آشپزباشي

dimanche, juin 28, 2009

(نوشته ای از یک روحانی طرفدار ولایت فقیه که نشان می دهد در آن جبهه همه مثل هم فکر نمی کنند:)

این صدا را باید شنید...



رویدادهای جاری کشور بسیار مهم هستند و هر موضعی که داشته باشیم نمی‌توانیم اهمیت آنها را نادیده بگیریم و نتایج و پیامدهای متنوع و گسترده‌ای هم خواهند داشت. ضربه بزرگی به جمهوری‌اسلامی و به‌طور خاص ولایت‌فقیه وارد شده است و حمله و تخریب هیأت‌های مذهبی و مجالس اهل‌بیت و تقدس‌زدائی از علایق مذهبی مردم نیز پس از این شدت خواهد گرفت (این دو محور سال‌هاست در دستور کار دشمن قرار داشته و دارد.)



در این شرایط مهم‌ترین مساله حفظ اساس نظام و تایید ولایت‌فقیه است. گرچه در کیفیت این موضوع اختلاف‌نظر وجود دارد. برخی معتقدند باید نظام را حفظ کرد ولو با گلوله و برخی دیگر می‌گویند باید طوری عمل کرد که نیازی به گلوله نباشد. اگر چنین بود امیرمؤمنان دست به شمشیر می‌برد و مسیر تاریخ را عوض می‌کرد و مسلم‌ابن‌عقیل دشمن را غافلگیر نموده و جلوی حادثه کربلا را می‌گرفت!



پس از این اتفاقات مختلف و متنوعی در فضای فرهنگی و اجتماعی ما خودنمایی خواهد کرد که نیاز به توجه جدی دارد.



دو خط قوی در کشور در اثر این حوادث قدرت گرفته و رونق می‌یابند، یکی دینداری غیرسیاسی و سنتی و دیگری بی‌دینی و سکولاریسم.



جریان بی‌اعتمادی به مسئولان نظام تقویت شده و موج مهاجرت جوانان به خارج از ایران تشدید می‌شود و بی‌تردید باید به‌جای شعارهای حماسی و برخورد جاهلانه به مطالعه عمیق و بررسی و تحلیل شرایط آینده کشور پرداخت.



بعضی از دوستان در این موقعیت با خونسردی می‌گویند: «اسلام از این مشکلات و دشمنی‌ها زیاد دیده، خدا خودش حفظ می‌کند.» و من پاسخ می‌دهم: «بله، شک نداریم، اما به هزینه قتل امیرمؤمنان و شهادت امام‌ حسین علیه‌السلام!... خدا حفظ می‌کند اما ضربه دشمن و خطر هم به اجازه همان خدا رخ می‌دهد.»



آنچه رخ داد مسلماً نمی‌تواند فقط ‌و فقط حاصل نارضایتی از نتیجه انتخابات باشد، واضح است آزردگی‌ها و زخم‌دیدگی‌ها و مشکلات متراکم مردم در طی سال‌های گذشته فرصت برای سوءاستفاده تخریب‌گران ایجاد کرده است. نمی‌توان انکار کرد که اعتراض موجود متعلق به بخشی از مردم همین جامعه است و گرچه اخلال‌گران و اغتشاش‌گرانی هم در صفوف مردم وارد شدند اما اساس اعتراض از دل بخشی از همین جامعه شکل گرفته. طبیعی است مسائل مختلف از برخوردهای نیروی‌انتظامی به‌عنوان مبارزه با بدحجابی گرفته تا ادبیات توهین‌آمیز بعضی مسئولان قوه‌مجریه و عملکرد صداوسیما تا وضعیت قوه‌قضائیه و... همه به مرور بر حرارت این آتش زیر خاکستر بیافزاید.



مشکل این است که با سرعت تحولات اجتماعی و فرهنگی در سال‌های اخیر نسل جدید بسیار تغییر کرده و مخاطبان خیلی عوض شده‌اند اما مدیران جامعه همچنان با تفکر و روش و روحیه سی سال پیش تصمیم می‌گیرند و حرف می‌زنند و حکومت می‌کنند. مخاطب با اینترنت و موبایل و ماهواره و... زندگی می‌کند و مدیر در فضای جوانی خود به‌ سر می‌برد.



سال‌ها از جیب و کیسه دین و عقاید و قرآن و کربلا و... خرج کرده‌ایم و دیگر حالا تقریباً چیزی در این کیسه و جیب نمانده و حالا وقتش است که خودمان یک کاری بکنیم و تکانی بخوریم.



بخشی از اعتراضات موجود سوءاستفاده دشمن و اغتشاش و آشوب بود... قبول، اما بخشی دیگر اعتراضات و پرسش‌ها و مطالبات مردمی است. این وضعیت را هوشمندان و صاحب‌نظران از سال‌ها پیش تشخیص می‌دادند و می‌گفتند اما... حال این مریض را پزشکان حاذق با اولین نگاه می‌فهمیدند اما مدیران بیمارستان جامعه که تجربه و دانش کمتری داشتند باید خونریزی و حمله قلبی را می‌دیدند تا باورشان شود. این مریض حالا وضع خود را به خوبی نشان داده. اگر تا پیش از این هرگونه اعلام خطر به حساب سیاه‌نمایی و توطئه گذاشته می‌شد حالا دیگر باید این صدا را شنید و برای حل مشکلات فکری کرد. گرچه ضربات سنگین و خطرات گسترده‌ای وجود دارد اما همچنان هم برای نجات این مریض وقت هست.



البته طبیعی است رهبرمعظم‌انقلاب موضع قدرتمند و قاطع بگیرند و جز این هم انتظار نمی‌رود اما آنچه تأسف‌بار است برخورد و رفتار سایر مسئولان است.



اگر رهبر انقلاب در برابر چشم جهان و پیش دوربین‌های خبری بین‌المللی اقتدار نظام را به نمایش می‌گذارند، باید دیگران پس از آن به دلجویی از مردم بپردازند و به مشکلات رسیدگی کنند. در یک خانواده هم وقتی مشکلی پیش می‌آید پدر و مادر هماهنگ با هم چشمکی می‌زنند و اشاره‌ای می‌کنند و اگر پدر فریاد کشیده مادر ناز می‌کند و می‌بوسد و اگر مادر عصبانیت نشان داده پدر مهربانی می‌کند... اگر قرار باشد پدر و مادر و خواهر و برادر بزرگتر همه با هم فریاد بکشند که خانواده از هم می‌پاشد و فرزند کوچک سر از کوچه و خیابان درمی‌آورد...



متاسفانه برخی از مسئولان ما تبعیت از رهبری را در شکل و ظاهر می‌بینند نه در مقصد و مفهوم... (یادم هست در تشییع جنازه شهید صیاد، رهبر انقلاب خم شدند و تابوت را بوسیدند، این حرکت نمادین از ولی‌فقیه نسبت به تابوت یک سردار بسیار بااهمیت بود، معنی داشت و باید به‌عنوان یک سمبل حفظ می‌شد... اما در همان‌حال آقای [...] هم خم شد و تابوت را بوسید، لابد در تبعیت از رهبری اما نمی‌فهمید که اتفاقا تبعیت از رهبری در آن لحظه اصلاً این نیست...



این روزها منتظر بودیم تا مسئولان مختلف با هماهنگی و تدبیر از مواضع مختلف رفتارهای متناسب و هوشمندانه داشته باشند اما برعکس می‌بینیم رفتارها و واکنش‌ها و ادبیات مسئولان همچنان همان است که بوده... انگار خبرهای صداوسیما را باور کرده‌اند و گویی راستی‌راستی هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد. سبحان‌الله... اسم این روش و رفتار تبعیت از رهبری نیست بلکه نامی دیگر دارد و این‌گونه کشورداری به سرانجامی خطرناک می‌رسد. اگر هشدار هجده تیر را جدی نگرفتیم و به شرایط امروز رسیدیم اقلاً باید انفجار فعلی را ببینیم و منکر نشویم.



برای واردشدن به این بحث خاطره و نقلی از امام‌خمینی رضوان‌الله‌علیه را نقل می‌کنم (هر دو فقط با یک واسطه و نقل به‌مضمون) برای تاکید بر اعتدال و رفتار میانه در برخورد با شرایط فعلی، نه تندروی و تصور اینکه دوران روحانیت و دین به‌سرآمده و نه کندروی و خوش‌خیالی و گمان اینکه ما هر چه خطا کنیم خدا تعهد دارد باز هم ناشی‌گری و جرم ما را بپوشاند:



نخست از استاد عزیز و نازنینم حضرت آقای عبدالحسین حائری حفظه‌الله (نوه شیخ مؤسس حائری یزدی بزرگ) شنیدم که فرمود: «زمانی‌که خواستم به تهران بروم و حوزه قم را ترک کنم برای خداحافظی به نزد آقای خمینی رفتم، ایشان پرسید: چرا؟ گفتم: دیگر شرایط عوض شده، مردم دیگر آن اقبال سابق را به روحانیت ندارند و اگر بخواهیم کاری بکنیم دیگر در لباس روحانیت موقعیت چندانی وجود ندارد. ایشان گفت: نه، این‌طور نیست، این ظاهر قضیه است... مردم در عمق وجودشان به روحانیت عقیده دارند و نباید این ظواهر باعث شود که فکر کنید اساس مذهبی و دینی مردم از دست رفته است»، ایشان می‌گفت سال‌ها بعد معلوم شد این تیزبینی و آینده‌نگری ایشان چه‌قدر دقیق بوده است.



و دیگر نکته‌ای که از استاد بزرگوارم حضرت آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی زیدعزه (از مهم‌ترین و نزدیک‌ترین شاگردان حضرت امام و مرجع تقلید ساکن تهران) شنیدم که فرمود: زمانی‌که می‌خواستم از نجف برگردم خدمت امام رسیدم و در ضمن صحبت ایشان به وضع بحرانی ایران در آستانه انقلاب اشاره کرده و فرمودند: «فلانی، رضاخان هر چه کرد نتوانست روحانیت و دین را نابود کند، پسرش و غیر او هم نمی‌توانند، اما اگر قرار باشد کسی بتواند این خود روحانیت است! اگر قرار باشد کسی دین و روحانیت را نابود کند خود ما هستیم نه کسی دیگر، خطر از خودمان است» و اشاره داشتند به اینکه خود عمامه‌به‌سرها نگران‌کننده‌تر هستند.



اینک در این شرایط نه باید بیهوده امیدوار بود و بی‌خیال شد و به خبرهای صداوسیما دل خوش کرد مثل همیشه، و نه باید ترسید و دستپاچه شد. باید نگران بود آن‌قدر که تکان بخوریم و نباید آن‌قدر بترسیم که از آینده ناامید شویم.



حالا چه باید کرد؟



اما چه باید کرد؟ جواب کوتاهش این است که: نخست باید برای ایجاد فضای آرام و طبیعی در کشور کوشید و برای حاکمیت قانون و تقویت جایگاه رهبری تلاش کرد . من نیز بسیار حرف و شکایت دارم اما در تمام این روزها فکر می کردم گفتنش به سود کیست ؟ مطالبی که در تظاهرات اخیر مطرح می شد بسیارش چیزهایی بود که سالهای گذشته نوشته و فریاد کرده بودم و اگر این شرایط نبود خود در صف اول تظاهرات فریاد می زدم اما می دیدم در این شرایط " کلمة حق یراد بها الباطل " می شود و نتیجه ای جز خوشنودی دشمن ندارد .به طور خلاصه ...

باید کار را به کاردان سپرد و زمام مدیریت امور گوناگون را به دست حضرت عاقلان داد (نقل کلام مبارک امیرمؤمنان است علیه‌السلام در غُرر که؛ یستدل علی ادبار الدول باربع...)و مگر مبنای اساسی ولایت فقیه و تقلید از مراجع غیر از علم و آگاهی است و کاش بر این اساس درخشان و بی نظیر و این تمرکز ارزشمند اسلام بر علم و فهم تامل می شد و شرح می گردید و فهمیده می شد ... و جواب مفصلش از دید من این‌که:

در کوتاه مدت :

برکناری بعضی مسئولان میانی مانند آقای [...] و مهندس [...]

تغییر اعضای [...]و حضور چهره های جوان و فقهای نواندیش

تغییر بعضی از ائمه جمعه

بازگرداندن بعضی مدیران صالح و خوشنام دهه های گذشته

تغییر روش جدی صدا و سیما

تغییر ادبیات و مشی دکتر احمدی نژاد

ارائه خدمات عینی و ملموس و سریع در حوزه های اجتماعی و اقتصادی

در میان مدت :

بستر سازی برای آزادی های گسترده اجتماعی

اجرای بعضی مطالبات که در برنامه های کاندیداها ذکر شده بود مثل توجه بیشتر به اقوام و اقلیت ها

برنامه ریزی وسیع برای تفاهم و محبت ملی و تصحیح تصوری که از رهبری و روحانیت و بسیج برای برخی ایجاد شده از یک طرف و تصوری که به عنوان آشوبگران و اوباش و اخلالگران از کلیت معترضین به وجود آمده و در نتیجه نوعی فضای دوقطبی خطرناک و مسموم را شکل داده است



در دراز مدت :

برنامه ریزی برای تربیت نیروی انسانی

سرمایه گذاری در حوزه های تربیت رسانه ای و تربیت آموزشی و توجه جدی به آموزش و پرورش



طبیعی است که بخشی از فکر ها و راه حل ها را هم به دلایل [...] ذکر نکرده ام و البته معلوم است که گفتن و نگفتنش فایده ای ندارد .متاسفانه معمولا کسانی که کاری به دست دارند اساسا معتقدند مشکلی وجود ندارد که حل بخواهد و کسانی هم که مشکل را درک می کنند دستشان به جای نمی رسد ، پس قصه همان است که گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست ...آنچه البته به جایی نرسد فریاد است ...


...................................................................................

mercredi, juin 24, 2009

نامه سرگشاده کروبی


جناب آقاي مهندس ضرغامي
رئيس محترم سازمان صداوسيما

با سلام
عملكرد صداوسيما در چگونگي انعكاس موج عظيم اعتراضات آرام مردم در سطح كشور به‌خصوص مردم شريف و قهرمان تهران پس از انتخابات بي‌نظير 22 خردادماه هر بيننده و شنونده منصف و علاقه‌مند به امام و نظام جمهوري اسلامي را به تحير واداشت آيا آنچه كه مردم شريف ايران در اين چند روز خواستار آن بوده و هستند جزو احقاق حق و صيانت از آراي خود بوده است.
عدم اطلاع‌رساني مناسب از خواست واقعي ملت و انتشار اخبار تجمعات آرام ميليوني به‌خصوص در روز دوشنبه 25 خردادماه كه همگان آن را با راهپيمايي ايام انقلاب مقايسه نموده و حتي قابل قياس با راهپيمايي‌هاي مرسوم 22 بهمن نبوده با رسالت رسانه ملي سازگار است؟
آيا ضرب و شتم و كشتار مردم بي‌گناه كه غالبا توسط نيروهاي لباس شخصي انجام مي‌شود و انعكاس وارونه آن در صداوسيما جزو رسالت رسانه ملي است؟
آيا حمله به كوي دانشگاه توسط لباس شخصي‌ها كه نمايندگان مجلس و مراجع رسمي و حتي مقام معظم رهبري نيز بر آن تعريض داشته‌اند و نسبت دادن اين خشونت‌ها به انبوه جمعيت معترض به نتيجه انتخابات و تشبيه آنها به منافقين سال‌هاي 60 جزو رسالت رسانه ملي است؟ ‌آيا نسبت دادن آتش‌سوزي‌ها و آتش‌زدن مساجد و تخريب اموال ملت كه حسب اطلاعات واصله غالبا از سوي لباس شخصي‌هاست و البته ممكن است بعضا تعدادي عناصر نفوذي هم سوءاستفاده كنند جزو رسالت رسانه ملي است؟ آيا مردمي كه الله‌اكبرهاي شبانه سر مي‌دهند مسجد آتش مي‌زنند؟
آيا اين صداوسيما همان صداوسيمايي است كه حسب فرمايش امام بايد كارخانه آدم‌سازي باشد؟
آيا نمايش اينگونه‌اي اعتراضات مردمي به نوعي تطهير منافقين سال‌هاي 60 نخواهد شد.
شماهيچگاه فراموش نكنيد اكثريت قاطع كساني كه اكنون نسبت به روند برگزاري انتخابات معترض هستند و خواستار ابطال ان مي باشند همان كساني هستند كه سالها براي استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران مبارزه كرده و در كنار ديگر نيروهاي انقلابي در راستاي پيشبرداهداف بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران حركت كرده اند . شما در حالي به مقايسه معترضان به روند فعلي با بني صدر و منافقين مي پردازيد كه اين افراد خوداز مخالفان بني صدر و منافقين بوده اند . امروز كساني كه نسبت به روند فعلي معترضند ، معتقد و پايبند به نظام جمهوري اسلامي هستند درحالي كه بني صدر و منافقين از محالفان نظام و به دنبال براندازي ان بودند . معترضان امروز همان كساني هستند كه پدران و يا فرزندانشان در مبارزه با منافقين و رژيم بعثي عراق به درجه شهادت و جانبازي نائل شده اند . بنابراين جاي بسي تاسف است كه رسانه ملي به چنين مقايسه اي مي پردازد و وفاداران به نظام جمهوري اسلامي را به عنوان مخالفان ان معرفي مي كند .
آيا عملكرد صداوسيما، بي‌اعتمادي مردم را به نظام جمهوري اسلامي افزايش نخواهد داد. نشان دادن صحنه‌هاي ضرب و شتم وحتي كشتار رقت‌انگيز جمعي از مردم دل اينجانب را به شدت آزرده كرده است و به گمان من در صورت عدم دخالت نيروهاي لباس شخصي و انتظامي و فرضا نيروهاي نفوذي و اغتشاشگر اين صحنه‌هاي دلخراش به‌وجود نمي‌آمد اما آيا انعكاس آن در صداوسيما و نسبت دادن آن به جمعيت ميليوني جزو رسالت رسانه ملي است.
جناب آقاي ضرغامي، به خوبي مي‌دانيد كه آناني كه امروز از دولت آقاي احمدي‌نژاد حمايت مي‌كنند كساني هستند كه مروج اسلام تحجر و اسلام طالباني هستند كه نقطه مقابل تفكر حضرت امام قرار دارند و مردمي كه معترض به نتايج انتخابات هستند به نتيجه انتخاباتي معترضند كه در يك فرايند مهندسي شده و تقلب‌هاي فراوان، فردي را به عنوان رئيس‌جمهور آينده اعلام كرده است كه بتواند مجري تفكر متحجرانه و تفكر نشات گرفته از مكتب کسانی است که مخالف اندیشه های امام راحل بودند.
جناب آقاي ضرغامي عملكرد رسانه ملي قبل از انتخابات كه ترويج دروغگويي، هتك حرمت،‌اتهام‌زني، استفاده نادرست از رسانه ملي براي يك كانديداست جاي بحث طولاني دارد كه در يك فرصت مقتضي بايد به آن پرداخت. از شما به عنوان رئيس اين رسانه ملي اكيدا مي‌خواهم پيام اين مردم عزيز و شريف را دريابيد و رويكرد رسانه ملي را در چگونگي انعكاس اعتراضات آرام مردمي اصلاح نماييد و بيش از اين مردم را براي كسب اطلاعات و اخبار به سمت رسانه‌هاي خارجي سوق ندهيد.
مهدی کروبی


این چهارده میلیون نفر


کلامی با آقای ضرغامی ریاست صدا و سیمای ایران،

پیشاپیش بگویم که آگاهم که درخواست اجرای عدل و قانون از مجری قانون گریز و سر سپرده قدرت مصداق آب در هاون کوبیدن است، و این گفتنم نه برای قانع کردن شما که برای ثبت یکی از صدها قانون شکنی است که کمتر در اوضاع بحرانی فعلی به آن توجه شده وای بسا که اگر توجه می شد اوضاع به اینجا ختم نمی شد.

آقای ضرغامی، اگر شمارش آرای وزارت کشور را درست و قانونی و بدون خدشه بدانیم، چهارده میلیون ایرانی به آقای موسوی رای داده اند. این چهارده میلیون به درست یا غلط به نتیجه انتخابات معترضند. و خواهان آن هستند که صدای اعتراضشان شنیده شود. این چهارده میلیون نفر همه ایرانی هستند. همه یا اکثر آنها در ایران زندگی می کنند. همه یا در اداره ای و سازمانی کار می کنند و یا کسب و کاری دارند و مالیات می پردازند.

آقای ضرغامی، شما بهتر از من واقفید که صدا سیما یک رسانه ملی است. می دانیم و می دانید که بودجه این سازمان از سه راه تامین می شود؛ مالیات مستقیم، در آمد حاصل از فروش نفت و آگهی های تجارتی. می دانیم که اولی از جیب ملت، دومی از خزانه ملت، و سومی از کسب و کار ملت به جیب صدا سیمای شما ریخته می شود و به همین دلیل هم آن را رسانه ملی می نامیم.

آقای ضرغامی، حالا سوال اینجا است که آیا این حق را برای این چهارده میلیون نفر ملت ایران قائلیم که از مجموع شش کانال داخلی و چندین کانال برون مرزی و صدها ساعت برنامه روزانهٔ، چند ساعتی هم برای شنیدن صدای آنها اختصاص پیدا کند.

آقای ضرغامی، آیا بهتر نبود که این چهارده میلیون نفر به جای اینکه اعتراضشان را هر روز در کوچه و خیابان و بالای پشت بام فریاد کنند در رسانه ای که متعلق به خود آن هاست با زبانی آرامتر و بدون این همه خشونت و خونریزی و برادرکشی بیان می کردند.

آقای ضرغامی، اگر به فرض خانواده شما همه به آقای موسوی رای داده بودند و شما به احمدی نژاد آیا می پسندیدید که شما را به جرم رای به اقلیت به خانه راه ندهند. آیا بعد از دو روز صدای اعتراضتان بلند نبود که چرا منی که نان آور این خانهام به خانه راهی ندارم. مگر نه این است که صدا سیما خانه تمام ایرانی هست حتا این چهارده میلیون نفر.


بيانيه عبدالله نوري - دوشنبه شب


بسم الله الرحمن الرحیم

ألَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ

آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و حقّ خاشع گردد؟!

وقایع روزهای گذشته اينجانب را به حكم وظيفه ديني، اخلاقي و ملي بر آن داشت تا نكاتي را يادآور شوم:

1- اعلام نتيجه انتخابات اينجانب را همچون انبوهی از ملت هوشمند ایران شگفت زده و نگران ساخت. شگفت زده از آن جهت كه چگونه سرمايه عظيم اعتماد ملت به تاراج رفت و نگران از اين بابت كه چرا پس از گذشت سه دهه از پيروزي انقلابي كه آزادي يكي از اساسي ترين شعارهاي آن بود و به بهاي ريخته شدن خون عزيزان اين وطن به پيروزي رسيد، شهروندان اين کشور از حداقل ميزان آزادي سياسي، يعني برخورداري از انتخاباتي سالم، محرومند؟ هرچند در طول ساليان گذشته با نگراني عمیق، ويراني بسیاری از دستاوردهاي اسلام و انقلاب را شاهد بودم، ولي اميد آن داشتم تا اين انتخابات بتواند تضميني بر حداقلي از آزادي ها باشد و از خسارات بيشتر جلوگيري كند. ملت سرفراز و آگاه ايران نيز براي پاسداري از همين آزادي حداقلي با وجود همه تضييقاتي كه بر سر تحقق خواسته آنان بود بیشترین همکاری را با حکومت داشتند و حتی به فیلتر شورای نگهبان تمکین کردند و به یکی از 4 کاندیدای مورد تأیید شورای نگهبان رأی دادند و صادقانه تمامي سرمايه خود را در طبق اخلاص نهادند و با حضور حماسي خود خواستند از خسارت و زوال بيشتر ایران عزیز جلوگيري كنند.اما افسوس که امروز بسیاری از رأی دهندگان احساس می کنند همان رأی هم نادیده گرفته شده است و فریبی به بهای از بین رفتن آبرو و صداقت حکومت، خورده اند. انتظار مي رفت مسئولین مربوطه با وجود تمامي محدوديتهايي كه در انتخابات ايجاد كرده بودند به آراي مردم احترام گذاشته از آن حفاظت نمایند، آن هم در نظامی كه با عناويني همچون مردم سالاري ديني همواره خود را بر آمده از ملت معرفي مي كند، ولي پاسداشت حضور حماسي ملت اعلام نتيجه اي بود كه نه تنها هيچيك از رقباي انتخاباتی آن را نپذيرفتند، بلكه احساسات کثیری از رأی دهندگان را جريحه دار كرد.

2- امروز میلیون ها رأی دهنده ایرانی در داخل و خارج کشور معتقد هستند که بزرگترین گناهان که دروغ است، آن هم دروغی به بزرگی ایران و نیز گناه خیانت در امانت را مجریان امر! مرتکب شده اند و گویا قرار است کسی سخنی نگوید تا با مرور زمان همه چیز حل شود. راستی چه منکری عظیم تر از دروغ و خیانت در امانت آنهم نسبت به ملتی به عظمت ملت ایران؟ مگر راستگويي چه زياني براي صاحبان قدرت دارد كه از آن گريزانند و دروغ گويي جز از بين بردن مشروعيت نظام و سلب اعتماد عمومي چه سودي در پي دارد كه اين همه بر آن اصرار مي ورزند؟ در انتخابات ریاست جمهوری 4 سال قبل هم برخی از کاندیداها مدعی تقلب و تخلف گسترده بودند، لکن در این انتخابات افزون بر سه کاندیدا عدهء کثیری از مردم نتیجه انتخابات را نپذیرفته اند؟ چنانچه این باور اصلاح نشود و اعتماد جمهور مردم جلب نگردد بازنده اصلی نظام است. مهمترين سرمايه اجتماعي و ملي همه نظام ها اعتماد عمومی است و حداقل خسران وضعيت کنونی از بين رفتن آن است. آیا در چنین شرائطی نباید برای باز گرداندن اعتماد مردم تلاش کرد؟ آیا روشی که در پیش گرفته شده برای جلب اعتماد مردم مناسب است؟ ابطال انتخابات یک روال سابقه دار بوده و به هیچ عنوان بدعت نیست و بدیهی است تکرار انتخابات هم نه تنها باعث تغییر در آراء واقعی ملت نمی شود بلکه تمامی رأی دهندگان را بر رأی خود ثابت قدم تر می کند. چنانچه شورای نگهبان هم نظر قطعی خود را مبنی بر صحت انتخابات صادر نماید، رهبر می تواند به عنوان معضل پیش آمده از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام دستور اقدام دهد تا رییس جمهور برآمده از انتخاباتی سالم و شفاف بتواند با قدرت و اعتماد به نفسی بیشتر مسئولیت اجرائی کشور را بر عهده گیرد.

حال اگر کسی مدعی تقلب و تخلف در انتخابات باشد چگونه می تواند آن را بیان کند؟ در حالی که مطبوعات تحت فشار و تهدید و سانسور قرار دارند و به نحو بی سابقه ای تمامی رسانه ها تحت کنترل است و هر گونه اطلاع رسانی از طریق رسانه های داخلی و خارجی و اینترنت و تمامی سایت های خبر رسانی و حتی تلفن شخصی شهروندان دچار اختلال قرار می گیرد و سیستم پیام کوتاه تعطیل می گردد تا حداقل های ارتباطی و خبررسانی مردم از بین برود و صدا و سیما هم که متعلق به مردم و جزء اموال عمومی است یک طرفه هر آنچه می خواهد می گوید بدون اینکه اشخاص و صاحب نظرانی که مانند آنها فکر نمی کنند و یا اعتقاد به تخلف و تقلب آشکار در انتخابات دارند را در بحث ها شرکت دهد، دیگر چه راهی برای اعتراض می ماند؟ مگر امر به معروف و نهي از منكر از مهمترین ارکان اسلام نیست؟ و در آیات متعدد قرآن بر آن تاکید نگردیده است؟ حال چنانچه مردم منکری را از حکومت مشاهده کردند آیا در قبال آن وظیفه ندارند؟ آیا امر به معروف و نهي از منكر براي جلوگیری از انحراف حكومت ها نیست؟ حکومتی که مدعی آزادی است و در گفتگو با رسانه های داخلی و خارجی ادعا می کند در ایران آزادی مطلق! وجود دارد، اعلام نمايد مردم چگونه می توانند انتخابات را نقد کنند؟ چرا پس از تبريك رهبری هيچ يك از رقيبان اين نتيجه را نپذيرفته اند؟ چرا نخست وزیر 8 ساله نظام در دوران دفاع مقدس، جناب آقای مهندس میر حسین موسوی و نیز حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی رییس دو دورهء مجلس نظام که هر دو مورد تایید صریح امام خمینی (ره) بوده اند و آشکارا خود را در چهارچوب نظام ولایت فقیه تعریف می کنند و به تازگی از فیلتر شورای نگهبان عبور کرده اند و مجدداً در نماز جمعه اخیر هم مورد تایید رهبری قرار گرفتند و به تعبیری خودی به حساب آمدند، نظر رهبری را نمی پذیرند و صراحتا انتخابات را شعبده بازی و مضحک می نامند؟ امروز هم مردم به دنبال رأی خود می گردند و حکومت نباید از این خواست تعبیر دیگری بکند که تعبیری غیر از این بیش از همه به ضرر حاکمیت است. همیشه حکومت ها اعتراضات سنگین و خواست های بزرگ را تقلیل می دهند و بسیار تعجب آور است که چرا در این نظام خواست های معقول و قابل دسترس را به انقلاب مخملی و امثال آن و یا تأثیر پذیری از القائات خارجی ارتقاء میدهند؟

۳- حال چرا تیر اندازی به مردم؟ چرا دستگیری های کور و حبس و زندان؟ چرا ضرب و شتم و هتک حیثیت مردم؟ چرا حمله به دانشجویان و دانشگاه ها؟ چرا اتهام های واهی؟ چرا برخورد با مالباخته به جای دزد؟ زندانی کردن ده ها اصلاح طلب و روشنفکر، نخبگان سیاسی و فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران و تعداد کثیری از جوانان و دانشجويان و فعالان جنبش مدني كه در راستاي احقاق حقوق ملت و دفاع از آزادي بيان تلاش مي كرده اند و بسياري از آنان چه در جريان انقلاب و چه پس از آن خدمات بسياري به اين ملت كرده اند و در راه دفاع از حقوق ملت همچون برادر گرانقدر و عزیزم جناب دکتر سعید حجاریان هزينه های سنگینی چون ترور و جانبازی را پرداخته اند، چه مشکلی را حل می کند؟ آیا این دستگیری ها خود برمشکلات حکومت و انحرافش از جاده حقیقت و صواب نمی افزاید؟ به فرض که حکومت عزیزان زندانی ما را وادار به اعترافات دروغین و سناریوهای شکست خورده و نخ نمایی مانند اینکه از خارج دستور گرفته و یا به دنبال انقلاب مخملی و امثال آن بوده اند، کرد، طراحان این سناریوها مطمئن باشند تاریخ مصرف این نوع دروغ پردازیها و تهمت ها گذشته است و نه تنها بر ملت مؤمن و هوشیار اثر نخواهد گذاشت که فاصله و اختلاف نظر مردم با حاکمیت را بیش از پیش عمیق می کند. آیا این بازداشت ها با ضوابط اسلامی و اخلاقی منطبق است؟ آیا این دستور اسلام است که جوانان مظلومی كه روش شما را قبول ندارند به نام اسلام بازداشت و زندانی کنید؟ آیا اینها خوارج هستند و دست به سلاح برده اند؟ مگر قرآن کریم نمی گوید "محمدٌ رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم / محمّد (ص) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند"؟ آیا رو در رو قرار دادن نیروهای سپاه و بسیج و یا نیروی انتظامی - که همگی در جهت امنیت و نظم و نگاهبانی از مرزهای کشور باید با دشمنان خارجی و یا اشرار داخلی مقابله نمایند - با مردم به مصلحت نظام است؟ در اینجا لازم می دانم به مسئولین صدا و سیمای دولتی یاد آور شوم، کسانی را که شما آشوبگر می نامید همین مردمی هستند که هر گاه حکومت نیاز به حضورشان دارد، آنان را ملت غیور و همیشه در صحنه می نامد، هر چند ممکن است افراد شرور آموزش دیده ای در جمع آنان نفوذ كنند و برای آسیب زدن به اجتماعات آنان و صحه گذاردن بر تبلیغات رسانه های حکومتی دست به هر کاری بزنند. بی تردید این شیوه تبلیغات و اتهام های واهی نفرتی عظیم در میان مردم برای بنگاه عریض و طویل اطلاع رسانی دولتی به وجود می آورد چرا که نجابت مردم هيچگاه به آنان اجازه تخريب و زيان رساندن به اموال عمومي و یا خصوصی را نمي دهد، اگر چه مسئولیت و وبال این حوادث بر گردن كساني است كه امكان تشكيل تجمعات مسالمت آميز را براي مردم فراهم نكرده اند. چگونه است تجمعات و تظاهراتی که توسط نهادهای حکومتی ترتیب داده می شود هرگز مورد تعرض قرار نمی گیرد ولی اعتراض منتقدان حکومت همیشه با تهدید، ارعاب و آشوب عده ای مواجه می گردد؟! چگونه است در تجمعاتی که توسط نهادهای حکومتی برگزار می شود افرادی تحت عنوان اخلال گر و یا آشوب طلب مشاهده نمی شوند ولی در هر نوع تجمع انتقادی و مسالمت آمیز این افراد حضوری پر رنگ در جهت بر هم زدن نظم و آرامش عمومی دارند؟! چگونه است که در تجمعات حکومتی عوامل و عناصری تحت عنوان لباس شخصی، گروه فشار و یا عوامل خودسر حضور ندارند ولی اگر تجمع و گردهمایی منتقدین برگزار گردد حضوری گسترده و رعب انگیز دارند؟! و چگونه است که تاکنون این افراد در هیچ دادگاهی محاکمه نشده اند؟! سلب اعتماد عمومي خسارتي جبران ناپذير است كه حداقل كشور را در برابر تهديدهاهاي خارجي آسيب پذير مي سازد و چنانچه خدای ناخواسته تهدیدی خارجی متوجه ایران شود حكومت پشتيباني مردم را از دست خواهد داد. آیا بهتر نیست حکومت به جای رفتار خشن و تهدید و ارعاب و دستگیری و تیر اندازی و ضرب و شتم و کشتار برخوردی اخلاقی نسبت به مردم داشته باشد؟ مگر علي‌ابن ابي‌طالب (ع) نفرمود: "به خدا سوگند اگر هفت اقليم را ‏به من دهند تا به مورچه ای ستم روا داشته پوست جوى را از آن بگيرم ، هرگز نميكنم"؟ آيا پیشوایان دینی ما با مردم به گونه ای رفتار مي كردند كه جرأت انتقاد نداشته باشند؟ آیا این نوع رفتار، اعتقادات مردم نسبت به اسلام، را خدشه دار نمی کند؟ و این جفای به اسلام نیست؟ قرآن کریم به پیامبر رحمت للعالمین (ص) خطاب می کند: "وَ لَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ / و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً مردم از پيرامون تو پراكنده مى‏شدند"

۴- آزادي جوهر انسانيت است و همچنان كه از ديرباز تا كنون در تعاليم پيامبران و پيشوايان ديني و انديشمندان و همچنین اعلاميه ها و بيانيه هاي حقوق بشري امروزين مطرح شده است از حقوق سلب ناپذير انسان است. بنيادي ترين آرمان انقلاب اسلامي نيز آزادي بوده و در اصل ۲۷ قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز صراحتاً آزادي تشكيل اجتماعات به رسميت شناخته شده است. پس چرا در برابر اين حق مشروع و مسلم ملت مقاومت مي شود و اجازه راهپیمایی داده نمی شود؟ حکومت که خود را اکثریت می داند از چه بیمناک است؟ حاکمیت که همه امکانات مادی و نظامی و انتظامی و اطلاعاتی و تبلیغاتی را در اختیار دارد و معتقد است منتقدان و معترضان اقلیتی بیش نیستند! حکومتی که مدعی ممتاز ترین دموکراسی در جهان است حداقل همانند آنها رفتار نماید، در همه دموکراسی های امروز جهان اجازه راهپیمایی و یا اعتصاب و یا تحصن را به اقلیت می دهند و مسئولیت حفظ امنیت از آ ن را نیز حکومت به عهده می گیرد. من به عنوان یک شهروند و از باب النصیحه لأئمه المسلمین به حکومت توصیه می نمایم با پافشاری بر یک کار نادرست کاری نادرست تر انجام ندهید و ایران عزیز را دچار آسیب پذیری در برابر تهدیدات خارجی نکنید و با تمسک به بهره برداری بیگانه صدای حق طلبانه مردم خود را خاموش ننمایید. بدانید آبروی اسلام و نظام و جمهوریت آن با هیچ مصلحتی قابل معاوضه نیست. امیر مومنان (ع) می فرماید: " بهترين مردم نزد خداوند كسى است كه درستكارى را بر نا درستی ترجیح دهد، هر چند درستكارى، به زيان او باشد و موجب اندوه او شود و بدكارى برای او سود آور باشد و به مال و اعتبار او بیفزاید" نهج البلاغه - خطبه 125

به نوبه خود ، با دلي پر از اندوه با خانواده های دردمند تمامی قربانيان، مجروحان و آسیب دیدگان حوادث روزهاي اخير و خانواده های صبور و مقاوم زندانیان سر افرازی که جز خدمت به مردم و دفاع از حقوق ملت جرمی مرتکب نشده اند اظهار همدردي مي نمایم و به همهء عوامل و عناصر دخیل در این التهابات و تنش آفرینیها و کسانیکه به نام دفاع از اسلام و انقلاب و نظام خشن ترین برخوردها را نسبت به مردم بی دفاع روا می دارند متذکر می گردم این رفتارها باعث سرعت بخشیدن به زوال حکومت می گردد که: "الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم / حکومت با کفر باقی می ماند ولی همراه با ظلم هر گز پایدار نمی ماند".

من در مراحل مختلف انقلاب حضور داشته ام، 5 بار از سوی امام خمینی (ره) در مسئولیت های مختلف منصوب شدم، 2 بار در مسئولیت وزارت کشور قرار گرفتم، 2 بار به مجلس راه یافتم و در طول دوران جنگ در جبهه ها حضور داشتم. برادرانم بارها در طول جنگ مجروح شدند و نهایتا یکی از آن ها به فیض شهادت نائل آمد و یکی دیگر از آنها که از قافلهء شهدا جا مانده بود، در پی انجام وظیفهء نمایندگی به سوی رحمت حق شتافت. همواره دل در گرو اسلام و انقلاب و ایران داشته ام و در این راه آنچه را وظیفهء دینی و ملی خود دانسته ام انجام داده و می دهم اگر چه برای خود و یا خانواده ام هزینه داشته باشد، چه آنکه بر سر همین آرمانها و عقایدم و دفاع از آنچه حق می پنداشتم زندان جمهوری اسلامی را نیز بدون کمترین شکوه و شکایتی تحمل نمودم و با هیچ کس غیر از خدای خود معامله نکرده و نخواهم کرد (ان شاء الله). بسیاری از دوستانم را به یاد می آورم که در راه دفاع از اسلام و میهن در دوران انقلاب و در جبهه های نبرد به شهادت رسیدند و امروز نظاره گر من هستند که آیا در قبال از دست رفتن آرمان های انقلاب و عزت ایران با بی تفاوتی تنها نظاره گر هستم و یا در حد توانم به وظیفه خود عمل می کنم، به تعبیر هشدار دهنده امام خمینی در ماجرای کاپیتولاسیون: "آن آقاياني كه مي گويند بايد خفه شد، اينجا هم بايد خفه شد؟ … والله، گناهكار است كسي كه داد نزند؛ والله، مرتكب كبيره است كسي كه فرياد نكند"

۶- در خاتمه 2 فراز از بيانات اميرمومنان (ع) در نامه خطاب به مالك اشتر را ياد آور مي شوم، تا حکمرانان نظام جمهوري اسلامي که از آغاز سوداي تحقق حكومت آرماني شيعه را در سر داشته اند به ارزيابي خویش بنشینند كه آيا راهي كه در پيش گرفته اند راه امام علي (ع) است؟

کلام اول: قلب خويش را نسبت به ملت خود مملو از رحمت و محبت و لطف کن و همچون حيوان درنده اي نسبت به آنان مباش که خوردن آنان را غنيمت شماري زيرا آنها دو گروه بيش نيستند : يا برادران ديني تواند و يا انسانهائي همچون تو.

کلام دوم: بپرهیز از ریختن خون‏ها بناحق، زیرا که هیچ چیز، مانند ریختن خون حرام سبب غضب خدا و بزرگی عقوبت ‏حق تعالی، و زوال نعمت و کوتاهی عمر دولت نمی‏شود، پس حکومتت را با ریختن خون حرام تقویت مکن که همین سبب ضعف و سستی و نابودی آن می‏گردد.

بار دیگر به ارباب حکومت این آیه را متذکر می گردم که:

ألَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ

آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و حقّ خاشع گردد؟!

من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم / تو خواه از سخنم پند گیر، خواه ملال

والسلام علي من اتبع الهدي

عبدالله نوری

اول تیر ۱۳۸۸


...................................................................................

mardi, juin 23, 2009

بیانیه‌ی کمیته صیانت از آراءِ موسوی - دوم نیرماه

بسم‌الله الرحمن الرحیم
ان الله یأمرکم ان تؤدوالامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل
(سوره شریفه نساء آیه 6)

ملت شریف ایران!
نامه مورخه 30/3/88 جناب آقای مهندس میرحسین موسوی خطاب به شورای نگهبان، حاوی گزارشی از مهندسی انتخابات، با بی‌اعتنایی مقامات مسئول و ذیربط مواجه گردید. یک بار دیگر برخوردهای جانبدارانه و بی‌اعتنایی به افکار عمومی و عدم توجه به عوامل موجدة حماسة حضور 22 خرداد، تکرار شد.
کمیته صیانت از آرای ملت ایران در انتخابات دهمین دورة ریاست‌جمهوری، در تداوم وظیفه خود، اینگونه برخوردهای انسداد آفرین را مخل دستیابی به یک راه حل معقول و خداپسندانه می‌داند و اصرار بر معکوس جلوه دادن حرکت عظیم ملت ایران در 22 خرداد 88 را محکوم می‌کند. این کمیته همچنین یادآوری می‌نماید چنانچه هشدارها و تذکرات قبلی نادیده گرفته نمی‌شد و مقامات مسئول، وظیفة قانونی خود را در رفع اشکالات عدیده‌ای که در مرحله «قبل»، «حین» و «بعد» از انتخابات به آنان اعلام گردید، انجام می‌دادند، امروز نظام جمهوری اسلامی و کشور ایران به عنوان مهد مردم‌سالاری دینی و الگوی بی‌رقیب توسعه سیاسی جهان اسلام، سرخط اخبار سیاسی جهان بود، نه به عنوان کشوری که تظاهرات آرام مردم خود را تحمل نمی‌کند و با انواع تدابیر آن را به سمت تشنج و اغتشاش می‌برد. اگر امروز درصدر اخبار جهان، نمایش عکس‌ها و فیلم‌های قربانیان بی‌گناه تظاهرات خیابانی ایران قرار دارد، گناه آن به گردن کسانی است که مرتکب انواع رفتارهای خلاف قانون شدند یا بر آن چشم پوشیدند و متأسفانه امروز با تظاهر احترام به قانون، قربانی اصلی اقدامات خلاف قانون را به رعایت قانون دعوت می‌کنند.

ملت فهیم و صبور ایران!
آنچه کلیه ناظران منصف و بسیاری از دست‌اندرکاران امر انتخابات در ادوار مختلف جمهوری اسلامی ایران از آن به عنوان «مهندسی انتخابات در این دوره» یاد می‌کنند، طی سه مرحله پی در پی صورت گرفته است:

الف) سلسله اقدامات قبل از اخذ رأی از طریق زمینه‌سازی‌های غیراخلاقی، اقدامات غیرقانونی و تخلفات آشکار و مکرر که برخی از آنها در بیانیه‌های قبلی مستنداً اشاره گردیده از جمله استفاده وسیع و نامحدود از امکانات تدارکاتی، تبلیغاتی و نیروی انسانی دولتی که در خدمت نامزد دولتی قرار داشت، به گونه‌ای که گویا هدف پیروزی در انتخابات، مجوز همه گونه حیف و میل سرمایه‌های ملی، تاراج اعتماد عمومی و هر گونه خلافکاری دیگر است. استماع عباراتی نظیر «دولت دروغ» و «دولت دروغگو» از مردمی که قریب به سه دهه حاکمیت جمهوری اسلامی ویژگی ممتاز نظام را صداقت مسئولین می‌دانستند، موجبات ناخرسندی هر شنونده‌ای می‌شد. در روزهای تبلیغات انتخاباتی، با اینکه بسیاری از گزارش‌های ارائه شده توسط رئیس‌جمهور وقت، در سیما، روز بعد به وسیله نهادهای رسمی تکذیب می‌شد، این روش تعجب‌برانگیز به وسیله وی تکرار می‌گردید. گویا مشاوران رئیس‌جمهور به این نتیجه رسیده بودند که اعلام یک دروغ بزرگ تأثیر تبلیغاتی چندین میلیونی دارد و تکذیب بعدی آن مخاطبانی حداکثر چند هزار نفری خواهد داشت. البته در شرایط فقدان ترس از خداوند یا حسابرسی مقامات و نهادهای مسئول، این معامله‌ای پرسود است و توده‌هایی را که فقط چشم به تلویزیون دارند، جذب می‌کند. هر چند هر روزه بیش از پیش، نخبگان از سلامت و کارآمدی دولت ناامید شوند.
همچنین یک سلسله اقدامات دیگر قبل از رأی‌گیری، به طور مشخص معطوف به ایجاد سیستمی بسته و محدود به چند فرد خاص از دستگاه اجرا و نظارت بود که هیچکس را به درون آن راهی نباشد. بدین ترتیب با انواع روش‌هایی که قبلاً ذکر شد، حق قانونی و شرعی نامزدها برای اعمال نظارت و حضور مؤثر در مراکز مرتبط با برگزاری انتخابات سالم، از آنها گرفته شد. نهایتاً به دلیل حضور بسیار گسترده مردم در صحنه که با نامزدی مهندس میرحسین موسوی امیدی دوباره را در حال شکوفایی می دیدند، فعالیت‌های این جریان برای بیرون راندن مردم از صحنه حضور در انتخابات، خنثی گردید لیکن سلسله اقداماتی که برای محدودسازی نظارت و صیانت از آرا انجام شده بود، صرفا می‌توانست با دخالت مسئولان نظام بی‌اثر شود که متأسفانه چنین شد.

ب) در مرحله اخذ رأی، همگان شاهد تقلب بسیار وسیع، سیستماتیک و چند لایه بودند که جزئیات آن تنها به وسیله یک هیأت حقیقت یاب عادل، بی‌طرف، شجاع و کارآمد، می‌تواند ارائه شود. در اینجا برخی نمودهای آن را به مثابه مشتی از خروار ذکر می‌نمائیم:
1- تعیین و به کارگیری اعضای هیأت‌های اجرایی و نظارت از یک طیف خاص به گونه‌ای که اغلب مشهور به جانبداری از کاندیدای دولتی بوده‌اند.
2- تغییر کمَی و کیفی شعب اخذ رأی و اعضای آن.
3- چاپ انبوه و بی‌سابقه تعرفه‌ها بطوری که می‌بایست بالغ بر بیست میلیون تعرفه بدون استفاده موجود باشد هر چند که از آمار و سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست و هنوز در هاله‌ای (!) از ابهام قرار دارد.
4- گزارش‌هایی مبنی بر وجود تعرفه‌های بدون شماره سریال که در شب 22 خرداد 88 به چاپ رسیده است، وجود دارد که این امر در تاریخ انتخابات بی‌سابقه بوده و وجود نارسایی‌ها و کسری تعرفه در استان‌ها از ساعات قبل از ظهر روز اخذ رأی بر وضعیت بغرنج سرنوشت این تعرفه‌های سرنوشت‌ساز (!!) می‌افزاید.
5- تهیه و تأمین مهرهای انتخاباتی به میزان حیرت‌آور قریب به دو و نیم برابر تعداد شعب و نیز تحویل دو مهر به هر شعبه اخذ رأی که فاقد وجاهت قانونی است، از اقدامات عجیب و غریب این دوره می‌باشد که با کمال تعجب و تأسف هیچگونه اعتراضی را از سوی نهادهای نظارتی قانونی بر نیانگیخت، در حالی که وجود مهر اضافی در هر شعبه می‌تواند زمینه‌ساز تقلبات فراوان گردد.
6- در حالی که توسط مسئولان برگزاری انتخابات ادعا شود که مهندس میرحسین موسوی حدود 40 هزار نماینده در شعب اخذ رأی سراسر کشور داشته است، که عاری از واقعیت می‌باشد، بلکه واقعیت، گویای وضعیت ناگوار و تأسف‌باری برای اجرای این بخش از قانون در این دوره می‌باشد. بخشی از اشکال آفرینی‌ها به منظور اختلال در سیستم نمایندگان نامزدها به قرار زیر می‌باشد:
6-1- طبق قانون حضور نمایندگان نامزدها، از روز اول خرداد 88، نمایندگان مهندس موسوی می‌توانستند در هیأت‌های اجرایی حضور یابند. در حالی که در هیچ نقطه کشور به دلیل امتناع فرمانداران و دستور وزارت کشور، امکان حضور آنان تا روز رأی‌گیری ممکن نگردید.
6-2- فرمانداری‌ها در مواجهه با مسئولین ستادهای مهندس موسوی، بهانه‌گیری‌های مختلف و درخواست اطلاعات اضافی و غیرقانونی برای پرونده‌سازی نمایندگان ایشان را بیان می‌نمودند.
6-3- در پذیرش مدارک ارسال شده از سوی ستادهای مهندس موسوی، تعلل و تأخیر می‌ورزیدند.
6-4- برای تعداد زیادی از نیروهای معرفی شده کارت صادر نکردند.
6-5- کارت‌های صادر شده براساس شعبه‌های معرفی شده نبود و آنها را با جهت‌گیری خاص بنحوی مهندسی می‌کردند که امکان حضور ایشان را در شعب از بین می‌برد.
6-6- کارت‌های نمایندگان را دیر هنگام و به گونه‌ای تحویل دادند که بخشی از آنها ناقص و مخدوش و جابجا شده بود.
6-7- از فعالیت قانونی بسیاری از نمایندگان مهندس موسوی در هنگام پلمپ کردن صندوق‌ها و رؤیت شناسنامه رأی دهندگان، جلوگیری می‌کردند و به تذکرات ایشان در ممانعت از تبلیغات غیرقانونی کاندیدای دولتی توسط بعضی از اعضا و نظار شعب وقعی نمی‌نهادند.
6-8- از حضور نمایندگان نامزدها در سایت‌های تجمیع آراء ممانعت به عمل آوردند.
6-9- نمایندگان کشوری نامزدها را در گوشه‌ای از ستاد انتخابات کشور مستقر کرده بودند که امکان هیچگونه دستیابی و اطلاع از آمار یا چگونگی تجمیع آراء برای ایشان مقدور نبود به گونه‌ای که در ساعت 2 و پانزده دقیقه بامداد 23 خرداد طی نامه‌ای رسمی اعتراض خود را از این وضعیت به وزیر کشور اعلام داشتند.
6-10- سیستم پیامک (SMS) که به عنوان تنها وسیله ارتباطی و انعکاس تخلفات در روز انتخابات توسط نمایندگان مهندس موسوی پیش‌بینی شده بود، از بامداد روز رأی‌گیری کاملا قطع گردید.
6-11- تلفن‌های ثابت کمیته صیانت از آراء در اواخر زمان رأی‌گیری و هنگام اوج کاری ستاد برای اخذ گزارش‌ها قطع و دستگیری رابطین شعب که مسئولیت پشتیبانی نمایندگان مهندس موسوی را عهده‌دار بودند، آغاز گردید.
6-12- ...

7- شبهه جدی در وضعیت صندوق‌ها: هیچ اطمینانی وجود ندارد که صندوق‌ها قبل از پلمپ شدن، با آراء مورد نیاز و مهندسی شده از قبل، پر نشده باشد. نمایندگانی که پس از عبور از هفت خوان اختلالات، بسیاری از آنها در ساعت مقرر امکان حضور قبل از زمان شروع رأی‌گیری نیافته بودند، نمایندگانی که موفق به حضور شدند، غالبا با اصرار و تاکید غیرقانونی «راه ندادن» یا «اخراج» مواجه گردیدند. سؤال این است که این تأکید بر عدم حضور در موقع پلمپ صندوق رأی، چه دلیلی توجیهی می‌تواند داشته باشد؟!

ج) مرحله اعلام عجولانه نتیجه انتخابات:
در این مرحله، سرعت عجیب اعلام نتایج نهایی آراء حتی در زمانی که رأی‌گیری در جریان بود، خبر از ارائه آماری غیرواقعی می‌داد، به ویژه وقتی در مرحله تجمیع، وجود نمایندگان نامزدهای غیردولتی کان لم یکن بوده و آنان هیچ اطلاع و نظارتی بر چگونگی تجمیع و اعلام آن نداشته‌اند و از شنیدن آمار رادیو اظهار تعجب نموده‌اند.
در مرحله اعلام نتایج، نکته اساسی دیگر اصرار و تأکید عاجل مقدمات بر ختم انتخابات و تجدید دوره ریاست‌جمهوری و اعلام صحت آن حتی قبل از طی مهلت قانونی است. این عجله در بخش رسانه‌ای دولت نیز مشهود بود، به طوری که خبرهای رسانه‌هایی همچون ایرنا، فارس، کیهان و ... به شکل زودهنگام برروی خروجی‌ها قرار گرفت که این همه حاکی از تصمیم قبلی مبنی بر اعلام نتیجه از قبل تعیین شده به نفع کاندیدای دولتی بود، به نحوی که آرای آقای احمدی‌نژاد در ساعات اولیه بامداد 24 میلیون عنوان گردید؟!

ملت شریف ایران!
کمیته صیانت از آراء امیدوار است اصرار غیرقانونی و غیراخلاقی بر سپردن بررسی تقلبات به دست عوامل آن و دیگر کسانی که در این فرایند نقش داشته‌اند پایان پذیرد و با استفاده از تجربیات زمان حیات امام(ره) با تشکیل کمیته حقیقت یاب عادل، کارآمد، شجاع و مورد قبول همه طرف‌های انتخابات، کل مراحل انتخابات مورد بررسی موشکافانه قرار گیرد.
تشکیل این کمیته و اعلام نتیجه به وسیله آن، آرامش و طمأنینه را به جامعه و اعتبار را به مسئولان نظام باز خواهد گرداند و تجربیات گرانقدری برای نظام ذخیره خواهد نمود. در سطح جهان نیز جمهوری اسلامی یکبار دیگر درخشش خواهد گرفت و الگوی مردم‌سالاری دینی پیشنهادی آن مجددا الگوی موفق و پیشرو برای همه آزادگان جهان خواهد بود.

کمیته صیانت از آرای مهندس موسوی

منبع: وب‌سايت كلمه


...................................................................................

dimanche, juin 21, 2009

بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون

خبر دلخراش شهادت گروهي ديگر از معترضان به وقوع تقلب گسترده در انتخابات اخير، جامعه ما را در بهت و سوگ فروبرده است. تيراندازي به مردم ، پادگاني شدن فضاي شهر، ارعاب، تحريك و قدرت نمايي همگي فرزندان نامشروع قانون گريزي شديدي است كه در معرض آن قرار داريم و عجبا كه بانيان چنين شرايطي ديگران را به اين خطا متهم مي كنند.

به كساني كه مردم را به خاطراظهار نظر قانون شكن ناميده اند خبر مي دهم كه بي قانوني بزرگ عدم اعتنا و نقض صريح اصل 27 قانون اساسي از سوي دولت در عدم صدور مجوز براي اجتماعات مسالمت آميز است. آيا مردمي انقلابي كه با مشابه همين اجتماعات ما و شما را از فراموشخانه هاي تاريخ ستم شاهي بيرون آوردند مورد ضرب وجرح قرار گيرند و تهديد به زورآزمايي شوند؟

اينجانب به عنوان يك هم سوگ همچنان مردم عزيز را به خويشتنداري دعوت مي كنم. كشور متعلق به شماست. انقلاب و نظام ميراث شماست. اعتراض به دروغ و تقلب حق شماست. به احقاق حقوق خود اميدوار باشيد و اجازه ندهيد كساني كه براي نااميدي و ارعاب شما مي كوشند خشمتان را برانگيزند. در اعتراضات خود همچنان به پرهيز از خشونت پايبند بمانيد و چون پدران و مادراني دل شكسته با رفتارهاي نامتعارف فرزندانتان در قواي امنيتي برخورد كنيد. در عين حال از نيروهاي نظامي و انتظامي انتظار دارم نگذارند خاطرات اين ايام لطمه هاي جبران ناپذير به روابط آنها و مردم بزند.

اين كه نام و نشان شهيدان، مجروحان و بازداشت شدگان به خانواده آنها اطلاع داده نشود و آنان در سرگرداني قرار گيرند هيچ سودي در برقراري آرامش ندارد و تنها احساسات را جريحه دار مي كند. همچنين است دستگيري هاي فله اي كه تنها موجب هتك پرهيزها و برداشته شدن رعايت ها ميان فرزندان نظامي و انتظامي ملت و بدنه جامعه مي شود.

از خداوند متعال براي اين شهيدان عزيز رحمت و علو درجات مسئلت مي كنم و براي خانواده هاي داغديده شان صبر و اجر آرزو دارم.

ميرحسين موسوي
31 خرداد 1388


لاریجانی: شورای نگهبان بی‌طرف نبوده


علی لاریجانی، رئیس مجلس می‌گوید که «باید به سخن مردمی که در تظاهرات شرکت کرده‌اند گوش کرد.»

رئیس مجلس شب گذشته با شرکت در یک برنامه زنده تلویزیونی گفت: «کاش برخی اعضای شورای نگهبان به نفع یک کاندیدای خاص وارد میدان نمی‌شدند.»

آقای لاریجانی با بیان این‌که بخش عمده‌ای از مردم تصورشان درباره نتیجه انتخابات با نتیجه رسمی متفاوت است، خواهان احترام گذاشتن به این «تصور» شد.

وی با تأکید بر اینکه «نباید حساب این جمعیت زیاد را با گروهی اغتشاش‌گر مخلوط کرد» ، از نیروی انتظامی و بسیج خواست که با مردم مهربان باشند.

طی روزهای اخیر تهران و شهرهای دیگر ایران شاهد اعتراضات گسترده به نتایج شمارش آراء اتخابات بوده‌است. نیروهای انتظامی و لباس شخصی‌ها این اعتراضات را به شدت سرکوب کرده‌اند. بیمارستان‌های ایران از کشته شدن ۱۹ نفر در این درگیری‌ها خبر می‌دهند.

آقای لاریجانی در عین حال گفته‌است که «با فریاد کردن تقلب و غبارآلود کردن فضا و کشاندن مردم به خیابان‌ها، خوب نمی‌توان موضوع را پیگیری کرد.»

وی از نامزدهای ریاست جمهوری درخواست کرد که مطالبات خود را در چارچوب قوانین پیگیری کنند.

آقای لاریجانی پیشنهاد داد مسئولان فضایی غیر از خیابان‌ها را برای تجمع در اختیار معترضان قرار دهند و صداوسیما فرصتی در اختیار منتقدان بگذارد.

رئیس پیشین صدا و سیما گفت: «صداو سیما نباید به گونه‌ای رفتار کند که موجب تحریک احساسات مردم باشد.»

به گفته رئیس مجلس، مسئولان باید فضایی را ایجاد کنند که مردم احساس کنند می‌توانند حرفشان رابزنند.

وی همچنین از شورای نگهبان خواست با استفاده از همه ظرفیتش اعتماد مردم را در رسیدگی به تخلفات جلب کند.

دبیر شورای نگهبان امروز در نامه‌ای خطاب به رهبر جمهوری اسلامی آمادگی این شورا را برای برای رسیدگی به شکایات در فرصت قانونی اعلام کرده‌است.

میرحسین موسوی در نامه‌ای که روز گذشته منتشر کرده، شورای نگهبان را بی‌طرف ندانسته و مراجعه به این شورا را بیهوده دانست. مهدی کروبی نیز طی بیانیه‌ای به ناامیدی ملت از شورای نگهبان هشدار داده‌است.

این دو نامزد ریاست جمهوری روز گذشته نیز در جلسه ویژه شورای نگهبان شرکت نکردند..


بیانیه سید محمد خاتمی


هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.

سید محمد خاتمی پس از حوادث روز 30 خرداد با صدور بیانیه ای ضمن ابراز نگرانی از امنیتی و نظامی شدن فضای کشور تأکید کرد: بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.
متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
حضور مردم در صحنه از دست آوردهای بزرگ انقلاب اسلامی است که باید آن را پاس داشت و راههای آن را گشاده تر کرد. این حضور شکوهمند از همه بخش ها و گروههای سنی و صنفی در ایران یک پیام روشن دارد که مردم صاحب کشور و انقلاب اند. این پیام را امروز نیز باید دریافت؛ سکوت اعتراضی و رفتار مدنی مردم در راهپیماییها هم نشانه رشد و بیداری و مسؤولیت پذیری مردم است و هم حکایتگر این واقعیت انکار ناپذیر است که مردم دارای حقوق اساسی و مشخص هستند که هر نظامی موظف به رعایت آنهاست. تبلیغات تحریک کننده و اهانت آمیز نسبت به مردم که همواره مستقل عمل کرده اند و انتساب حرکت سالم آنان به بیگانگان خود جلوه ای از اعمال سیاست های نادرست است که سبب دورتر شدن مردم از حکومت می شود.
در ایران انتخاباتی برگزار شده است و انبوهی از مردمان بزرگوار که آن حماسه حضور را آفریدند نتیجه اعلام شده را باور ندارند و به آن معترض اند. اعتماد عمومی در این زمینه لطمه دیده است و بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راههای خطرناکی است که خدا می داند به کدام سرانجام برسد.
باید حق مردم را پاس داشت و در عین تدبیر در برابر هرگونه تشنج و تشنج آفرینی و ناامنی (که از ساحت مردم به دور است) باید از شیوه های پرهزینه و زیانبار برای نظام و مردم از جمله مقابله نظامی و خشونت فاصله گرفت و همگان در جهت ترمیم اعتماد عمومی که پشتوانه اصلی نظام و کشور است برآییم و حرکت کنیم.
ضرب و جرح و ارعاب که نمونه تأسف آور آن را در روز شنبه شاهد بودیم و موجی از دستگیری از زنان و مردان و نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور از اولین ساعات اعلام نتایج تاکنون و ممانعت از اجتماعات آرام و باوقار مردم که از نشانه های فرهنگ بالای هموطنان است، مشکلات را افزون می کند.
فرصت ها به سرعت می گذرد و به تهدید تبدیل می شود، در حالی که بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست و نیازی به امنیتی کردن و نظامی کردن فضا ندارد.
ارجاع امر به مرجع یا مراجعی که باید حافظ حقوق مردم و مجری انتخابات سالم و آزاد و ناظر بر آن باشند، ولی خود مورد انتقاد و شکایت اند راه حل مسأله نیست.
در بازگشایی این گره چرا نگاهی به روش و سیرت حضرت امام (ره) نداریم که در موارد مشابه بوده است و می تواند و باید مورد تأسی و اهتمام قرار گیرد.
تعیین هیأتی عادل، کاردان، بیطرف و شجاع که به ویژه مورد اعتماد معترضان هم باشد و پذیرش داوری منصفانه آن هیأت راهی برای عبور از این مرحله و گامی مثبت در جهت تقویت نظام و بازسازی اعتماد عمومی و نیز نشانه تصمیم گیری خطیر و گره گشا در هنگامه های حساس به نفع مردم و در جهت آرمانهای انقلاب است.
آزادی سریع دستگیر شدگان و زندانیهایی که موجب نگرانی عمیق خانواده های آنان و بسیاری از مردم شده است و نیز بازکردن راههای ارتباطی و اطلاع رسانی که متأسفانه همه را بسته اند می تواند فضای جامعه را تلطیف کند.
از سوی دیگر اعتراض و انتقاد به شیوه مدنی و به دور از هرگونه ناآرامی را که حق مسلم مردم است باید همگان پاس داریم.
نفی خشونت و تغییر فضاسازی کین توزانه و دشمن آفرین و مبتنی بر تهمت و افترا به فضای جدید مبتنی بر حقیقت، به محبت و دوستی و تعامل با یکدیگر نیز باید سرلوحه عمل قرار گیرد.
در این صورت است که هر هزینه ای که پرداخت شود نظام با همه ارزشهایش مصون و محفوظ خواهد ماند.
مردم حضور دارند و همچنان در انتظارند، این حضور را باید محترم شمرد.
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله * علیه توکلت و الیه انیب

سید محمد خاتمی
31 خرداد 1388


انتقاد بی سابقه از رهبر جمهوری اسلامی

میر حسین موسوی در پیامی امروزشنبه رهبرجمهوری اسلامی ایران، آیت الله علی خامنه ای را مورد انتقاد قرار داد. انتقاد وی از آیت الله خامنه ای امری "بی سابقه" تلقی شده است. بدون ذکر نام، وی آیت الله خامنه ای را متهم کرد که "ماهیت" جمهوری اسلامی را مورد تهدید قرار داده قصد دارد "سیستم سیاسی تازه ای " بر کشور مسلط کند.

به نوشتۀ خبر گزاری فرانسه تا کنون هیچیک از شخصیت های سیاسی جمهوری اسلامی جسارت نکرده بود علیه آیت الله خامنه ای انتقادی ایراد کند.

میرحسین موسوی طرح تحمیل دولتی ناخواسته وسیاستی تازه بر مردم را مورد انتقاد قرار داد. وی به آنچه رهبر جمهوری اسلامی دیروزجمعه در تائید انتخاب محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری اظهار داشته بود، اشاره کرده آنرا یکی از دلایل وجود تقلب دانسته بود. به گفتۀ آیت الله خامنه ای مکانیسم انتخاباتی ایران به شکلی است که امکان تقلب ١١میلیونی وجود ندارد.

میرحسین موسوی همچنان برحق خود مبنی بر ابطال انتخابات تاکید می ورزد . او امروز نیز خود را در کنار مردم ایران و آمادۀ دفاع از حقوق مشروع آنها اعلام کرد.


بیانیه مهم سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران


بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف ایران

امروز کلیه رسانه های تبلیغاتی در اختیار جریان حاکم از تریبون های مجلس شورای اسلامی گرفته تا منبرهای جمعه و جماعات و تا صدا و سیما با تمام ظرفیت علیه اعتراضات مشروع و قانونی شما علیه تخلفات و تقلبات گسترده در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم بسیج شده اند. اقتدارگرایان می کوشند ضمن وارونه نمایی حقایق و تحریف واقعیات ضمن وجاهت و مشروعیت بخشیدن به انتخاباتی که به عنوان تجسم کامل قانون شکنی و بدعهدی و بی رسمی در تاریخ این کشور ثبت خواهد شد، اعتراضات شما را غیر قانونی جلوه دهند.

در نتیجه ما یکبار دیگر شاهد عوض شدن جای ظالم و مظلوم، قانون گرا و قانون شکن، آزادی خواه و خودکامه هستیم. این تلاش مانند همیشه با برنامه ها و سخنرانی های یک سویه و درحالی صورت می گیرد که نمایندگان و به خصوص کاندیداهای مورد اعتماد شما از حق پاسخگویی محرومند و صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برخلاف قانون اساسی و شرع و اخلاق در برابر تمامی تهمت ها و توهین ها و تحریف ها و دروغ هایی که در باره نامزدهای اصلاح طلب ریاست جمهوری و حرکت اعتراضی شما پخش می کند، اجازه کمترین دفاع و توضیحی به آنان نمی دهد. از این رو برآن شدیم تا یکبار دیگر آنچه را که در این انتخابات رخ داده است، به اجما ل مرور کنیم تا موارد مغالطه و تحریف وسفسطه بر همگان آشکار شود.
اصلاح طلبان از حدود یکسال پیش تلاش های خود را برای قانع کردن مردم به شرکت در انتخابات در حالی آغاز کردند که تجربه دوره های انتخاباتی اخیر جامعه را نسبت به نتیجه بخش بودن حضور در انتخابات ناامید و بی اعتماد ساخته بود. برای مردمی که تجربه انتخابات مجالس هفتم و هشتم را که طی آن سرنوشت بیش از یکصد و نود کرسی مجلس از پیش مشخص شده بود، در خاطر داشتند، بسیار دشوار بود که بتوانند خود را به شرکت د ر این انتخابات قانع کنند.
ما نیز با توجه به این تجربه و نیز شناختی که نسبت به عدم التزام جریان حاکم به اصل مردمسالاری و رعایت اخلاق و عهد و پیمان داشتیم، از پیش می دانستیم که انتخابات ریاست جمهوری دهم عرصه رقابتی عادلانه و سالم نخواهد بود، اما معتقد بودیم مشارکت گسترده مردم می تواند آثار ناشی از تقلب و تخلفات را بر نتایج انتخابات بی اثر ساخته و موجب حاکمیت اراده ملت شود. از این رو تمام توان و ظرفیت خود را برای قانع کردن و دعوت همگان برای مشارکت حداکثری در انتخابات به کار گرفتیم. خوشبختانه عملکرد منفی و زیانبار جریان حاکم در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاست خارجی طی چهار سال گذشته و نگرانی عمیق و گسترده اقشار آگاه و فرهیخته جامعه از ادامه این روند خطرناک، زمینه مثبتی برای اثر بخشی تلاش اصلاح طلبان ایجاد کرد. نهایتاً شاهد عزم و اراده ملی برای شرکت در انتخابات بودیم.
ما در وجود تقلب و تخلف تردید نداشتیم، عملکرد جریان حاکم در توزیع پول در روستاها و شهرهای کوچک در ماه های منتهی به انتخابات برای جلب آراء مردم، ترمیم حقوق ها در ماه های منتهی به انتخابات، استفاده از امکانات دولتی و سفرهای انتخاباتی تحت عنوان سفرهای استانی، عملکرد یکسویه صدا و سیما که در جریان انتخابات به ارگان جریان حاکم تبدیل شده و مانند هفته دولت با تمام ظرفیت به تبلیغ دولت می پرداخت و ... برای ما روشن بود، اما مشی اصلاح طلبانه و درک واقعیات موجود در ساختار قدرت از یک سو و وجود فرصت رقابتی اگرچه نابرابر و بسیار محدود اما به هرحال تاحدودی واقعی به نام انتخابات از سویی دیگر ما از بی تفاوتی نسبت به سرنوشت کشور برحذر داشته قانع می ساخت تا از این فرصت محدود اما مغتنم برای توقف روند نامبارک موجود و نجات کشور استفاده کنیم، بدان امید که مشارکت گسترده مردم، جریان حاکم را ناگزیر از تمکین و تسلیم در برابر اراده ملت خواهد ساخت. ما هرگز گمان نمی کردیم که درد خودکامگی و قدرت طلبی به حدی تشدید و مزمن شده باشد که نوشداروی مشارکت 85 درصدی مردم نیز نتواند آن را درمان کند. اما متأسفانه این امر باورنکردنی رخ داد.
- طی روزهای 21و 22 خرداد سیستم ارتباطی پیام کوتاه در سراسر کشور قطع شد تا ناظران در روز رأی گیری قادر به مخابره تخلفات و تقلبات به ستاد نباشند و به این ترتیب برنامه رایانه ستاد که برای اطلاع همزمان از تخلفات و تقلبات در صندوق های رأی در سراسر کشور طراحی شده بود از کار افتاد؛ این در حالی بود که رئیس کمیته صیانت از آراء از یک هفته قبل نسبت به چنین احتمالی هشدار داده و وزیر ارتباطات و مسئولان شرکت مخابرات را مسئول دانسته بود، اما مسئولان مذکور این خبر را تکذیب کرده بودند.
- همچنین چهار صد خط تلفن ثابت کمیته صیانت از آراء که برای اطلاع به موقع از تخلفات و تقلبات احتمالی تدارک دیده شده بود در روز رأی گیری قطع شد تا ناظران ستاد موسوی در سراسر کشور حتی از طریق تلفن ثابت هم نتوانند تخلفات را به مرکز مخابره کنند.
- فرمانداری تهران ازپذیرش و صدور کارت برای دویست و پنجاه ناظر ستاد مهندس موسوی برای حضور در صندوق های رأی به بهانه نقص پرونده خودداری و برخلاف گفته رئیس ستاد انتخابات به اقدام سریع ستاد در ارسال مدارک جدید پاسخ منفی داد..
- علاوه براین فرمانداری تهران برخلاف توافقات اولیه از توزیع ناظران در صندوق های رأی مناطق نزدیک به محل مسکونی ایشان خودداری و در نتیجه ستاد مهندس موسوی از نظارت بر حدود نیمی از صندوق های رأی تهران محروم ساخت
- مسئولان صندوق های رأی در صبح روز رأی گیری بر خلاف قانون با اخراج ناظران ستاد مهندس موسوی از شعب اخذ رأی اقدام به مهر و موم صندوق های رأی کردند تا این ابهام همچنان باقی بماند که صندوق های رأی در آعاز رأی گیری خالی بوده است با خیر.
- در ساعات اولیه رأی گیری بسیاری از استان ها با کمبود تعرفه های مواجه شدند و مردم ساعت ها منتظر رسیدن برگه های رأی بودند و نهایتاً بسیاری از آنها قادر به دادن رأی نشدند.
- این درحالی است که بنا به اظهار مسئولان رسمی حدود سیزده میلیون برگه رأی اضافه چاپ شده بود و این غیر ازخبر چاپ دوازده میلیون برگه رأیی است که کمیته صیانت از آرا خواهان رسیدگی به آن شده است.
- در بسیار از شهرستان ها شعب اخذ رأی پیش از پایان ساعت رأی گیری تعطیل و از ورود مردم و دریافت رأی ایشان خودداری شد.
- مطابق آمار اعلام شده دستکم در 170 شهر تعداد آراء به صندوق ریخته شده بین 95 تا 140 درصد واجدان حق رأی بوده که آشکارا از تقلب گسترده به نفع نامزد حاکم حکایت دارد.
- پس از پایان رأی گیری و به هنگام شمارش و ثبت آراء در سایت های تجمیع آراء برخلاف قانون ناظران نامزدها را از محل اخراج کرده و تجمیع آراء در غیاب ناظران انجام شد.
- برخلاف رویه معمول که اعلام نتایج انتخابات از صبح روز بعد صورت می گرفت، ستاد انتخابات وزارت کشور بلافاصله پس از پایان رأی گیری با شتاب و عجله تعجب برانگیزی اقدام به اعلام نتایج آراء کرد. این درحالی بود که در برخی کشورها که حدود هشت ساعت با ایران اختلاف ساعت دارند هموطنان ما در صفوف طولانی در انتظار دادن رأی بودند و بسیاری از ایشان باشنیدن خبر نتایج آراء از دادن رأی منصرف شدند. گمان نمی کنیم چنین صحنه مضحکی را بتوان در انتخابات هیچ کشوری سراغ گرفت.
- اتفاقاتی نظیر کاهش یکصدهزار رأی یک کاندیدا در اعلام بعدی آراء حاکی از آن بود که مسئولان ستاد انتخابات کشور از فرط شتابزدگی قادر به پنهان کردن آثار و نشانه های مهندسی آراء نیستند.
- آنان در مهندسی آراء چنان عجولانه وشتابزده عمل کردند که تا اعلام نتایج شمارش سی میلیون رأی به صرافت نیفتادند که این انتخابات باید آراء باطله و سفید نیز داشته باشد.
- آنان همچنین روز دوم بود و پس از اعلام نتایج 30 میلیون رأی بود که متوجه شدند نسبت ثابت آراء اعلام شده کاندیداها می تواند دلیل روشنی بر مهندسی آراء باشد بنابراین در اواخر روز دوم که در اعلام نتایج هم درصدی برای آراء باطله و سفید در نظر گرفته شد و هم نسبت آراء اندکی تغییر کرد
- بدعت های انجام شده در این انتخابات محدود به موارد پیش گفته نیست. بلافاصله پس از پایان رأی گیری مردم تهران در بهت و حیرت شاهد مانور اقتدار نیروی انتظامی در سطح شهر بودند. وقتی مردم حیرت زده از اعلام نتایج اولیه در برابر ستاد موسوی با آرامش تمام تجمع کرده و با نگرانی از اتفاقات عجیبی که در حال وقوع است خواهان توضیح یا دریافت خبری اطمینان بخش از مسئولان ستاد بودند، مورد تهاجم نیروی انتظامی و پرتاب گاز اشک آور قرار گرفتند، هدف و موضوع مانور اقتدار برهمگان روشن شد.
- بلافاصله نیمه شب روزنامه کلمه سبز توقیف و روزنامه های وابسته با اصلاح طلبان با حضور مأموران در چاپخانه مورد سانسور شدید قرار گرفتند و موظف شدند از تخلفات انتخاباتی و اظهار نظر در باره نتایج آراء خودداری کنند به طوری که برخی از روزنامه ها روز بعد با ستون های سفید در صفحات مختلف خود منتشر شدند
آنچه گفته شد تنها بخشی از تخلفات و تقلبات و قانون شکنی هایی بود که در این انتخابات رخ داد. بر این فهرست می توان موارد متعدد سوء استفاده از اموال و امکانات دولتی و عمومی در امر انتخابات، دخالت نهادهای اجماعی در انتخابات برخلاف منع صریح قانون، اعلام حمایت تعدادی از اعضای شوای نگهبان از احمدی نژاد و فعالیت تبلیغاتی تعدادی از اعضای این شورا به نفع وی و ... را افزود.
ملت شریف ایران
ستاد آقایان موسوی و کروبی کلیه تخلفات و تقلبات مذکور را به مراجع قانونی مربوطه از شورای نگهبان گرفته تا قوه قضائیه گزارش و شکایت کرده اند اما به این شکایات رسیدگی نشده است.
امروز که شما با حضور آرام و مسالمت آمیز خود خواهان رسیدگی به این همه تخلف و قانون شکنی آشکار هستید به قانون شکنی متهم می شوید.
می گویند قانون داریم و هرگونه اعتراضی باید از مسیر قانونی و از طریق مراجع قانونی دنبال شود. ما هم معتقدیم که قانون داریم مشکل ما قانون نیست. قوانین موجود به رغم نقص و کاستی های فراوان اگر به درستی اجرا شود می تواند تضمین کننده انتخاباتی با حد اقل شرایط قابل قبول باشد. مشکل ما مجریان قانون هستند نه قانون. وقتی مجریان قانون حتی گرایش و حمایت خود را از یک کاندیدا کتمان نمی کنند، وقتی مجریان قانون به شکایات هیچ وقعی نمی نهند، وقتی به تخلفاتی نظیر قطع سیستم پیام کوتاه و خطوط تلفن ستادها به موقع رسیدگی نمی شود و مسببان آن از مؤاخذه و پیگرد قانونی هیچ نگرانی ندارند، وقتی قبل از تأیید صحت انتخابات توسط شورای نگهبان با برپایی جشن پیروزی و تبریک به نامزد باصطلاح پیروز عملاً به مردم گفته می شود که انتظار رسیدگی به شکایات و تخلفات و اعتراضات نداشته باشید، وقتی... چگونه انتظار دارید مردم به مراجع قانونی اعتماد کنند؟ بیست سال است که هربار مردم حرفی زده اند و انتقادی داشته اند از طریق لباس شخصی ها به آنها پاسخ داده شده است.. در برابر چشم همگان و با حضور نیروی انتظامی، لباس شخصی های بی سیم به دست و مسلح به خوابگاه دانشجویان حمله می کنند و جنایت می کنند، و وزارت اطلاعاتی که مخوف ترین سازمان های تروریستی را متلاشی می کند و افتخارش این است که جاسوسان و توطئه گران را از کشورهای مختلف شناسایی و به ایران منتقل و تحویل قانون می دهد، حتی یک تن از ایشان را شناسایی نمی کند، آیا با این همه باز انتظار دارید که مردم به مراجع قانونی اعتماد کنند و برای مطالبه حق مشروع و به حق خود از حق قانونی اعتراض و راهپیمایی استفاده نکنند؟
می گویند نظرسنجی فلان مرکز آمریکایی پیروزی احمدی نژاد را پیش بینی کرده بود بنابراین پیروزی وی دور از انتظار نبود. و ما می گوییم چرا اگر یک مرکز آمریکایی و اروپایی به نفع اصلاح طلبان موضعی گرفت نشانه وابستگی اصلاح طلبان به بیگانه است، اما اگر یک مرکز آمریکایی به نفع کاندیدای محبوب اقتدارگرایان سخنی بگوید و روزنامه واشنگتن پست آن را منعکس کند، مرکز آمریکایی می شود غیب گوی صادق و سخنش می شود مستند برنامه های مختلف صدا و سیما؟ ما می گوییم نتیجه کدام نظر سنجی معتبر داخلی از اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب پیروزی احمدی نژاد را با این فاصله رأی پیش بینی کرده بود؟ کدام شاهد و قرینه از تجمعات و استقبالهای انتخاباتی گرفته تا حمایت گروههای مرجع و مورد قبول مردم از پیروزی آقای احمدی نژاد با این اختلاف رأی حکایت داشت؟ اختلاف ده میلیونی رأی نه تنها شاهدی بر صحت انتخابات نیست بلکه اتفاقاً این میزان از اختلاف رأی خود بهترین دلیل بر وجود تقلب وسیع در انتخابات است. اگر تفاوت آراء اندک بود ادعای تقلب نمی توانست مسموع باشد و یا دستکم مردم به چنین ادعایی پاسخ مثبت نمی داند. گفتن دروغ بزرگ آنچنان که از شدت بزرگی کسی احتمال دروغ بودن آن را ندهد شیوه خودکامگان است. اعتراض و مخالفت میلیونی مردم با نتایج اعلام شده بدین معناست که افکار عمومی جامعه اتفاقاً این میزان از اختلاف را نشانه آشکار تقلب تلقی کرده است.
به راستی اگر چنین اختلاف رأیی میان کاندیدای برکشیده شده و دیگران وجود داشت چه نیازی به تخلفاتی نظیر قطع سیستم پیام کوتاه وقطع خطوط تلفن ستادهای رقیب و سانسور روزنامه ها در شب رأی گیری و مانور اقتدار و ... بود. این اقدامات در شرایط کودتا صورت می گیرد و نه در انتخاباتی که کاندیدای مورد نظر اختلافی ده میلیونی با رقبای خود دارد.

ملت آگاه و هوشیار ایران
موضع کشورهای اروپایی طی روزهای اخیر در باره حوادث ایران سوژه دیگری است که علیه تظاهرات شما مردم مطرح و تبلیغ می شود. به راستی چه کسانی مسئول سوء استفاده دیگران از تحولات داخلی ایران هستند؟ شما که با مشارکت پرشور و حماسی 85 درصدی خود در انتخابات برای کشور و نظام آبرو خریدید و اعتبار و منزلت به همراه آوردید و تحسین جهانیان را برانگیختید و زمینه هرگونه سوء استفاده و بهانه تبلیغ علیه کشور را از بیگانگان گرفتید و یا آنان که با مهندسی آراء و تخلفات و تقلباتی که به برخی از آنها اشاره شد این فرصت عظیم را به یک تهدید تبدیل کردند و در سطح جهان زمینه تبلیغات علیه ایران را فراهم آوردند؟
این انتخابات دو چهره داشت، چهره سفید که مردم با مشارکت پرشور خود آنرا آفریدند و برای کشور آبرو خریدند و چهره سیاه که اقتدارگرایان آفریدند و برای کشور هزینه و خسارت به ارمغان آوردند و شیرینی انتخابات را به کام همگان تلخ کردند.
دقیقاً تضاد میان این دو چهره است که منجر به اعتراض های گسترده مردمی شده است وگرنه در دوره های انتخاباتی دیگر نیز تقلب و یا اعمال نفوذ وجود داشت. حتی دوره های انتخاباتی مجالس هفتم و هشتم به رغم این که تکلیف بیش از 190 کرسی از پیش تعیین شده بود موجب تظاهرات اعتراض آمیز نشد، زیرا مردم با مشارکت حد اکثری و برای تغییر در آن انتخابات وارد نشدند. در نتیجه نسبت به نتیجه انتخابات و اعمال نفوذها و تقلب ها هم بی تفاوت ماندند.
حرکت امروز مردم در واقع اعتراض و مخالفت با کسانی اس که با مصادره رأی مردم این عظمت و حماسه را به نقطه ضعف نظام و کشور تبدیل کردند و افسردگی را جایگزین شادابی نمودند. امروز مردم که مدعی منافع و مصالح نظام و دفاع از سربلندی و عزت این کشور در برابر کسانی هستند که می خواهند تمام هویت و سرمایه نظام و انقلاب را به تاراج ببرند. بنابراین اگر کسی باید به عللی نظیر عدم رعایت منافع نظام در برابر بیگانگان و یا تلخ کردن شیرینی مشارکت عظیم ملی به کام همگان و ... مؤاخذه شود، اقتدارگرایان حاکم هستند ونه مردم. عوض کردن جای وفاداران و حامیان واقعی عزت و سربلندی کشور با خودکامگانی که منافع و مصالح کشور را به پای منافع خود قربانی می کنند تحریف و ظلم مضاعفی است که به این ملت آگاه می رود..
سخن آخر این که امروز تنها در صورتی می توان به مشارکت 85 درصدی مردم در انتخابات افتخار کرد و آنرا به مثابه سرمایه و نیرویی برای حل مشکلات خارجی و ایجاد انسجام داخلی و افزایش ضریب وحدت ملی به کار گرفت که به خواست و مطالبه به حق و مشروع همین مردم تن داده شود، آنان برای تحقق مطالبات و خواسته های خود در انتخابات شرکت کردند، بنابراین مشارکت و رأی مردم از خواست و مطالبه آنان قابل تفکیک نیست و کسی که با این انتخابات برکرسی بنشیند غاصب رأی مردم است.
در پایان به مسئولان بلند پایه نظام عرض می کنیم ملت در این ماجرا نه در پی ساختار شکنی و عبور از مرزهای نظام است و نه در پی نفی ارزش ها و آرمانهایی که خود در جریان انقلاب بر آنها پای فشرده است و نه به باورهای دینی خود شک کرده است. در رأس این حرکت نیز یکی از خوشنام ترین و باسابقه ترین شخصیت های مبارز و خدمتگزار این مردم و انقلاب و نظام قرار دارد. مردم ما در این جنبش اجتماعی اعتراضی یک مطالبه روشن، صریح و ساده دارند و آن ابطال انتخاباتی است که دلایل و شواهد روشن بر عدم سلامت آن وجود دارد. این نظام تمام هویت و حیثیت خود را مرهون پشتوانه مردمی خویش است.شایسته این نظام نیست که در برابر ملت خود و مطالبه به حق، قانونی و مشروع آنان ایستادگی کرده هویت و حیثیت خود را برای حفظ گروهی خودکامه و دروغ پرداز هزینه کند. ما به مسئولان عالی نظام صادقانه و دلسوزانه عرض می کنیم همچنان که بهترین و طلایی ترین فرصت رشد و توسعه طی چهارسال گذشته توسط این مدیریت بی کفایت به باد داده شد، بهترین و مغتنم ترین فرصت سیاسی ناشی از مشارکت بی نظیر مردم در انتخابات که می تواند به بسیاری از معضلات داخلی و خارجی پایان داده و افزایش وحدت و انسجام ملی و استحکام و استواری را برای نظام به ارمغان آورد به خاطر این مجموعه خودکامه و استبداد طلب در حال از دست رفتن است. از دست دادن این فرصت و سکوت در برابر هزینه های جبران ناپذیر روند کنونی شرط عقل و تدبیر و مرضی خداوند متعال، بقیة الله الاعظم (ع) نیست.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران


...................................................................................

samedi, juin 20, 2009


نامه جدید میرحسین موسوی به شورای نگهبان



قلم - میرحسین موسوی در نامه‌ای به شورای نگهبان با تشریح بخشی از تخلفات انتخاباتی، این تخلفات را از موجبات ابطال انتخابات در سراسر کشور خواند.


به گزارش قلم‌نیوز، متن کامل نامه میرحسین موسوی به شورای نگهبان به این شرح است:

"شورای محترم نگهبان

مشارکت پرشور مردم ایران در انتخابات دوره دهم انتخابات ریاست‌جمهوری که حداقل 20 درصد بیشتر از انتخابات دوره قبل بود و میلیونها نفر از کسانی را که در گذشته میلی به شرکت در انتخابات نداشتند، به پای صندوق‌های رای کشانده حماسه‌ای آفرید که در تاریخ سه دهه انقلاب اسلامی ایران و مردم‌سالاری بی‌سابقه بود. هرچند نتیجه آن را طوری دیگر جلوه دادند و با وارونه نشان دادن نتیجه آن خود را بناحق و همانند سایر موارد فاتح این عرصه هم معرفی کردند؛ ولی شور و شعور اجتماعی ملت ایران در حافظه تاریخ خود این بی‌عدالتی و قانون‌شکنی را باور نخواهد کرد. اینجانب به اقدامات خود جهت روشن شدن حقایق و احقاق مردم شریف ایران در چارچوب قانون اساسی و قوانین جاری ادامه خواهم داد و اینک بخشی از تخلفاتی که در جریان برگزاری انتخابات دهم ریاست‌جمهوری صورت گرفت به شرح ذیل توضیح خواهم داد. بدیهی است این بخشی از حقایق و خلاف‌کاری‌هاست و در آینده نه تنها من بلکه ملت و تاربخ ابران آن را برای آیندگان با شرح و بسط بیشتر و انتشار حقایقی دیگر ثبت و گزارش خواهد کرد. هرچند تخلفات و برنامه ریزی این اقدام مشمئزکننده از ماه‌های پیش تدارک دیده شده بود.

1- پلمب صندوق‌ها قبل از رای‌گیری

از آنجایی که سلامت و صحت آرای ریخته شده در یک صندوق موکول به این است که این آرا دقیقا همان آرایی باشد که توسط رای دهندگان به صندوق واریز شده است، لازم است پیش از رای‌گیری صندوق‌ها بررسی کامل شده و از خالی بودن صندوق و نبودن آرای مشبوه اطمینان حاصل شود به همین جهت تایید خالی بودن صندوق‌ها قبل از لاک و مهر آن در شعبه اخذ رای مستلزم حضور و اطلاع نمایندگان ناظر کاندیداها می‌باشد که این مهم در اغلب شعبات اخذ رای واقع نشده است.

2- حضور ناظران کاندیداها

طبق تبصره 2 ماده واحده قانون حضور نمایندگان نامزدها در شعب اخذ رای وزارت کشور موظف بود تا 48 ساعت قبل از روز رای‌گیری کارت‌های نمایندگان ناظر کاندیداها را برای حضور به موقع آنان در محل شعبات اخذ رای به آنان تحویل داده و ناظران را از محل مورد نظر مطلع نماید در حالی که فرمانداری‌ها و وزارت کشور به طور اساسی به این تکلیف قانونی عمل نکرده‌اند. زیرا:

اولا- برای تعداد زیادی اساسا کارت معرفی ناظر کاندیداها صادر نشده است.

ثانیا- کارتهای صادره در مورارد زیادی به صورتی صادر شده که امکان استفاده از آن وجود نداشته و ناظر نمی‌توانسته با ارائه آن عملا بر سر صندوق‌ها حاضر شود. به عنوان نمونه در موارد متعددی نام افراد اشتباه قید شده و یا حتی در موارد متعدد عکس مردان به کارت زنان و یا بالعکس الصاق شده و عملا مسوولان صندوق‌ها با این گونه کارت‌ها اجازه حضور ناظر معرفی شده را نداده‌اند.

ثالثا- کارت‌های ناظرین معرفی ‌شده از طرف کاندیداها با سلیقه مسوولان فرمانداری‌ها و برای صندوق‌هایی غیر از صندوق معرفی شده از طرف کاندیداها صادر شده بود که عملا امکان حضور ناظرین به دلایل مختلف از جمله : بعد فاصله، عدم شناسایی قبلی محل صندوق، عدم اطلاع ناظر از وضعیت محل و حتی عدم شناسایی مسوولان صندوق‌ها ممکن نبوده است.

رابعا- در موارد زیادی شماره صندوق‌هایی که ناظر برای آن معرفی شده بوده با شماره صندوقی که در محل بوده مطابقت نداشته و ناظر معرفی شده توسط مسوولان صندوق پذیرفته نشده و امکان حضور و نظارت ممکن نبوده است.

خامسا- در موارد متعدد کارت‌های ناظرین معرفی‌شده از طرف یک کاندیدا برای کاندیداهای دیگر ارسال گردیده است و به علت ضیق وقت امکان رفع این اشتباه و جابه‌جایی وجود نداشته است.

سادسا- مطابق قسمت دوم ماده واحده حضور نمایندگان نامزدهای ریاست‌جمهوری - نمایندگان نامزدها می‌توانند در شعب ثابت و سیار و نیز اماکن استقرار دستگاه شمارشگر حضور داشته و در صورت مشاهده تخلف مراتب را کتبا به ناظرین شورای نگهبان و هیات‌های نظارت شهرستان و استان و ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام نمایند ... در ادامه این ماده آمده است: حضور نمایندگان هر یک از نامزدها تا پایان اخذ رای، اماکن استقرار دستگاه شمارشگر ممنوع و جرم محسوب می‌شود و متخلف به شش ماه تا یکسال انفصال از خدمات دولتی و یا شش ماه تا یکسال حبس محکوم می‌شود. در حالی که قوانین مصوب کشور ما چنین مجازات‌های سنگینی را برای متخلفین پیش‌بینی کرده است در سراسر کشور هزاران نفر از نمایندگان اینجانب و سایر کاندیداها از شعب رای‌گیری اخراج و به سایرین هم اجازه نداده‌اند وظایف نظارتی خود را طبق آنچه در قوانین و آیین‌نامه‌های مربوطه آمده است عمل کنند. به طوری که فقط در بخشی از تهران صدها نفر از ناظرین اینجانب و دیگر کاندیداها اخراج شده و به گزارش‌های آنها به مراجع مسوول ترتیب اثر داده نشده است. تعداد بسیار زیاد دیگری هم که اخراج نشده بودند از اطلاع از هرگونه جریان رای‌گیری محروم شده‌اند.

3 - داستان صندوق‌های سیار

طبق ماده قانون انتخابات ریاست جمهوری تخصیص شعب سیار صرف برای مناطق صعب العبور کوهستانی و مسافت‌های دور و نقاطی که تشکیل شعب ثابت مقدور نیست تشکیل می شود و به رغم آب و هوای مناسب تمام کشور در نیمه خرداد ماه تعداد صندوق‌های سیار به طور غیر مترقبه‌ای به نحو چشمگیری افزایش یافت. در نقاطی این صندوق‌ها به کار گرفته شده که صندوق‌های ثابت در چند ده متری آن مستقر بوده و هیچ نیازی به استفاده از این صندوق‌های سیار نبوده است. این اقدام غیر قانونی علی‌رغم اعتراض کمیته صیانت از آرا در شرایطی صورت پذیرفته که به کاندیداها بر خلاف نص صریح متن ماده واحده قانون حضور نمایندگان کاندیداها در شعب ثابت و سیار، اغلب نماینده نامزد در صندوق‌های سیار همراه نبوده و ناظرین معرفی شده با عدم پذیرش آنها از طرف فرمانداریها و یا عدم امکان همراهی آنها با صندوق‌های سیار در زمان جابه‌جایی مواجه شده اند که با توجه به تعداد 14 هزار صندوق سیار عملا امکان هرگونه تخلف در این صندوق‌ها وجود داشته و شاید اصرار بر افزایش تعداد صندوق‌های سیار در همین راستا بوده است.

4 - تعرفه‌ها

به رغم این که تعداد تعرفه‌هایی که در هر دوره چاپ و منتشر می‌شود و براساس تعداد افراد واجد شرایط رای دادن است که مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال تعیین می‌کند و معمولا برای جلوگیری از کمبود تعرفه در زمان رای گیری درصدی معقول تعرفه اضافه می شود در این دوره علی رغم این که مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال جمعیت افراد واجد شرایط رای دادن را حدود 000/200/45 نفر اعلام کرده بودند، تعداد 000/600/59 برگه تعرفه رای با شماره سریال چاپ شد. در روز 21 خرداد ماه نیز علاوه بر آن، میلیون‌ها برگه تعرفه دیگر بدون شماره سریال چاپ شده است. چاپ این تعداد تعرفه به خودی خود مورد سوال و قابل تامل می‌باشد با وجود چاپ این همه تعرفه معلوم نیست چرا بسیاری از شعب اخذ رای به ویژه در مناطقی چون تبریز و شیراز و مناطق شمالی و شرقی و غربی تهران که اقبال مردم به کاندیداهای منتقد رییس جمهوری کنونی بسیار بالا بود در همان ساعات اولیه روز با کمبود تعرفه رای مواجه شده و مردم زمان زیادی در صف‌های طولانی زیر باران و طوفان منتظر ماندند.

5 - محدود کردن زمان رای گیری

با وجود اقبال عمومی مردم به رای دادن در این دوره که مورد تایید خاص و عام است و آمار تعداد شرکت کنندگان هم موید آن سات،‌معلوم نیست به چه دلیل برخلاف رویه معمول و علیرغم کمبود تعرفه در بعضی از مناطق که خود موجب عدم امکان رای دادن مردم در زمان مناسب بود، مسوولان برگزاری انتخابات در متوقف کردن زمان رای گیری چنان تعجیلی داشتند؟!! بنابر گزارش‌های متعدد در بسیاری از موارد مسوولان شعب نه تنها با بستن درب شعب اخذ رای مانع ورود مردم در صف می‌شدند بلکه حتی افرادی را که وارد شعبات اخذ رای شده بودند به بهانه اتمام وقت از محل اخراج می‌کردند و این در حالی بود که صدا و سیما در تبلیغات رسمی خود خلاف آن را بیان می‌کرد. وانگهی رویه گذشته و روح قانون اینست که تا آخرین فرد حاضر در محل رای گیری باید زمان اخذ رای تمدید شود. (بند 5-1) آیین نامه اجرایی قانون انتخابات)

مضافا طبق اصل 6 قانون اساسی اداره امور کشور با آرای عمومی است و رای دادن حق طبیعی همه شهروندان است و تشخیص وزیر کشور برای تمدید ساعات اخذ رای یک تشخیص گزینشی و سلیقه‌ای نیست و باید با نحوی از مجموعه شرایط و اوضاع و احوال تبعیت کند که هیچ شهروند حاضر در محل صندوق‌ها از این حق طبیعی خود محروم نشود. در حالی که به شرح فوق در این دوره هم میزان مشارکت مردم بسیار بالا بود و هم کمبود تعرفه‌ها در مناطق مختلف به صورتی بود که می بایست زمان رای گیری تا حداکثر زمان ممکن ادامه یابد. باوجود این شرایط وزیر محترم کشور برخلاف رویه گذشته تمدید ساعت رای گیری در سراسر کشور را محدود کرد. به طوری که برخلاف رویه و در بسیاری و در بسیاری از مناطق کشور در ساعت 9 شب زمان رای گیری پایان یافته اعلام شد و بسیاری از شهروندان علیرغم حضور در محل شعب اخذ رای موفق به رای دادن نشدند و آنان را از محل شعب اخذ رای اخراج کردند. جای تاسف است در حالی که شعار شرکت حداکثری آقایان در گفتار همه جا را در برگرفته بود در کردار عکس آن عمل کرده و علی رغم اینکه چهار نفر از نمایندگان ستاد اینجانب به وزارت کشور مراجعه کرده و درخواست ملاقات با وزیر جهت تمدید وقت رای گیری طبق روال گذشته کرده بودند، وزیر محترم کشور از پذیرفتن آن امتناع کرده و به این ترتیب اقدامات وزارت کشور و تعجیلی که در اعلام نتایج آرا به صورت مورد نظر خود داشت منجر به تضییع حقوق بسیاری از شهروندان و محرومیت‌ آنان از حق رای دادن هم گردید.

6- انتقال صندوق‌ها به فرمانداری

قانون انتخابات و آیین نامه مربوطه و نیز قانون نظارت نمایندگان کاندیدا تا حدود زیادی وظایف همه مسوول و هیات های اجرایی و نظارت را تعیین کرده و حداقل انتظار کاندیداها این است که اگر روح قانون اجرا نمی شود لااقل به ظواهر قانون و حداقل آن پابند باشند. متاسفانه این امر در انتخابات به هیچ وجه رعایت نشد و اگر در مرحله صدور کارت نمایندگان کاندیداها کارشکنی شده و با ترفندهای خاص از صدور به موقع کارتها و رساندن آن به نماینگان کاندیداها جلوگیری به عمل آمد در مرحله پایان رای گیری و صیانت از امانت مردم، قاون و اخلاق هم پایمال شد.

چنانکه در مرحله شمارش آرا و تنظیم صورت جلسات و فرمهای مربوط و انتقال صندوق‌ها از شعب اخذ رای به فرمانداری‌ها هیچ نظارتی از سوی نمایندگان ناظر کاندیداها جهت اطمینان از تطبیق محتوای صندوق ها با صورتجلسات تنظیمی مربوطه وجود نداشته است. در حالی‌که هنوز رای گیری در بعضی از مناطق و شعب به علت تاخیر در ارسال تعرفه ادامه داشت مسوولان ذیربط برخلاف قانون از صداوسیما قرائت پنج میلیون رای و نتیجه آن را آن هم نه براساس شمارش دستی آراء و صورتجلسات و فرمهای قانونی اعلام فرمانداری ها بلکه صرفا براساس اعلام صندوق ها و از طریق کامپیوتر اعلام کردند. در حالی که طبق نص صریح قانون ستاد انتخابات کشور می‌بایست آرای هر منطقه را جداگانه و براساس اعلام فرمانداری ها منتشر می‌کردند.

صرف‌نظر از تخلفات صورت گرفته در مراحل رای گیری اساسا میزان آرای اعلامی در ستاد تجمیع آرا هیچ گونه سنخیت با آرای پیش بینی شده توسط آن بخش از ناظرین که در صندوقها حضور داشته اند و خیل عظیم مردمی که این بار در شهرها و روستاها به دلیل حضور کاندیدهای جدید حاضر شده بودند و نیز سابقه رای گیری قبلی و میزان رای کاندیدای پیروز در گذشته مطابقت نداشته و اساسا آنچه در ستاد انتخابات و اتاق تجمیع آرا صورت می گرفت و از صداوسیما پخش می شد واقعی نبوده است. در این مورد گزارش نمایندگان هر سه کاندیدای معرفی شده به ستاد مرکزی انتخابات کشور به شرح ذیل که در ساعت 2:15 دقیقه صبح شنبه گزارش شده است قابل توجه می باشد.

«جناب آقای محصولی وزیر محترم کشور 88/3/23 ساعت 2:15 بامداد

با سلام

دقایقی قبل آماری توسط ستاد انتخابات کشور و آقای دانشجو در مقابل رسانه های داخلی و خارجی منتشر گردید که اینجانبان نمایندگان نامزدها در سایت شمارش آرا وزارت کشور هیچگونه اطلاعی از چگونگی دریافت و تجمیع و انتشار آن نداریم.

از آنجایی‌که طبق مواد 18 و 23 قانون انتخابات ریاست جمهوری، وزارت کشور پس دریافت صورتجلسات (و م 28) و روال قبل بایستی آمار را اعلام نماید به نظر می‌رسد اعلام نتایج فعلی مطابقتی با قانون ندارد.

ضمنا فضایی که برای استقرار نمایندگان کاندیداها درنظر گرفته شده دور از سایت شمارش آرا بوده و هیچگونه ارتباطی با این سایت ندارد. لذا در صورت استمرار این وضعیت حضور اینجانبان با عدم آن تفاوتی ندارد.

سید عباس احمدی (نماینده مهندس میرحسین موسوی)

عطاءاله سهرابی (نماینده محسن رضایی)

مسعود سلطانی فر(نماینده آقای کروبی)

رونوشت: دفتر مقام معظم رهبری ، هیات مرکزی نظارت بر انتخابات، ریاست محترم ستاد انتخابات

این نامه در حالی منتشر شده است که قانون حضور نمایندگان نامزدها به صراحت حق حضور نمایندگان کاندیداها را در مراحل مختلف تایید و ماده 18 و 32 قانون انتخابات ریاست جمهوری به صراحت خلاف اقدام ستاد انتخابات و تصمیماتی است که در اتاقی با حضور آقایان دانشجو ، محصولی و فردی دیگر اتخاذ می شود.

7- شیوه آرایش سبد آراء

مساله‌ای که در این انتخابات قابل تامل بوده و صحت انتخابات را در کنار بسیاری عوامل دیگر مورد تایید قرار داده است مساله نسبت تقریبا ثابت آراء میان کاندیداها در تمام مناطق کشور بوده است. به این معنا که نمودار آراء کاندیداها از ابتدای شمارش آراء و اعلام نتایج سراسر کشور به صورت خطی و تقریبا بدون نوسان در جهتی صورت پذیرفته که نهایتا به نتیجه‌ای که اعلام شد منتهی شود. به طور مثال حتی در محل تولد کاندیداها نیز میزان آراء کاندیدای برنده اعلامی از سوی وزارت کشور و به همان نسبت بوده است که در سایر مناطق بوده و این نیز قابل توجه است که اعلام نتایج برخلاف رویه گذشته بدون تعیین و تفکیک مناطق صورت پذیرفته است.

بخشی از تخلفات پیش از رای گیری

بر این تخلفات جدی که فقط بخشی از آن منعکس شد و تنها یک مورد آن برای ابطال انتخابات کافی است این را نیز باید افزود که انتخابات از آغاز با شرایط نابرابر و با سوءاستفاده از امکانات دولتی و عمومی به صورت گسترده و اساسی صورت گرفته که از آن می‌توان به موارد زیر به اختصار اشاره کرد.

1- استفاده از رسانه ملی چه پیش از شروع تبلیغات رسمی و چه بعد از آن به نفع یک کاندیدای خاص که ما در این مورد حضور و اقدام جمعی از کارشناسان برجسته و مستقل در یک هیات حقیقت یاب این تبلیغات را بررسی کرده و مشخص می نماید تال چه اندازه به طور غیرعادلانه برای پیروزی یک نفر از این رسانه دولتی اسنفاده شده است؟!

2- در همین بخش و استفاده از این امکانات دولتی به کارگیری رسانه های دولتی از جمله روزنامه ایران، کیهان، جوان و غیره و نیز سایر رسانه‌ها که از کمک‌ها و امکانات دولتی استفاده می کنند اشاره کرد.

3- استفاده از هواپیما و وسایل نقلیه دیگر دولتی در سفرهای تبلیغاتی در دوره تبلیغات رسمی انتخابات و قبل از آن بریا همین منظور.

4- بسیج نیروهای ادارات و آموزش و پرورش گاهی با حکم ماموریت و برخورداری از فوق‌العاده ماموریت برای شرکت در مراسم استقبال از کاندیدای خاص.

5- افتتاح پروژه‌های عمرانی در دوره مشخص شده برای فعالیت انتخابات و استفاده از این اقدام جهت تبلیغ خود.

6- افتتاح پروژه‌های ناتمام به عنوان پروژه‌های تمام شده مثل پروژه راه آهن شیراز- اصفهان یا کرمان - زاهدان.

7- پرداخت حقوق معوقه کارکنان دولت و فرهنگیان و افزایش حقوق بازنشستگان و توزیع سهام عدالت در ماه‌های آخر منتهی به انتخابات.

8- سخنرانی‌های تبیلغاتی وزرا در دوره تبلیغات انتخاباتی به نفع کاندیدای خاص از جمله سخنرانی وزیر راه، معاون اول رییس جمهور و وزیر دادگستری با تکیه بر سمت آنها.

9- قطع خدمات مخابراتی از جمله قطع سرویس پیامک‌ها در روزهای رای گیری که مهم ترین وسیله ارتباط ناظرین معرفی شده با ستادها بوده است.

شایان ذکر است که پیش از برگزاری انتخابات، رییس ستاد انتخابات تاکید کرده بود که به دلیل عضویت ایران در اتحادیه بین المللی مخابراتی به هیچ وجه سرویس‌های مخابراتی قابل قطع شدن نیست و از این بابت نگرانی وجود نخواهد داشت.

همه این موارد به علاوه موارد فراوان دیگری که در نامه‌های قبلی اعلام شده در صورتی که با اندک توجه به قوانین مورد بررسی قرار گیرد از موجبات ابطال انتخابات در سراسر کشور می باشد.

میرحسین موسوی


...................................................................................

mercredi, juin 17, 2009

درخواست مشترک خاتمی و موسوی از رئیس قوه قضاییه


قلم - میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی در نامه ای مشترک به آیت الله هاشمی شاهرودی از وی خواستند تا نسبت به خاتمه دادن به وضعیت نگران کننده و تحریک آمیز کنونی و جلوگیری از برخورد خشونت آمیز با مردم و آزادی دستگیر شدگان، هرگونه اقدام و مساعدتی را که میسر است، مبذول کند.

به گزارش قلم نیوز، متن نامه مشترک میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی خطاب به رییس قوه قضاییه به این شرح است:

"بسمه تعالی
حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی ، ریاست محترم قوه قضاییه
با سلام و تحیت

افزون بر مکانت قوه قضاییه و محوریت آن در دادگستری و تامین عدالت و حقوق مردم و حسن توجه جنابعالی به حقوق شهروندی و مواضع منصفانه شما در قبال مسایل جاری قضایی سبب می شود که در باب قضایای نگران کننده روزهای اخیر از جنابعالی درخواست رسیدگی و پیگیری عاجل و اساسی است.

در فضای اجتماعی امروز شاهد حضور مردمی هستیم که احساس می کنند در حق آنها جفاشده است و در اعتراض خود رفتاری کاملا مدنی را نشان می دهند.

طبق گزارش های متقن برخوردهای خشونت آمیز با اجتماعات و افراد عادی و نیز حمله به مجتمع های مسکونی و منازل مردم به جرم اینکه اعتراض خود را با ذکر مبارک الله اکبر نشان می دهند و ضرب و جرح زنان و مردان وتخریب ساختمان و ویران کردن و مسایلی صورت می گیرد که با هیچ یک از معیارهای قابل قبول جمهوری اسلامی سازگار نیست و نتیجه ای جز بد بینی جامعه به نظام نخواهد داشت.

علاوه بر این تهاجم به دانشگاه ها و خوابگاه های دانشجویان عزیز و ضرب وشتم و دستگیری جوانان از دختر و پسر مزید برعلت شده است. مستحضریدکه در چند روز گذ شته موج دستگیری ها بدون رعایت موازین قانونی چهره های شاخص سیاسی و اجتماعی و متعهدان مردم ، تهران و شهرهای مختلف را دربرگرفته است.

دستگیری این شخصیت ها و افراد که قالبا نقش فعال و موثری در خدمت به مردم کشور و جلوگیری از خشونت و رفتارهای غیر مدنی دارند نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه موجب تخریب افکار عمومی و تشدید نگرانی و ناآرامی هاست.

متاسفیم که اقدام های تشنج آمیز و در پی آن برخوردهای خشن ماموران احیانا به کشتار نیز منتهی شده است. بدون تردید ایجاد چنین تشنج هایی از موارد مشکوکی است که ساحت مردم بزرگوار که رشد و رفتار مدنی خود را از جمله در راهپیمایی شکوهمند روز دوشنبه نشان داده اند از آن بری است. ما همواره مردم را به قانون و نظم و آرامش دعوت کرده ایم و در این زمینه از جنابعالی نیز استمداد می کنیم .

از آن جناب می خواهیم که بر حکم مسوولیت شرعی و قانونی و نیز احساس مسوولیتی که در دفاع از حقوق شهروندان دارید نسبت به خاتمه دادن به وضعیت نگران کننده و تحریک آمیز کنونی و جلوگیری از برخورد خشونت آمیز با مردم و آزادی دستگیر شدگان، هرگونه اقدام و مساعدتی را که میسر است مبذول نمایید.

میرحسین موسوی، سید محمد خاتمی"

منبع (قلم نیوز)


ما ایرانیم. پیگیر و نجیب، سبز و زخمی


دو روز است جانم در آمده برای جایی گذاشتن این نوشته. نمی دانم اینجا بالا بیاید یا نه. دسترسی به هیچ چیز نداریم. لطفا اگر قابل خوانده شدن است به هر طریق منتشرش کنید

ما شرق نشین ها، که در کشتی غول پیکر و بی ضربان و تند پیمای دنیای امروز، هنوز نشسته بر یک تخته پاره ایم اسیر موج و گردابی چنین هائل. ما که هیچ نداریم غیر از هیجان و تحقیر و گیجی. ما که قرار است قرن ها عقب ماندگی از دنیا را در سالی و دهه ای و ماهی جبران کنیم و تاوان دادنش هم انگار ناگزیر است.

داشتیم زندگیمان را می کردیم. بد و تلخ و سنگین و ناروا. اما زندگی مان را می کردیم. تا رسیدیم به گردنه یک انتخاب دیگر، می خوانی انتصاب دیگر هم بخوان. موج شدیم و شور شدیم و خروشیدیم که می خواهیم بتوانیم. می توانیم بخواهیم. به هم ریختیم. جمع شدیم. تفریق شدیم. تکثیر شدیم. شور و هیجان شدیم. به خیابان ریختیم بی جنگ و خشونت. با شادی و رنگ. تحقیرمان کردند رفقای شکل خودمان. انکارمان کردند متعصبان قدرت در خشاب. پوزخند کردند راهمان و امیدمان را.

اما ما خواستیم خواسته مان را از تنها راه مدنی موجود بیان کنیم. با هم. انگار این بار این قدر رشد کرده بودیم و آن قدر سبز شده بودیم که تاریخی ترین هم زبانی آفریده شد. و به بدوی ترین و خشن ترین شکل انکار و تحقیر شدیم. و امروز گیج و مبهوت مانده ایم که چه شد؟ چرا؟ مانده ایم که این چه بازی خوردنی بود؟ این چه کاری بود کردیم؟ و باز هم رسانه دیکتاتور انکارمان می کند و فحاشی می کند. رفقای تحریم گر هم همین کار را می کنند. مثل قبل. فقط همین عوض نشده.

می خواهم از این بهت بیرون بیایم . از این یاس. می خواهم سعی کنم نگاه کنم بدون هیجان و بدون تعصب. و فکر کنم. امروز این را که می نویسم خطرش بازداشت است به شیوه آدم ربایی. شعار که می دهم خطرش گلوله است از دو متری. سبز که می پوشم خطرش باتوم و چاقو است بدون هشدار. پس اگر این ها را که می گویم نقد می کنی و می خندی، لااقل تکیه نده به صندلیت. لااقل لیوانت را زمین بگذار و صاف بنشین. به احترام خونها و جانهایی که کنارمان ریخته و رفته.

وقتی گفتیم ما تغییر می خواهیم نه انقلاب، گفتند این نظام تغییر پذیر نیست. با انتخاب اصلاح نمی شود. امروز می گویند دیدید؟ آن روز می گفتیم غیر از این می ماند به خیابان رفتن و گلوله خوردن. امروز آن رفقا را نمی بینیم کنارمان. می شنوم که هم صداها می گویند خطا کردیم و بازی خوردیم که رای دادیم و شرکت کردیم. چرا رفقا؟ در بهت روز اول و دوم می فهمیدم این جمله را. اما حالا؟ باور دارید که اشتباه کردیم؟ فکر کنید.

اگر همه ما نمی رفتیم پای آن صندوق، امروز چه خبر بود؟ کسی می گفت حکومت کودتا؟ کسی می گفت حق مردم؟ کسی می گفت ایران شبیه رییس جمهورش نیست؟ کسی باور می کرد می شود روبروی زور ایستاد، هر چه قدر هم زیاد باشد؟ ما اولین هم صدایی را روز جمعه تجربه کردیم. و این یک هم صدایی ساده و اتفاقی نبود. و امروز ما کوتاه نیامده ایم. آن طرف قضیه هم. اگر می خواهید از این بهت در بیایید شاید این چند جمله کمک کند.

برای درست جنگیدن باید جنگ را و ماهیتش را و طرفینش را بشناسیم. می گویند موسوی سال 67 چه می کرد؟ کروبی چه می کرد؟ رضایی چه می کرد؟ چه فایده ای دارد در قالب این حکومت تغییر کردن؟ چطور می توانی الله اکبر بگویی؟ چطور خرافات سبز را می چسبانی به خودت؟ مثل 57 گولتان می زنند.

این بدیهی است که جنگی دراز هست بین دین و مخالفت با دین. این که من کدام طرفم را اجازه بدهید به خودم مربوط باشد. اگر جنگ شما امروز این است، پس تکلیفتان معلوم است. بهت چرا؟ اگر طرف دینید چاقو بردارید و بزنید. اگر آن طرفید هم سنگر بگیرید پشت پنجره و بی صدا بخندید به تار و مار شدن ما. اما جنگ من این نیست. جنگ ما این نیست.

ما می جنگیم روبروی دروغ. روبروی ابتذال. روبروی قانون شکنی. روبروی تعصب کور. دختر جوان محجبه کنار دست من. مرد کراوات زده روبرو. زن خانه دار پشت سر. پیرمرد مومنی که هم صحبتم شده میان جمعیت و اشک می ریزد و ذکر می گوید و نفرین می کند ظالم را. او الان بهترین هم صف من است. من این قدر از سیاست می فهمم که وقتی پشت پیشرویی می ایستم تا آخر پشتش را خالی نکنم. موسوی هر چه بوده، هر چه هست یا کروبی یا حتی برادر محسن پاسدار، امروز بیشتر کنار منند تا تو ، رفیق تحریمی بی خاصیت. تو برخلاف همه ادعاهای بزرگت کوچکتر از آنی که حتی کنار دست بچه های کوچک سر کوچه جرات حس کردن این همدلی را از نزدیک داشته باشی. و تو چقدر شبیه آن تفنگ به دست قایم شده پشت پنجره فحش می دهی. و چقدر شبیه دوربین خاموش رسانه قدرت. شما چقدر شبیه همید. جنگ ما جنگ دین و بی دینی نیست. جنگ منطق و بی منطقی است. جنگ ما است در این جمعیت با هر که این جمعیت پشتش را لرزانده و کف به دهانش آورده.

ما صدها هزار نفر از کنار بزرگترین مرکز بسیج خیابان آزادی آن روز گذشتیم. فضای بازش پر از لباس شخصی و گارد و پلیس بود. ما زنجیر سبز درست کردیم روبروی این ستاد. نگذاشتیم کسی نزدیک شود، توهین کند، تحریک کند. شعار همدلی دادیم. وقتی رفتیم پلیس و بسیجی را به آغوش کشیدیم و گفتیم که جنگ نداریم. آنها هم گفتند. آقای پلیس حواسش نبود. چشم می گرداند و می گفت پسر خودم هم انگار این جا است. می دانم آن که غروب آتش کشید به مردم او نبود که در آغوش من بود و آن که آتش زد ساختمان را ما نبودیم. این شمایید که می خواهید مملکت را به آتش بکشید. شمای این طرف و شمای آن طرف.

ما گفتیم اهل جنگ نیستیم. اما الان به توی متعصب این طرف و توی متعصب آن طرف می گویم اهل کوتاه آمدن هم نیستیم. اهل ناامید شدن هم نیستیم. مطالباتمان معلوم است و به هیچ قدرتی هم باج نمی دهیم و با هیچ کس هم پدرکشتگی نداریم. نیامده ایم برای کوبیدن دین یا بی دینی. ما می رویم برای گرفتن حق مان. برای پیگیری ناحقی ها. برای خون هایی که ریختند و توهین هایشان. من متعقدم این جغرافیا خوب یا بد، چند دهه را در چند روز پشت سر گذاشت و بزرگ و بالغ شد. فقط تویی که جا ماندی دوربین قدرت. و تو تحریم گر تحقیرگر ملت. و تو چاقو به دست کور برادر کش. و تو که فکر و ذکرت محو کردن الله اکبر است. محسن رضایی و مهدی کروبی و میرحسین امروز با همه سوابقشان از تو به من نزدیک ترند. باور کنیم که صف دوست و دشمن ما روشن شده و تغییر کرده. اگر آن تفنگ روبرو دهان باز کند، این پیرمرد مومن و من گلوله می خوریم نه تو. و دنیا را من خبر کرده ام، نه تو. پیرمرد مومن کنار من مرا تفتیش نمی کند و من هم او را. تو برو خود را باش مفتش!

و شما رفقای هم صدای ناامید. آزادی هزینه دارد. خون می خواهد. ما که نخواستیم خون کنیم. پس ناامید نشویم. پشیمان نشویم از کاری که کردیم. اگر میرحسین بی دردسر آمده بود امروز صدایمان را دنیا می شنید؟ امروز این همه با هم بودیم؟ ناامید نباشید. نترسید. به هیچ وجه اسیر خشونت نشوید. کینه را سر مخالف نریزید. آرام باشید. از درگیری و آشوب فاصله بگیرید و به کسی که پشتش ایستاده اید اعتماد کنید. او اولین کسی است که میدان را خالی نکرده. بگذارید این هم صدایی به جایی برسد. ما تا همین جا هم برنده ایم. مواظب خودتان و سلامتتان باشید. ما آرامش را پس می گیریم. مثل حق مان. مثل پرچممان. شاید بخندید. اما هنوز می گویم. اندکی صبر... سحر نزدیک است. من شش سال پژوهشگری کرده ام. می دانم کم است. اما باور کنید کافی است. ما حتی اگر سرکوبمان کنند زنجیری را شکسته ایم و آغوشی را یافته ایم.

گفته بودم راضیم که جای انگشتم بر گلوی ابتذال بنشید و خسته اش کنم. چرا ناراضی باشم حالا که جای انگشتم بر پیشانیش رسوای عالمش کرده و نفسش را بریده ام. مرا می توان سرکوب کرد، اما کاری که کرده ام را نه. می ماند تا ابد. تا ایران هست. ما ممکن است بشکنیم، اما ممکن نیست سر خم کنیم یا خشونت کنیم. ما ایرانیم. پیگیر و نجیب و سبز و زخمی.

فرجام


چهارشنبه 27 خرداد در تهران چه گذشت!



روز چهارشنبه (۲۷ خرداد، ۱۷ ژوئن) با دو خبرتازه آغاز شد. خبر نخست به هشدار باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا و خبر دوم به فراخوان میرحسین موسوی به تظاهرات مربوط می‌شد. اوباما هشدار داد که جامعه جهانی نباید امید چندانی به موسوی ببندد، زیرا سیاست‌های وی، در بنیاد، تفاوت خیلی زیادی با سیاست‌های احمدی‌نژاد نخواهد داشت.

موضع اوباما و سود و زیان موسوی

تحلیلگران داخلی، ابراز عقیده کردند که ممکن است اظهار نظر اوباما خوشایند هواداران موسوی نباشد، اما در نهایت به سود جنبش فعلی است. آن‌ها بر این نکته تاکید می‌ورزند که رسانه‌های دولتی و مراکز قدرت، پس از راه‌پیمائی عظیم روز دوشنبه، تبلیغات گسترده‌ای را در این زمینه آغاز کرده‌اند که ناآرامی‌های اخیر را آمریکا و اسرائيل تحریک می‌کنند. در این شرایط، پشتیبانی اوباما از موسوی نمی‌توانست به وی کمک کند.

خبرگزاری رویترز دیروز به نقل از بخش انگلیسی سیمای جمهوری اسلامی ایران، گزارش داده بود که چند نفر به عنوان عامل اصلی ناآرامی ‌های اخیر دستگیر شده‌اند که مواد منفجره و سلاح گرم در اختیار داشته‌اند. اما امروز در این مورد هیچ خبر تازه‌ای منتشر نشد. ناظران داخلی بیمناک پرونده‌سازی‌های خطرناک برای برخی از دستگیر شدگان هستند.

انتقاد وزیر کشور از موسوی

خبرگزاری فرانسه، از تهران گزارش داد که به رغم ممنوعیت دولتی، معترضان، در پایان تظاهرات دیروز خود اعلام کردند که امروز نیز ساعت ۵ بعد از ظهر در میدان هفت‌تیر گرد خواهند آمد. دفتر میرحسین موسوی، دیروز از مردم خواسته بود که جان خود را با حضور در میدان ولی‌عصر به خطر نیاندازند. وی در عین‌حال از وزارت کشور خواسته بود که برای یک راه‌پیمائی مسالمت آمیز در روز چهارشنبه مجوز قانونی صادر کند.

موسوی پیشنهاد کرده بود که راه‌پیمائی در ساعت ۴ بعد از ظهر امروز از میدان انقلاب آغاز شود و تا میدان آزادی ادامه یابد. پایگاه اینترنتی موج سبز که به پویش حمایت از موسوی و خاتمی تعلق دارد نوشت که تظاهرکنندگان میدان هفت تیر نیز به این راه‌پیمائی می‌پیوندند.

اما صادق محصولی وزیر کشور در گفت‌وگوئی با خبرگزاری فارس اعلام کرد که برای تجمع میدان هفت تیر مجوز قانونی صادر نشده است.

محصولی میرحسین موسوی را بدون ذکر نام مورد انتقاد قرار داد و گفت: «اگر قرار باشد از کسی قانونمداری انتظار داشته باشیم، اول از کسانی انتظار می‌رود که خود برای رئیس‌جمهور شدن ثبت‌نام کرده‌اند. قانون‌مداری تنها در شعار نیست و این‌گونه نیست که کسی شعار قانون‌مداری بدهد و به آن عمل نکند. تجمع و راه‌پیمائی دارای قانون است و کسی که درخواست داشته باشد درخواست او بررسی می‌شود و اگر به کسی مجوز داده نشود، تجمع و راه‌پیمائی او غیرقانونی است».

همبستگی با خانواده‌های قربانیان

میرحسین موسوی، در عین‌حال با صدور بیانیه‌ای مردم را به همبستگی با خانواده‌های قربانیان روزهای اخیر فراخواند. وی در بیانیه خود نوشت: «بعضی از هموطنان ما زخمی یا حتی کشته شده‌اند. من از ملت می‌خواهم که از خانواده‌های آنان پشتیبانی کند. این پشتیبانی می‌تواند به صورت ملاقات با خانواده‌ها، شرکت در مراسم و یا تظاهرات آرام انجام شود». موسوی افزود که خود نیز در این مراسم شرکت‌خواهد کرد.

نیمروز چهارشنبه خبرگزاری فرانسه گزارش داد که میرحسین موسوی امروز بار دیگر خواستار ابطال انتخابات ریاست‌جمهوری شد.

دستگیری پسر جلائی‌پور

ساعت ۲ و نیم بعد از ظهر، خبرگزاری فرانسه خبر داد که حمیدرضا جلائی‌پور از نزدیکان موسوی در خانه‌ خود دستگیر و چند ساعت بعد آزاد شده است. جلائی پور بعدا گفت که به خاطر فرزندش محمدرضا جلائی پور بازداشت شده که از افراد تیم موسوی است. به گفته حمیدرضا جلائی پور، محمدرضا که دانشجوی آکسفورد است، هنگامی که قصد داشته همراه همسرش به لندن پرواز کند، در فرودگاه بازداشت شده است.

به احمدی‌نژاد توهین نکنید!

خبرگزاری آلمان، در گزارش کوتاهی نوشت: « میرحسین موسوی از مردم خواسته است که در تظاهرات خود از سردادن شعارهائی که احمدی‌نژاد را مورد توهین قرار می‌دهد خودداری کنند».

ساعت سه بعد ازظهر، آسوشیتدپرس از ادامه تظاهرات خبر داد و نوشت: «میرحسین موسوی روز چهارشنبه مردم را به یک تظاهرات بزرگ در روز پنجشنبه فراخواند و به این ترتیب، در برابر رهبری مذهبی ایران علی خامنه‌ای ایستاد. خامنه‌ای شامگاه سه شنبه از مردم خواسته بود که اعتراض‌های خود را در چارچوب قانون انتخابات مطرح کنند و پشت حکومت اسلامی بایستند. خواستی که با توجه به اعتراضات پس از انتخابات غیرمعمولی است».

تهدید شدید وبلاگ نویسان

آسوشیتدپرس همچنین به بیانیه شماره ۴ سپاه پاسداران اشاره کرد که طی آن وبلاگ نویسان و مسئولان سایت‌های اینترنتی به مجازات سنگین تهدید شده‌اند.

متن بیانیه سپاه به وسیله ایرنا انتشار یافت. در این بیانیه آمده است: «مردم شجاع و دلاور ایران! متاسفانه جریانات منحرف از اصول و ارزش‌های انقلاب، که از سال گذشته پشت سر همه اغتشاشات کشور حضور داشته‌اند، پیش از انتخابات در صدد ایجاد بحران در کشور بوده و اغتشاشات این روزها که ارازل و اوباش به جان و مال و ناموس مردم افتاده‌اند، نتیجه برنامه ریزی از پیش طراحی شده به وسیله آن‌ها است».

سپاه پاسداران، ضمنا رایوهای فارسی زبان خارج از کشور را رسانه‌های تحت حمایت سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلستان قلمداد کرد و نوشت که "فعالیت‌های مخرب" آن‌ها بیانگر کینه‌توزی و حرکت بی‌انصافانه ضد مردمی است.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ادعا کرد که از عوامل اصلی شبکه‌های اینترنتی شناخت کامل دارد و تمام مستندات لازم را به آگاهی عموم خواهد رساند و مجازات قانونی آن‌ها بسیار سنگین خواهد بود.

شب میهن سیاه است

حدود ساعت ۵ بعد از ظهر شاهدان عینی در تماس با دویچه وله گفتند که تا قبل از پایان نیمه اول مسابقه فوتبال ایران و کره، جمعیت در میدان هفت تیر خیلی زیاد نبود، اما پس از آن به سرعت فزونی یافت. جمعیت همه لباس سیاه پوشیده‌اند، باندی سبز بر بازو یا مچ و شاخه گلی در دست دارند. آن‌ها هیچ شعاری نمی‌دهند. تنها روی پلاکاردهایشان نوشته‌اند: «شب میهن سیاه است/ اگر خاموش بنیشنی گناه است» و «همراه شو رفیق/ کاین درد مشترک/ هرگز جدا جدا/ درمان نمی‌شود».

اعتراض رسمی موسوی به لباس‌شخصی‌ها

ساعت ۵ و ۱۰ دقیقه بعد از ظهر، سایت "کلمه" متعلق به هواداران موسوی، متن نامه سرگشاده‌ای را منتشر کرد که میرحسین موسوی در اعتراض به جنایات لباس شخصی‌ها خطاب به شورای عالی امنیت کشور نوشته است. در این نمه سرگشاده آمده بود: «.... به آن شورا متذکر می‌شوم این پدیده شوم که متصدیان برقراری امنیت و نظم، در خلال صفوفشان از نیروهای لباس شخصی استفاده کنند، تنها نشان می‌دهد که نیروی انتظامی از مغایرت اعمال خود با شان و وظیفه قانونی‌اش کاملا اطلاع دارد، به صورتی که حاضر نیست ننگ این اعمال به لباس متحدالشکل او نسبت پیدا کند».

موسوی ضمن محکوم کردن این رویه از کلیه مقامات ذیربط خواست که برای کمک به حفظ آرامش و امتناع از تحریک اجتماعات خودجوش و مردمی فورا از مداخلات این افراد جلوگیری کنند.

صد هزار نفر در میدان ۷ تیر

دفتر خبرگزاری رویترز در تهران حدود ساعت هفت و نیم خبرداد که دهها هزار نفر در میدان ۷ تیر و خیابان‌ها و کوچه‌های منشعب از آن در سکوت اجتماع کرده‌اند. برپایه این گزارش، بیشتر حاضران نوارهای سبز بر بازو و پیشانی دارند که نشانه حمایت از موسوی است. بسیاری از تظاهرکنندگان، دست‌هایشان را به علامت صلح بالا گرفته‌اند. خبرگزاری آلمان تعداد تظاهرکنندگان را ۱۰۰ هزار نفر اعلام کرد. این خبرگزاری نوشت که مردم خیابان‌ها و میدان‌های مرکزی شهر را با تجمع خود بلوکه کرده‌اند و پلیس کنترل اوضاع را در دست دارد.

قبل از تاریکی در خانه

ساعت ۹ و نیم شب به وقت تهران، یک شاهد عینی که در تظاهرات میدان ۷ تیر شرکت داشت، در تماس تلفنی به ما گفت: «من دارم به خانه برمی‌گردم. اما هنوز هم جمعیت تازه‌ای به سوی میدان ۷ تیر می‌روند». به گفته این شاهد عینی، امروز بیانیه شماره چهار میرحسین موسوی میان شرکت‌کنندگان در تظاهرات پخش شد. در این بیانیه، موسوی از مردم خواست که قبل از تاریک شدن هوا به خانه‌هایشان بازگردند.

ماموران انتظامی دیروز و امروز در محل تظاهرات حضور داشتند، اما از برخورد با مردم پرهیز کردند. اما مردم نگران آن‌هستند که با تاریک شدن هوا، لباس شخصی‌ها به کسانی که هنوز در خیابان مانده‌اند حمله کنند.

نقل از دویچه وله، سایت رادیو آلمان
اصل مطلب


مجمع روحانیون درخواست مجوز کرد

راهپمایی عمومی در روز شنبه 30 خرداد از ساعت 16 تا 19 از انقلاب تا آزادی
دولت احمدی‌نژاد تاکنون با جلوگیری از برگزاری قانونی تجمعات اصلاح‌طلبان، به گسترش خشونت‌ها کمک کرده است.
مجمع روحانیون مبارز در نامه‌ای به فرمانداری تهران برای روز شنبه مورخ 88/3/30 به منظور برگزاری راهپیمایی از میدان انقلاب تا آزادی درخواست مجوز کرد.

به گزارش «موج سوم» به نقل از سایت كلمه، مجمع روحانیون مبارز در نامه‌ای به فرمانداری تهران برای روز شنبه مورخ 88/3/30 به منظور برگزاری راهپیمایی از میدان انقلاب تا آزادی درخواست مجوز کرد.

یک مقام مسئول در مجمع افزود در این راهپیمایی که با حضور حجت الاسلام و المسلمین خاتمی و اعضاء مجمع برگزار خواهد شد، میرحسین موسوی سخنرانی خواهد کرد. وی اظهار داشت: در پی تقاضای مکرر مردم حق طلب برای صیانت از آراء خود در نامه‌ای به فرمانداری تهران صدور این مجوز درخواست شد.

این راهپیمایی از ساعت 16 تا 19 بعدازظهر صورت می‌گیرد و هدف از این راهپیمایی پی‌گیری مطالبات قانونی و تداوم اعتراض مدنی آنان است.
این تشکل روحانی اصلاح‌طلب پیش از این هم در بیانیه‌ای تصریح کرده بود: برای دفاع از جمهوریت اسلامی نظام و بازگرداندن اعتماد عمومی و نگاهبانی از موج آشتی ملی با صندوق‌های رای، ابطال این انتخابات و تجدید آن در فضایی عادلانه‌تر و منطقی‌تر راه‌کار مناسب است یا دست کم تعیین هیاتی بی‌طرف و کاردان و شجاع برای حقیقت‌یابی و اعلام نظر نهایی به ملت و رهبری تصمیمی درست در جهت آرمان‌های والای انقلاب و اندیشه‌های حضرت امام و تقویت اعتماد ملی است.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی موج سوم


...................................................................................