش می لرزد، با دستمال بینی اش را پاک می کند، و اشکش را رها می سازد که آرام روی گونه هایش می ریزد.&lt;br /&gt;از وقتی که فهمیده، اشکش بند نمی آید ... و بیصدا گریه می کند.&lt;br /&gt;حرف های ما را که در اطراف او هستیم نمی شنود یا در او تاثیری ندارد. حتی نگاهش از ما دور است. گویا هیچ کسی یا چیزی را بیرون از خودش نمی بیند... نگاهش به هیچکس نیست، به درون خودش است و می خواهد واقعیت بیرحمی را که درون او رشد می کند از مقابل خودش کنار بزند، و نمی تواند.&lt;br /&gt;پس از مدتی سکوت، به آرامی می گوید "باورت میشه، روز تولدم فهمیدم!"&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خواهرم روز تولد چهل سالگی اش دریافت که سرطان پستان دارد.&lt;br /&gt;یک غده کوچک زیر پستان چپ او رشد کرده بود.&lt;br /&gt;اکنون پس از چند هفته و در طی دو عمل جراحی، غده سرطانی و تعداد زیادی از غدد لنفاوی زیر بغل او از بدنش خارج شده و او دوره های شیمی درمانی و پرتو درمانی را بزودی آغاز خواهد کرد. خواهرم خوشبختانه این شانس بزرگ را داشته است که در مراحل اولیه متوجه غده سرطانی شده و به شهادت آمار و گفته پزشکان معالج، شانس معالجه و درمان او نزدیک به صددرصد است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خواهر من جزو آن دسته اقلیتی از زنان مبتلا به سرطان پستان است که به موقع متوجه بیماری خود شده و نجات خواهند یافت. متاسفانه اکثر زنان ایرانی بسیار دیر متوجه بیماری خود می شوند و واقعیت تکان‌دهنده برای آنان چندان خوشایند نیست! این زنان قربانی بی توجهی نسبت به این بیماری شده و هنگامی به بیماری خود پی می برند و در پی درمان آن بر می آیند که دیر شده است...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تاسف بارتر اینکه آمار این زنان حتی مشخص نیست و کسی نمی داند دقیقا چه تعداد از زنان ما مبتلا به سرطان پستان هستند یا سالیانه از این بیماری می میرند. فقط می دانیم که سرطان پستان شایعترین سرطان درمیان زنان است، و شیوع این بیماری در ایران بسیار بیشتر از دیگر کشورهاست!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرطان پستان آرام و بیصدا در جامعه ما می خزد و مرگ را از درون در بدن بسیاری از زنان ایرانی رشد می‌دهد و آنان را با دردی جانکاه از پای در می آورد.&lt;br /&gt;این قربانیان بیصدا می میرند بدون اینکه آماری از مرگ آنان منتشر شود.&lt;br /&gt;دریغا ... این زنان می میرند از مرگی که قابل پیشگیری است! سرطان پستان در مراحل اولیه قابل درمان است!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;مهمترین عامل مرگ ومیر در زنان&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;سرطان پستان مهم‌ترين عامل مرگ در زنان است و شايعترين مرگ زنان بين سنين 35 تا 55 سالگي است به نحوي كه 11 درصد زنان مبتلا به سرطان پستان هستند.(1) در واقع، سرطان پستان يك مشكل فراگير در همه‌ي دنياست و شایع‌ترین نوع سرطان درمیان‌ زنان است(2) به طوری که از هر 9 زن يك نفر به سرطان پستان دچار مي‌شوند.(1)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته چنانچه خواهیم دید، رقم واقعی مبتلایان به سرطان پستان در کشورمان به احتمال بسیار قوی بیش از «از هر 9 زن یک نفر» است. در هر صورت آمار ارائه شده در کشور حاکی از جدی بودن میزان مرگ و میر زنان از این بیماری است و متاسفانه نشان از جدی تر شدن مساله و رشد میزان مرگ و میر دارد. به گفته مسئولان و کارشناسان بهداشت و درمان:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;• سن شیوع سرطان پستان در ایران یک دهه جوانتر از سایر کشورهاست.(3)&lt;br /&gt;• در انستيتوكانسر بيمارستان امام خميني (ره) تهران كمترين سن مراجعه بيماران ‌١٥ و بالاترين آنها ‌٨٥ سال بوده است. (4)&lt;br /&gt;• رايج‌ترين بيماري بدخيم در بانوان و يك چهارم كل بدخيمي‌ها در زنان بيماري سرطان سينه است كه در طول سه دهه گذشته اين بيماري روند رو به رشدي داشته است.(2)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;گمانه زنی بجای آمار&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در کشور ما هنوز زنگ خطر این بیماری به صدا در نیامده است و دلیل اصلی آن این است که آمار کافی و دقیق درباره این بیماری به جامعه ارائه نمی شود. در بهمن ماه سال 1383 اعلان شد که بانک اطلاعاتي بيماريهاي پستان ، با هدف نگهداري اطلاعات بيماران و تشخيص به موقع و صحيح بيماري ، ايجاد مي شود.(5) اما متاسفانه هنوز از یافته های این بانک اطلاعاتی خبری نیست. از این رو آماری که در مورد میزان ابتلا به سرطان پستان و نرخ بقای بیماران در ایران وجود دارد، نه تنها ناکافی بلکه نادقیق و نادرست است. به بیان دیگر، آمارها بیشتر از روی گمانه زنی و تخمین براساس داده های جهانی است، تا پژوهش و شمارش مستقیم. از این رو، گاه آمارهای متناقض در زمینه میزان ابتلا به بیماری به چشم می خورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به عنوان نمونه، دکتر شیرین کاویان‌پور، كارشناس ارشد اداره مادران وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، در سال 1380 اعلام می دارد که از هر 9 زن يك نفر به سرطان پستان دچار مي‌شوند.(1) از سوی دیگر، دکتر کاویانی دبير علمي همايش دو روزه تازه‌هاي سرطان پستان ــ كه در اواخر سال 1383 توسط جهاد دانشگاهي واحد علوم پزشكي تهران برگزار شد ــ در این همایش اعلام می دارد که "ايران از لحاظ آمار ابتلا به سرطان پستان در ريسك متوسط قرار دارد و تقريباً از هر 10 زن ايراني يك نفر به اين بيماري مبتلا مي‌شود."(6) این در حالی است که دكتر فاطمه اصفهاني انكولوژيست و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي در همان ماه اعلام می دارد که "سن ابتلا به سرطان پستان در كشور 10 سال كاهش يافته است."(7) و دکتر محمد علي محققي جراح سرطان و عضو هیئت علمی دانشگاه چهار ماه بعد هشدار می دهد که "طي سه دهه گذشته سرطان سينه روند رو به رشدي داشته است."(8)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در نبود آمار کافی و دقیق، متاسفانه جامعه ما هنوز هشدار و زنگ خطر را در مورد بیماری سرطان پستان باور ندارد. حتی گاه برخورد عمومی نسبت به این بیماری خوش بینانه است. در شماره ژانویه 2003 مجله زنان در گزارشی با عنوان «چرا من؟» درباره سرطان پستان می خوانیم که "سرطان پستان شايع‌ترين نوع سرطان در زنان است. در امريكا، سالانه حدود 200 هزار مورد جديد سرطان پستان گزارش مي‌شود. اين رقم احتمالاً در مملكت ما به مراتب پايين‌تر است." البته این رقم در کشور ما پایین تر است زیرا که جمعیت کشور ما کمتر از یک سوم جمعیت کشور امریکاست. اما آیا نرخ ابتلا به این بیماری نیز در کشور ما کمتر است؟ با توجه به اینکه "سن شیوع این بیماری در کشور ما یک دهه جوانتر است، و سن ابتلا به كانسر پستان در بيماران مراجعه كننده به مراكز ما به مراتب كمتر از سن شايع كانسر ( سرطان) پستان ذكر شده در منابع خارجي است" (9) می توان حدس زد که نرخ ابتلا به این بیماری در کشور ما به مراتب بیشتر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آمار تخمینی: زنگ خطر!&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با توجه به واقعیت های موجود که&lt;br /&gt;• سن شیوع این بیماری در ایران یک دهه جوانتر از سایر کشور هاست،&lt;br /&gt;• و خطرابتلا به سرطان پستان با بالا رفتن سن افزایش می یابد،&lt;br /&gt;می توان نتیجه گرفت که در کشور ما نرخ ابتلا به این بیماری بیشتر از دیگر کشورهاست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انجمن سرطان امریکا آمار دقیقی از شیوع این بیماری در این کشور دارد، و بر طبق آماری که ارائه می دهد، از هر هفت زن در امریکا یک نفر به سرطان پستان مبتلا می شود. این احتمال برای زنی تعریف می شود که امروز متولد می شود و 85 سال سن خواهد کرد. بدین ترتیب نرخ ابتلا به این بیماری در کشورهایی که انتظار عمر بیشتر است، رقم بالاتری دارد زیرا که میزان ابتلا به بیماری در سنین بالا افزایش می یابد. انجمن ملی سرطان در امریکا پیش بینی می کند که درمیان زنان زیر 40 سال در این کشور از هر 235 نفر یک نفر، و درمیان زنان زیر 60 سال، از هر 23 نفر یک نفر، و از بین زنان زیر 80 سال، از هر ده نفر یک نفر به این بیماری مبتلا خواهد شد. از آنجاییکه شیوه زندگی و انتظار عمر و بسیاری عوامل دیگر در ایران و امریکا تفاوت دارد، نمی توان رقم ابتلای «از هر هفت زن یک نفر در طول عمر» را در مورد ایران بکار بست، اما با توجه به اینکه سن شیوع این بیماری در امریکا دهه پنجاه زندگی زنان است، و در ایران سن شیوع این بیماری در زنان در دهه چهل آغاز می شود، می توان حدس زد که در ایران در هر گروه سنی درصد بیشتری از زنان به این بیماری مبتلا می شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انجمن سرطان امریکا ، در سال 2001، در میان جمعیت کل 280 میلیون نفری این کشور، 192 هزار مورد بیماری سرطان پستان و بیش از 40 هزار مورد مرگ و میر گزارش داده است. اگر در جمعیت 70 میلیونی ایران، نرخ ابتلا و مرگ و میر حتی نصف این میزان باشد، ما بایستی شاهد حدود 24 هزار مورد ابتلا به بیماری، و 5 هزار مورد مرگ و میر در سال باشیم. اما آماری که توسط کارشناسان کشور ارائه می شود، نه تنها ناقص بوده و به میزان مرگ و میر اشاره ای ندارد، بلکه در مورد میزان ابتلا نیز بسیار خوش بینانه به نظر می رسد. به گفته دكتر ماندانا ابراهيمي، مديرگروه پژوهشي بيماريهاي پستان جهاد دانشگاهي علوم پزشكي تهران، "به علت نبود مركزي در مورد ثبت سرطان در كشور آمار دقيقي از ميزان مبتلايان وجود ندارد ولي گمان مي‌رود حدود 12 هزار زن مبتلا به سرطان پستان در كشور وجود داشته باشند."(10) این در حالی است که بر طبق برآورد معاون دارو و درمان دانشگاه علوم پزشكي تهران "به طور تخمين حداقل ‌٧ هزار و ‌٤٣٦ مورد جديد سرطان پستان در سال ‌٧٧ در كل كشور بروز كرده است."(2)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;تشخیص دیررس: مرگ بیمار!&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته ای که عمیقا نگران کننده است، میزان پیشرفت سرطان در هنگام تشخیص بیماری است. در امریکا بیش از نیمی از زنان که در سن شیوع ابتلا به سرطان سینه قرار دارند، به ماموگرافی دسترسی داشته و به طور مرتب مورد غربالگری قرار می گیرند، و با این وجود میزان مرگ و میر در میان بیماران سرطان پستان بدین حد است. حال اگر کشور خودمان را در نظر بگیریم که غربالگری هنوز به شکل گسترده انجام نمی شود و "اكثر بيماران در مراحل پيشرفته‌ي سرطان پستان به پزشك مراجعه مي‌كنند"(12)، می توان حدس زد که نرخ مرگ و میر ناشی از سرطان پستان تا چه حد بیداد می کند. از همین رو، دكتر ظفرقندي رييس سازمان نظام پزشكي كشور و رييس دانشگاه علوم پزشكي تهران، ضمن بیان اینکه" سرطان پستان در بين زنان بسيار شايع است " اعلام می دارد که "متاسفانه 70 درصد زنان مبتلا به سرطان پستان، در مراحل پيشرفته كه درمان قطعي براي بيمار وجود ندارد، به پزشك مراجعه مي‌كنند."(13)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقعیت بسیار دردناک همین است که هفتاد درصد زنان مبتلا به سرطان پستان در مدت زمان کوتاهی پس از تشخیص بیماری جان می سپارند، در حالیکه این بیماری قابل پیشگیری است، و با تشخیص زودرس قابل درمان است!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته مهم دیگر در مورد آمار مربوط به سرطان پستان، پیگیری میزان تاثیر روش های معالجه در درمان بیماران و میزان افزایش طول عمر بیماران است. در طرح های پژوهشی-درمانی، بیماران حداقل به مدت 5 سال مورد پیگیری قرار می گیرند که متاسفانه "در طرح‌هاي تحقيقاتي ايراني پيگيري بيش از يك تا دو سال، بسيار نادر است و آن هم ناشي از جاي نيفتادن فرهنگ پژوهش در كشور است."(15) برای اولین بار در زمستان سال 1380 اعلام شد که "در يك طرح پژوهشي با 110 بیمارشرکت کننده، تعيين ميزان درجه بدخيمي،‌ بقا و طول عمر مبتلايان به سرطان پستان پس از جراحي در انجمن پرتو درماني سرطان بررسي مي‌شود." (15)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;درمان سرطان پستان&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;سرطان پستان در صورتی که به موقع تشخیص داده شود، کاملا قابل درمان است. احتمال درمان بیمار با سرعت تشخیص پس از بیماری افزایش می یابد و در صورت تشخیص زودرس در مراحل اولیه بیماری، شانس درمان بیمار نزدیک به صددرصد است. از همین رو شناخت بیماری در مراحل اولیه دارای اهمیت حیاتی است و بهترین راه مقابله با سرطان پستان، تشخیص به موقع آن است. سازمان بهداشت جهانی (WHO) در مورد مبارزه با سرطان پستان غربالگری و تشخیص زودرس را توصیه کرده و بر آموزش زنان در مورد این بیماری و شیوه های خودآزمایی پستان تاکید می کند. راههای شناخت بیماری در مراحل اولیه به طور عمده آزمایش سینه، از طریق خودآزمایی یا معاینه بالینی، و ماموگرافی هستند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خودآزمایی پستان بویژه دارای اهمیت فراوان است زیرا که متاسفانه اين سرطان در مراحل اوليه هیچ علامتي حتي درد ندارد. بنابراين معاينات مكرر و ماهيانه توسط خود بيمار توصيه مي‌شود.(14) همچنین، متخصصان سرطان و بهداشت زنان در سراسر جهان در این امر هم عقیده هستند که ماموگرافي عامل مهمي در افزايش تشخيص سرطان پستان مي‌باشد. دکتر کاویانی، از متخصصین و کارشناسان بهداشت زنان و سرطان پستان عقیده دارد که "چنانچه سيستم بهداشتي در ايران ]را[ نسبت به اين مساله حساس كنيم و پزشكان نيز بتوانند خوب تشخيص دهند و سيستم ماموگرافي درهمه جاي كشور در دسترس مردم باشد قطعاًً از ميزان مرگ ومير ناشي از اين بيماري كاسته مي‌شود."(5) پس باید پرسیدمسئولان کشور چه اقدامی برای حساس کردن پزشکان و آموزش روش های خود آزمایی به زنان انجام داده یا می دهند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا سمینارهایی که درباره تازه های سرطان پستان انجام می شود، حساسیت جامعه پزشکی ایران را نسبت به سرطان پستان افزایش می دهد؟ چه تعداد از پزشکان ایرانی و بویژه پزشکان متخصص زنان و زایمان زنگ خطر جدی سرطان پستان را در می یابند؟ روش های معاینه بالینی برای تشخیص سرطان پستان تا چه میزان در کشور انجام می گیرد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گذشته از حساس سازی جامعه پزشکی، آموزش همگانی در باره تشخیص بموقع سرطان دارای اهمیت است. آموزش عمومی درباره شیوه های خودآزمایی پستان به زنان، گذشته از طریق عملی و معاینه بالینی توسط پزشک، از راه نمایش فیلم و یا به شیوه تصویری از طریق بروشور امکان پذیر است. در ايران، اولين بار در شهریور ماه سال 1382، فيلم «معاينه پستان براي پيشگيري از بيماري سرطان» با همكاري انجمن حمايت از بيماران سرطاني و بيمارستان ايرانشهر براي زنان بطور رایگان به نمايش گذاشته شد. (16) طبیعی است که نمایش یک فیلم در شهر تهران پاسخگوی نیازهای آموزشی زنان ما نیست! این امر نشاندهنده این است که اقدامی آغاز شده است، اما هنوز تلاشی جدی برای رساندن آموزش به زنان صورت نگرفته بلکه برای معدود زنانی که در شهر تهران آگاهانه و فعالانه بدنبال کسب اطلاعات در این زمینه می باشند، امکان نمایش فیلم می تواند موجود باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خوشبختانه به همت جهاد دانشگاهی، از سال 1374 بروشور های آموزشی درباره روش های خودآزمایی برای زنان در ایران تهیه شده و مورد استفاده قرار می گیرد، اما همه این اقدامات نسبتا جدید بوده و گستره پوشش آنها هنوز به میزان کافی نرسیده است. حتی آماری نیز درباره تعداد زنانی که دراینباره آموزش می بینند، منتشر نشده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برخی اقدامات محلی در مورد غربالگری نیز آغاز شده است، اما از اقدامات گسترده و سیستماتیک که همه زنان کشور را پوشش دهد هنوز خبری نیست. سال گذشته ماموگرافی برای سی هزار زن فرهنگی در شهر تهران انجام پذیرفت. (18) در سال 1382، دكتر زرين‌تاج كيهاني مشاور وزير بهداشت در امور زنان اعلام کرد که "در سال گذشته 25 درصد بودجه كليه سازمانهاي مختلف كشور به امور فرهنگي و اجتماعي زنان اختصاص يافته است، و با استفاده از اين بودجه پروژه‌اي در ارتباط با مساله سرطانهاي پستان و مقايسه روشهاي بررسي آن در سطح كشور در حال انجام است و كساني كه در اجراي اين پروژه مشاركت دارند به صورت رايگان ماموگرافي مي‌شوند." (17) اما این پرسش باقی می ماند که اینگونه غربالگری های موضعی چند درصد از زنان کشور را می تواند پوشش دهد؟ چه زمانی مسئولان کشور می خواهند برای سلامت زنان سرمایه گذاری کنند و ماموگرافی را برای همه زنانی که در سن شیوع سرطان پستان قرار دارند، قابل دسترس سازند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقعیت این است که کلیه اقدامات انجام شده بشدت ناکافی است و وضعیت موجود بسیار نگران کننده به نظر می رسد. به گفته دکتر کاویانی، دبير علمي همايش دو روزه تازه‌هاي سرطان پستان، " تا زمانيكه كه يك پروتكل علمي براي كنترل اين بيماري در ايران معرفي نشود شاهد افزايش مرگ و ميز زنان ناشي از سرطان سينه خواهيم بود."(5)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;--------------------------------------------------------------------------------&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(1)دكتر شيرين كاويان پور كارشناس ارشد اداره مادران وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و جراح و متخصص زنان و زايمان، گفتگو با ایسنا، کد خبر: 00709 - 8012&lt;br /&gt;(2) دكتر محمدعلي محققي معاون دارو و درمان دانشگاه علوم پزشكي تهران در چهاردهمين سمينار سالانه‌ي تومورهاي پستان، ایسنا، کد خبر: 00127 - 8108&lt;br /&gt;(3) دكتر احمد كاوياني ، معاون پژوهشي جهاد دانشگاهي دانشگاه علوم پزشكي تهران در گفتگو با ایسنا، کد خبر: 00709 - 8012&lt;br /&gt;(4)تحقیق زير نظر دكتر محققي معاون دارو و درمان دانشگاه علوم پزشكي تهران و رئيس انستيتو كانسر مجتمع بيمارستاني امام خميني، ایسنا، کد خبر: 02586 - 7908&lt;br /&gt;(5) ایسنا، واحد علوم پزشکی ایران، كد خبر : 138311-48&lt;br /&gt;(6) ایسنا، کد خبر: 02641 - 8312&lt;br /&gt;(7)ایسنا، کد خبر: -05842 – 8312&lt;br /&gt;(8) دكتر محمد علي محققي جراح سرطان در گفت‌وگو با ایسنا، کد خبر: 03065 - 8403&lt;br /&gt;(9) نتايج يك تحقيق پزشكي باعنوان ” بررسي پنج ساله كانسر پستان در بيمارستان شهيد رجائي بابلسر”، ایسنا، کد خبر کد خبر: 01648 - 8206&lt;br /&gt;(10)ایسنا، کد خبر: 03354 - 8210&lt;br /&gt;(11)ایسنا، کد خبر 8304-00430:&lt;br /&gt;(12) یافته های تحقیق در شهر تهران در انستيتو كانسر، ایسنا، کد خبر: 00127 - 8108&lt;br /&gt;(13) ایسنا، کد خبر: 05247 - 8101&lt;br /&gt;(14) دكتر شهلا چايچيان متخصص بيماريهاي زنان و زايمان و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي آزاد اسلامي در گفت‌وگو با ایسنا، کد خبر: 04605 - 8201&lt;br /&gt;(15) ایسنا، کد خبر: 03514 - 8010&lt;br /&gt;(16) ایسنا، کد خبر: 02728 - 8206&lt;br /&gt;(17) ایسنا، کد خبر: 10469- 8205&lt;br /&gt;(18) ایسنا، کد خبر: 00430 - 8304&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;متن فوق در آدرس ذيل موجود است و صرفاً براي تسهيل دسترسي کاربران داخل ايران در اين وبلاگ کپي شده&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.iran-emrooz.net/index.php?/zanan/more/6884/"&gt;http://www.iran-emrooz.net/index.php?/zanan/more/6884/&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-114039228253236282?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/114039228253236282'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/114039228253236282'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2006/02/blog-post_20.html' title='ضرورت مبارزه جدی با سرطان پستان در ایران'/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-113907278069525151</id><published>2006-02-04T18:00:00.000+01:00</published><updated>2006-02-04T23:17:20.636+01:00</updated><title type='text'>تهديد ايران به از سرگيری غنی سازی اورانيوم</title><content type='html'>&lt;strong&gt;تهديد ايران به از سرگيری غنی سازی اورانيوم&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/02/20060204120430vaidi-203.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left" alt="جواد وعيدي" src="http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2006/02/20060204120430vaidi-203.jpg" width="203" border="0" hight="152" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اعضای شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی، به موضوع گزارش دادن پرونده هسته ای ايران به شورای امنيت سازمان ملل متحد رای مثبت داده اند.&lt;br /&gt;بر اساس گزارش ها از وين، 27 کشور از مجموع 35 کشور عضو اين شورا، به قطعنامه گزارش کردن پرونده ايران به شورای امنيت رای مثبت دادند. 5 کشور به اين قطعنامه رای ممتنع و 3 کشور نيز رای منفی داده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، گزارش داده که كشورهايی كه به اين پيش نويس رای مخالف داده‌ اند كوبا، سوريه و ونزوئلا هستند و الجزاير، بلاروس، اندونزی ، ليبی و آفريقای جنوبی نيز به آن رای ممتنع داده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در پی اين رای گيری، نماينده ارشد ايران در مقر آژانس گفت اولين پيامد اين قطعنامه آن خواهد بود که ايران غنی سازی کامل اورانيوم را از سربگيرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/media/audio/2003/060204_vaidi.ram"&gt;&lt;img src="http://www.bbc.co.uk/persian/images/furniture/button_audio.gif" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#009900;"&gt;اظهارات جواد وعيدي، رئيس هيئت مذاکره کننده ايراني&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وی گفت اين قطعنامه، يک اقدام سياسی از جانب کشورهای مشخص است. نماينده ايران نام اين کشورها را ذکر نکرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پيشتر علی لاريجانی، دبير شورای عالی امنيت ملی ايران نيز در اولين روز از نشست اضطراری شورای حکام در نامه ای به محمد البرادعی، مدير کل آژانس بين المللی انرژی اتمی هشدار داده بود که "در صورت ارجاع مساله به شورای امنيت، نظارت آژانس در ايران به طور گسترده ای محدود خواهد شد و تمام فعاليت‌های صلح آميز هسته ای که به صورت داوطلبانه به حال تعليق درآمده اند، بدون محدوديت از سرگرفته خواهد شد."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اظهارات مقامات ارشد ايرانی بر اساس مصوبه مجلس ايران است که به موجب آن دولت ايران موظف شده تا در صورت هرگونه ارجاع پرونده هسته‌ ای ايران به ‌شورای ‌امنيت سازمان ملل متحد، تمام ‌اقدامات داوطلبانه خود را به تعليق درآورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در عين حال نماينده آمريکا در وين گفته است در اين مرحله، هيچ صحبتی از تحريم نيست و هنوز هم هدف، دستيابی به يک راه حل سياسی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از سوی ديگر در آلمان آنگلا مرکل، صدراعظم اين کشور گفته است نمی توان به ايران اجازه داد که سلاح هسته ای توليد کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پل رينولدز، خبرنگار بی بی سی در امور جهانی می گويد به اين ترتيب، بحران مربوط به برنامه هسته ای ايران به سطح تازه ای رسيده و اهميتی دوگانه پيدا کرده است: ابتدا اينکه شورای امنيت دارای اختيار وضع تحريم عليه ايران است و دوم اينکه قدرت های غربی موفق شده اند روسيه و چين را با خود همراه کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گفته خبرنگار بی بی سی، اين موضوع غرب را قادر می کند که بگويد موضوع، جهانی است نه رويارويی غرب با يک کشور اسلامی. اما غرب هنوز نمی تواند بر حمايت هيچيک از اين دو کشور، يعنی روسيه و چين، برای موافقت با اتخاذ تدابيری عليه ايران حساب کند و هنوز حتی مشخص نيست که خود شورای امنيت با موضوع چگونه برخورد کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قبل از تصويب اين قطعنامه، روسيه گفته بود که اقدام آژانس بين المللی انرژی اتمی نبايد شامل هيچگونه تهديد فوری عليه ايران باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما جواد وعيدی، رييس هيات مذاکره کننده ايرانی روز جمعه هشدار داد که گزارش کردن پرونده ايران به سازمان ملل هر گونه شانسی را برای عملی کردن طرح روسيه "از بين می برد".&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در طرح پيشنهادی روسيه، بخش مقدماتی غنی سازی اورانيوم، حاوی فرآوری ماده معدنی حاوی اين عنصر، در ايران صورت می گيرد ولی اين فرآيند در روسيه تکميل می شود و محصول نهايی به ميزان مورد نياز نيروگاه های هسته ای ايران به اين کشور باز می گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقامات دو کشور ايران و روسيه قرار است روز 16 فوريه، 27 بهمن، برای بررسی اين طرح با هم ديدار کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پيش از تصويب قطعنامه شورای حکام، هيات های اصلی در مقر آژانس بين المللی انرژی اتمی در وين در مورد عبارات پيش نويس قطعنامه ای که باعث گزارش پرونده فعاليت های هسته ای ايران به شورای امنيت سازمان ملل شد، به توافق رسيده بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يکی از سخنگويان آژانس بين المللی انرژی اتمی گفت: "کشورهای اروپايی که حاميان اصلی اين پيش نويس هستند، سعی کرده اند تا حد ممکن حمايت تعداد بيشتری از اعضای شورای حکام آژانس را جلب کنند زيرا به اين ترتيب می توانند پيغام محکم تری به ايران بدهند که اين کشور به تعهداتش پايبند باشد."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اولين جلسه از نشست فوق العاده شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی روز پنجشنبه بدون نتيجه گيری پايان يافت و قرار بود روز جمعه (ديروز) ادامه يابد اما جلسه روز جمعه برگزار نشد و يک روز به تعويق افتاد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دستور کار نشست، تصميم گيری در مورد پيش نويس قطعنامه ای بود که طی آن از شورای حکام خواسته شده به رئيس آژانس مأموريت دهد گزارشی درباره آن بخش از فعاليت اتمی ايران که ممکن است جنبه تسليحاتی داشته باشد به شورای امنيت عرضه کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين درخواست را پنج عضو دائم شورای امنيت سازمان ملل همراه با آلمان که از دولتهای درگير در مناقشه اتمی با ايران است مطرح کردند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چنين خواسته ای بشدت با مخالفت ايران مواجه شد و مقامهای اين کشور تهديد کردند که در صورتی که در نشست شورا تصميم به ارجاع کشورشان به شورای امنيت گرفته شود همکاری داوطلبانه خود با آژانس بين المللی انرژی اتمی را متوقف خواهند کرد و کليه فعاليتهای مرتبط با غنی سازی اورانيوم را از سرخواهند گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايران همواره تاکيد کرده است که برنامه هسته ای اين کشور کاملا صلح آميز است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;«اين صفحه شامل مندرجات آدرس ذيل است که به دليل في ل تر بودن سايت بي بي سي فارسي عيناً کپي شده تا مورد استفاده کاربران ساکن ايران واقع شود. کپي رايتش را هم بفرماييد چقدر مي‌شود بگويم بچه ها چک اش را بنويسند!»&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2006/02/060204_la-iaea.shtml"&gt;http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2006/02/060204_la-iaea.shtml&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-113907278069525151?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/113907278069525151'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/113907278069525151'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2006/02/blog-post.html' title='تهديد ايران به از سرگيری غنی سازی اورانيوم'/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-113231527434889030</id><published>2005-11-18T12:50:00.000+01:00</published><updated>2006-01-19T09:41:12.303+01:00</updated><title type='text'>مفسر انگليسي و "يا ابوالفضل" رضازاده!</title><content type='html'>&lt;strong&gt; مفسر انگليسي و "يا ابوالفضل" رضازاده!&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; CURSOR: pointer" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/400/rezazadeh.jpg" border="0" /&gt;داشتم با يکي از آشنايان که از رعاياي عمه جان اليزابت محسوب مي‌شود تلفني گپ مي‌زدم. از قهرماني رضا زاده مي‌گفت و پخش تلويزيوني آن. داخل پرانتز عرض کنم که ما در اينجا از "نعمت" ماهواره و کابل و غيره محروم هستيم و تلويزيون‌مان منحصر است به همين شش کانال معمول فرانسه که با آنتن عادي قابل دريافت است. چرايش بماند.&lt;br /&gt;بهر صورت، ايشان ضمن صحبت فرمود وقتي رضازاده وزنه را بالاي سر برد طبق معمول با صداي بلند فرياد زد: "يا ابوالفضل"!&lt;br /&gt;و مفسر انگليسي کانال مربوطه (بنظرم euro sport) که به خاطر ندانستن فارسي و اکوي صدا و شلوغي‌هاي معمول در سالن چيزي سر درنياورده بود بعد از کمي تامل گفت: چي ميگه اين قهرمان؟ آهان!...بنظرم ميگه I’m in fire و بعد هيجان زده از اين کشف خودش چندين بار با صداي بلند به همراه همکارش اين جمله رو با خنده تکرار کرد که I’m in fire، I’m in fire (!!)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما که نديديم تا حال البته، اما ظاهراً وقتي رضازاده براي بلند کردن وزنه روي صحنه مي‌رود بطور معمول يکي از مربيان يا عمله اکره تيم، يک قرآن بسيار کوچک را به لب‌هاي او نزديک مي‌کند و ايشان مي‌بوسد و بعد هم از روي سرش رد مي‌کند و بعد مي‌رود سراغ وزنه. در اين مورد هم مفسر مربوطه روي گزارش مي‌گفت: خيلي جالب است که اين قهرمان هميشه قبل از بلند کردن وزنه يک چيزي برايش مي‌آورند به اندازه‌ي يک "کرديت کارت" که آن را به دماغش مي‌مالد و بعد هم به پشت سرش مي‌کشد! اين چي مي‌تونه باشه؟! از اين‌ موادي که وزنه بردارها براي تنفس راحت‌تر استشمام مي‌کنند که نبايد باشه....اما من موندم که اين "کرديت کارت" چه نقشي بازي مي‌کنه اين وسط!....شايد هم يه چيزيه مربوط به مذهب و دين و ايمانش!!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-113231527434889030?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/113231527434889030'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/113231527434889030'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2005/11/blog-post_113231527434889030.html' title='مفسر انگليسي و &quot;يا ابوالفضل&quot; رضازاده!'/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-113120295550559083</id><published>2005-11-05T15:59:00.000+01:00</published><updated>2005-11-05T16:39:24.086+01:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/2005_11_04t105903_234x450_us_france_riots.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/400/2005_11_04t105903_234x450_us_france_riots.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;با گسترش و سرايت اغتشاشات شهري از پاريس به شهرستانها، نا آرامي‌هاي اخير در فرانسه ابعاد تازه‌اي پيدا مي‌کند. مناطق آشوب‌زده روي نقشه مشخص شده است&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/3.0.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/400/3.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;يکي از هفتصد پنجاه اتومبيل آتش زده شده در نه شب گذشته&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/6.0.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/400/6.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;پارکينگ شرکت اتوبوس راني شهري مربوط به منطقه که شبانه به آتش کشيده شد و يک سوم ظرفيت حمل و نقل مسافر خود را از دست داد&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/20.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/400/20.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;در بسياري موارد ماموران آتش نشاني بدون حضور پليس امکان دسترسي به محل حادثه را نداشته‌اند و اين خود دليل وسعت خسارات است&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/5.0.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/400/5.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/29.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/400/29.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;تا کنون بيش از دويست نفر از شرکت کنندگان در اغتشاشات دستگير شده‌اند&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/19.0.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/400/19.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/26.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/400/26.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;حدود دو هزار نيروي پليس و پليس ضد شورش با حضور مستمر در مناطق حساس سعي در فرو نشاندن نا‌آرامي‌ها دارند&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/25.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/400/25.jpg" border="0" alt="" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;صبح روز بعد. بازار هفتگي بر بقاياي آتش سوزي‌هاي شب گذشته برقرار مي‌شود&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-113120295550559083?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/113120295550559083'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/113120295550559083'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2005/11/blog-post.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-112973796359501332</id><published>2005-10-19T18:05:00.000+02:00</published><updated>2005-10-19T18:51:26.406+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;center&gt;&lt;table&gt;&lt;tr&gt;&lt;td dir="ltr"&gt;&lt;div style="BORDER-RIGHT: #cccccc 1px solid; PADDING-RIGHT: 0px; BORDER-TOP: #cccccc 1px solid; PADDING-LEFT: 0px; PADDING-BOTTOM: 10px; BORDER-LEFT: #cccccc 1px solid; WIDTH: 115px; PADDING-TOP: 0px; BORDER-BOTTOM: #cccccc 1px solid; BACKGROUND-COLOR: white; TEXT-ALIGN: center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;p style="MARGIN: 0px"&gt;&lt;img style="BORDER-RIGHT: 0px; BORDER-TOP: 0px; BORDER-LEFT: 0px; BORDER-BOTTOM: 0px" src="http://static.flickr.com/23/25822676_789bf55448_t.jpg" /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:11;"&gt;My &lt;a href="http://ashpazbaashi.blogspot.com/"&gt;blog&lt;/a&gt; is worth &lt;b&gt;$81,293.76&lt;/b&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:10;"&gt;&lt;a href="http://www.business-opportunities.biz/projects/how-much-is-your-blog-worth/"&gt;How much is your blog worth?&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;&lt;/center&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-112973796359501332?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/112973796359501332'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/112973796359501332'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2005/10/my-blog-is-worth-81293.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-112456245004967570</id><published>2005-08-28T17:20:00.000+02:00</published><updated>2005-08-31T17:27:11.180+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;«فاجعه‌ي بسلان»&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/3.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/3.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/2.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/2.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/5.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/5.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/6.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/6.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/10.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/10.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/15.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/15.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/16.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/16.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/19.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/19.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/62.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/62.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/45.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/45.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/64.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/64.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/70.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/70.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/30.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/30.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/54.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/54.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/48.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/48.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/65.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/65.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/61.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/61.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/66.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/66.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/72.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/72.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/59.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/59.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/69.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/69.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/57.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/57.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/53.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/53.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/551.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/551.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/671.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/671.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/471.gif"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/471.gif" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/42.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/42.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/23.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/23.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/50.jpg"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/320/50.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-112456245004967570?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/112456245004967570'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/112456245004967570'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2005/08/blog-post_28.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-15010435.post-112333570430518977</id><published>2005-08-06T15:41:00.000+02:00</published><updated>2005-08-06T15:41:44.306+02:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>تست&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/15010435-112333570430518977?l=lecuisinier.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/112333570430518977'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/15010435/posts/default/112333570430518977'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://lecuisinier.blogspot.com/2005/08/blog-post_06.html' title=''/><author><name>آشپزباشی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://photos1.blogger.com/blogger/2967/125/1600/AshpazbAshi.jpg'/></author></entry></feed>
